WEBVTT

1
00:00:03.000 --> 00:00:14.000
..:: ارائه شده توسط وب سایت سینمافریک ::..
.::  CinemaFreak.Net ::.

2
00:00:15.031 --> 00:00:16.199
آنچه گذشت...

3
00:00:16.224 --> 00:00:17.600
البته قصد نداری زندگیت رو

4
00:00:17.768 --> 00:00:19.423
جوری بگذرونی که فقط بقیه رو راضی نگه داری.

5
00:00:20.110 --> 00:00:21.458
می‌تونم به اسمِ کوچیک صدات کنم؟

6
00:00:21.522 --> 00:00:23.315
آره، حتماً.

7
00:00:23.816 --> 00:00:24.859
السپت هستم.

8
00:00:24.884 --> 00:00:26.261
و منم کلر هستم.

9
00:00:26.311 --> 00:00:28.813
تنها خواهشم اینه
که با این کلودل تماس بگیری

10
00:00:28.847 --> 00:00:30.478
و تشویقش کنی که با من ملاقات کنه.

11
00:00:30.503 --> 00:00:31.504
بهش فکر می‌کنم.

12
00:00:31.608 --> 00:00:33.318
به‌نظرت فرانک داره شکنجه‌ت می‌کنه؟

13
00:00:33.569 --> 00:00:35.947
دیگه واقعاً نمی‌دونم چی واقعیه و چی نیست.

14
00:00:36.013 --> 00:00:37.473
راب کمرون.

15
00:00:37.498 --> 00:00:39.495
اون اتفاقی راهنمایِ سفر در زمانِ من رو خوند.

16
00:00:39.539 --> 00:00:42.252
هیچ‌کس توی ریج از وجودِ این طلاها خبر نداره.

17
00:00:42.282 --> 00:00:43.825
نباید بذاریم بفهمن.

18
00:00:43.850 --> 00:00:46.021
کتابِ بابا هشدار داده که یه جنگ توی مناطق دورافتاده در راهه.

19
00:00:46.086 --> 00:00:48.146
ما به چیزی خیلی
بیشتر از چندتا تفنگ شکاری نیاز داریم،

20
00:00:48.171 --> 00:00:49.942
و ساوانا همون جاییه که می‌شه گیرشون آورد.

21
00:00:49.967 --> 00:00:52.052
لرد جان گری یه امان‌نامه هم

22
00:00:52.077 --> 00:00:53.458
همراه با دعوت‌نامه‌ش فرستاده.

23
00:00:53.638 --> 00:00:56.115
داری توی زمینِ من یه گروه شبه‌نظامیِ وفادار به سلطنت راه میندازی.

24
00:00:56.140 --> 00:00:56.932
همین‌طوره.

25
00:00:56.981 --> 00:00:57.899
اگه فکر کردی اجازه می‌دم،

26
00:00:57.996 --> 00:00:59.944
سخت در اشتباهی!

27
00:01:03.473 --> 00:01:06.392
درباره‌ی نقشه‌ت برای آوردن اسلحه
و مسلح کردنِ ریج تجدید نظر کردم.

28
00:01:06.417 --> 00:01:08.836
هنوزم خطرناکه، ولی کتابِ رندال می‌گه

29
00:01:08.861 --> 00:01:10.488
جنگی که به محاصره‌ی ساوانا پایان می‌ده،

30
00:01:10.550 --> 00:01:12.260
نهم اکتبر اتفاق می‌افته.

31
00:01:13.227 --> 00:01:14.895
ارتش قاره‌ای شکست می‌خوره.

32
00:01:15.038 --> 00:01:16.581
جنگ خونین خواهد بود، اما...

33
00:01:16.827 --> 00:01:18.287
به مرکز شهر نمی‌رسه.

34
00:01:18.594 --> 00:01:19.970
پس اگه اونجا منتظر بمونید تا جنگ تموم بشه،

35
00:01:19.995 --> 00:01:22.498
جاتون امنه؛ همین‌طور برای فرگوس و مارسلی.

36
00:01:23.132 --> 00:01:25.760
و البته بچه‌ها هم می‌تونن پیش ما بمونن.

37
00:01:26.462 --> 00:01:29.256
این رو ببر برای سرهنگ دوم فرانسیس ماریون.

38
00:01:29.421 --> 00:01:31.882
کتاب می‌گه اون همراه با ارتش قاره‌ای

39
00:01:31.907 --> 00:01:33.046
توی ساواناست.

40
00:01:33.777 --> 00:01:35.571
اون تجربه‌ی زیادی تو
گروه‌های شبه‌نظامی داره.

41
00:01:35.828 --> 00:01:38.247
شاید مایل باشه
مردای مناطق دورافتاده رو مسلح کنه.

42
00:01:38.272 --> 00:01:39.982
پس داریم گروه شبه‌نظامیِ خودمون رو راه می‌ندازیم؟

43
00:01:40.017 --> 00:01:43.145
آره، یا این کار رو می‌کنیم یا به بنجامین کلیولند

44
00:01:43.170 --> 00:01:45.144
و گروه مردانِ کوهستانش ملحق می‌شیم.

45
00:01:45.831 --> 00:01:49.460
عمراً اگه بخوام به اون عوضیِ آدمکش گزارش بدم.

46
00:01:49.485 --> 00:01:51.821
آدم با خودشه حداقل باید یه کم بدرخشه،

47
00:01:51.869 --> 00:01:53.246
مثل توی فیلما.

48
00:01:58.353 --> 00:02:01.022
اوم، پس راهزنا چی؟

49
00:02:01.742 --> 00:02:03.098
می‌خوای مثل سری پیش

50
00:02:03.123 --> 00:02:04.667
-  ازشون گلوله‌ی تفنگ بسازی؟
- نه.

51
00:02:05.149 --> 00:02:06.335
وقتی نداریم.

52
00:02:06.502 --> 00:02:08.295
ولی یه ایده‌ای دارم.

53
00:02:09.795 --> 00:02:17.795
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

54
00:04:19.787 --> 00:04:21.236
این بوی گندِ
وحشتناک چیه؟

55
00:04:21.362 --> 00:04:23.364
یه هدیه‌ی کوچیک از طرف جیمی و کلره.

56
00:04:23.389 --> 00:04:24.890
کلم‌شور.

57
00:04:41.865 --> 00:04:43.200
فوق‌العاده‌ست!

58
00:04:44.093 --> 00:04:46.095
ویسکی رو می‌گی، نه؟
نه اون بوی گند رو.

59
00:04:46.220 --> 00:04:49.014
ایده‌ی بابا بود.
یه مخفیگاهِ عالیه.

60
00:04:49.039 --> 00:04:50.749
ممنون.

61
00:04:55.394 --> 00:04:56.604
طلا؟

62
00:04:56.644 --> 00:04:59.274
برای تفنگ‌هاست.
جیمی داره یه گروه شبه‌نظامی راه می‌ندازه.

63
00:04:59.441 --> 00:05:01.610
و یه افسر
توی اردوگاهِ ارتش قاره‌ای هست،

64
00:05:01.635 --> 00:05:03.195
فرانسیس ماریون

65
00:05:03.329 --> 00:05:06.874
که به مسلح کردنِ
وطن‌پرست‌های مناطق دورافتاده معروفه.

66
00:05:08.033 --> 00:05:10.619
گفتیم بهتره این جزئیاتِ کوچیک رو...

67
00:05:10.644 --> 00:05:12.104
از توی نامه‌مون لحاظ نکنیم.

68
00:05:12.412 --> 00:05:15.165
فکر نکنم قصد داشته باشی
همین‌طوری بری توی اردوگاه ارتش

69
00:05:15.190 --> 00:05:17.151
اونم با کلی طلا که ارزشش
اندازه خون بهای یه سلطنته.

70
00:05:17.943 --> 00:05:18.777
نه.

71
00:05:19.332 --> 00:05:21.668
نمی‌خوام دنبال دردسر بگردم،

72
00:05:22.584 --> 00:05:24.675
انتظار هم ندارم ماریون صندوق‌صندوق

73
00:05:24.700 --> 00:05:26.827
تفنگ همین‌طوری توی اردوگاه ریخته باشه

74
00:05:26.852 --> 00:05:28.568
که بتونه راحت ازشون بگذره.

75
00:05:28.762 --> 00:05:30.848
باید هماهنگی‌های لازم انجام بشه.

76
00:05:30.873 --> 00:05:34.376
- واسه همین امیدوار بودیم بتونی...
- آره.

77
00:05:35.154 --> 00:05:36.656
معلومه که می‌تونی طلاها رو پیش ما بذاری.

78
00:05:37.004 --> 00:05:39.131
فرگوس کلی مخفیگاه داره.

79
00:05:39.204 --> 00:05:41.665
اصلا شاید جواهرات سلطنتی رو هم اونجا پیدا کردید.

80
00:05:41.884 --> 00:05:43.927
- زیاد طول نمی‌کشه.
- زحمتی نیست.

81
00:05:44.236 --> 00:05:46.488
حالا می‌شه لطفاً درِ این بشکه‌ها رو محکم ببندیم

82
00:05:46.513 --> 00:05:49.099
تا برم چندتا آلمانی پیدا کنم
که حاضر باشن اینو بخورن؟

83
00:05:50.686 --> 00:05:52.923
بیاید طلاها رو قایم کنیم و به سلامتیِ دیدارمون بنوشیم.

84
00:05:52.973 --> 00:05:54.641
خیلی وقت بود که طعمِ

85
00:05:54.666 --> 00:05:57.030
اکسیرِ بهشتیِ سرورم رو نچشیده بودم.

86
00:06:02.325 --> 00:06:03.660
محض احتیاط،

87
00:06:03.685 --> 00:06:05.812
به‌نظرت الان باید راهیِ اردوگاه بشی؟

88
00:06:06.658 --> 00:06:07.993
اوه، نگران نباش.

89
00:06:08.719 --> 00:06:10.095
کلی وقت هست که ماریون رو پیدا کنم

90
00:06:10.120 --> 00:06:11.622
و قبل از شروع جنگ برگردم.

91
00:06:16.665 --> 00:06:18.917
یه جرعه‌ی کوچیک بهم جون می‌ده که راه بیفتم.

92
00:06:29.000 --> 00:06:36.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام سینمافریک ::..
.:: telegram: @cinemaafreak ::.
.:: instagram: @cinema.freak ::.

93
00:06:37.147 --> 00:06:39.024
کانینگهام اغراق نمی‌کرد.

94
00:06:39.081 --> 00:06:40.624
داشتم اجاره‌ها رو جمع می‌کردم،

95
00:06:40.649 --> 00:06:44.196
و سعی می‌کردم بدون اینکه شک کسی رو
برانگیزم  وفاداریِ ساکنین رو بسنجم.

96
00:06:45.256 --> 00:06:47.508
بیشترِ خانواده‌های اینجا به سلطنت وفادارن،

97
00:06:47.533 --> 00:06:49.493
و اونایی هم که نیستن، تمایلی ندارن

98
00:06:49.518 --> 00:06:52.024
به گروه شبه‌نظامی‌ای ملحق بشن که باهاش مخالفت می‌کنه.

99
00:06:52.368 --> 00:06:54.822
نمی‌تونم برم اونا رو به خدمت بگیرم

100
00:06:54.847 --> 00:06:58.393
مگر اینکه ریسکِ کنم
که خبرش به گوشِ کانینگهام برسه.

101
00:06:58.518 --> 00:07:01.021
مطمئنم مردهای آردزمویر وقتی وقتش برسه می‌جنگن.

102
00:07:01.046 --> 00:07:02.631
آره، البته.

103
00:07:03.315 --> 00:07:05.067
و چند نفر دیگه، ولی کافی نیست.

104
00:07:05.092 --> 00:07:08.929
باید از جاهای دورتری نیرو جمع کنم.

105
00:07:09.687 --> 00:07:13.065
امروز با ایان و جوزایا راه می‌افتم.

106
00:07:13.884 --> 00:07:15.219
اونا پایگاه‌هایی رو می‌شناسن

107
00:07:15.244 --> 00:07:17.429
که وقتی ما نبودیم،
سر و کله‌شون پیدا شده.

108
00:07:17.454 --> 00:07:20.499
خب، نمی‌تونی کانینگهام رو تا ابد منتظر بذاری.

109
00:07:20.524 --> 00:07:21.733
آخه اونکه بالاخره می‌فهمه

110
00:07:21.758 --> 00:07:24.094
که هیچ قصدی برای ملحق شدن بهش نداری.

111
00:07:25.028 --> 00:07:28.574
ساده‌تر نیست که یه باره
بیرونش کنی و قالِ قضیه رو بکنی؟

112
00:07:29.118 --> 00:07:30.878
اگه بیرونش کنم یا حتی بکشمش،

113
00:07:30.903 --> 00:07:33.558
یکی دیگه جاشو می‌گیره یا برای انتقامش میاد.

114
00:07:33.590 --> 00:07:36.014
نه، بهتره نزدیکِ خودم نگهش دارم

115
00:07:36.039 --> 00:07:37.541
تا بتونم زیر نظر داشته باشمش.

116
00:07:40.644 --> 00:07:42.604
بهم گفت که فرمانده‌ش

117
00:07:42.629 --> 00:07:44.548
سرگرد پاتریک فرگوسنه.

118
00:07:45.757 --> 00:07:48.343
فرانک درباره‌ی این مرد نوشته بود.

119
00:07:49.361 --> 00:07:50.946
اون همونیه که گروه شبه‌نظامیِ
وفادار به سلطنت رو تشکیل داد...

120
00:07:50.971 --> 00:07:53.515
که توی کینگز مانتین می‌جنگن.

121
00:07:54.224 --> 00:07:56.518
هنوز از انگیزه‌های فرانک مطمئن نیستم

122
00:07:56.543 --> 00:07:58.108
که چرا اون کتاب رو نوشت.

123
00:07:58.133 --> 00:08:00.511
آره، ولی چیزایی که نوشته...
داره جلوی چشم‌هامون اتفاق می‌افته.

124
00:08:00.939 --> 00:08:02.191
من کلیولند رو دیدم،

125
00:08:02.216 --> 00:08:04.668
و حالا کانینگهام از سرگرد فرگوسن حرف می‌زنه.

126
00:08:04.693 --> 00:08:06.945
خب، این دلیل نمی‌شه که تو هم بجنگی.

127
00:08:07.112 --> 00:08:08.238
ممکنه دروغ بگه.

128
00:08:08.678 --> 00:08:11.223
توی کتاب نوشته که سرگرد فرگوسن آدمِ شرور و...

129
00:08:11.846 --> 00:08:14.056
بی‌رحمیه، چه توی میدونِ جنگ
و چه بیرون از اون،

130
00:08:15.137 --> 00:08:17.514
خونه‌های شورشی‌ها رو بدون هشدار می‌سوزونه،

131
00:08:17.586 --> 00:08:19.213
و مجبورشون می‌کنه که وفادار بمونن.

132
00:08:21.810 --> 00:08:23.228
مطمئن نیستم که بجنگم، کلر،

133
00:08:23.253 --> 00:08:26.673
ولی اگه کانینگهام داره یه گروه شبه‌نظامی تشکیل می‌ده،

134
00:08:27.466 --> 00:08:31.261
باید آماده باشیم،
صرف‌نظر از اینکه توی کتاب چی نوشته.

135
00:08:35.157 --> 00:08:39.480
به سلامتیِ تفنگ‌ها، آزادی و کلم‌شور، دوستانِ من.

136
00:08:39.505 --> 00:08:42.133
سلامتی.

137
00:08:46.485 --> 00:08:48.111
عجیبه که یه کشیش و همسرش

138
00:08:48.136 --> 00:08:50.547
تفنگ قاچاق کنن، نه؟

139
00:08:50.572 --> 00:08:52.616
در واقع، این ایده‌ی بریانا بود.

140
00:08:53.200 --> 00:08:55.369
آخرین کسایی که ممکنه کسی بهشون شک کنه.

141
00:08:55.472 --> 00:08:57.016
و وقتی برگردیم به ریج،

142
00:08:57.041 --> 00:09:01.253
خب، خانواده‌ی ما یه دکتر،
یه سرباز و یه کشیش داره.

143
00:09:02.393 --> 00:09:03.727
گفتم به یه اسلحه‌ساز هم نیاز داریم.

144
00:09:03.752 --> 00:09:05.295
منو بگو که فکر می‌کردم
این همه راه رو اومدی

145
00:09:05.320 --> 00:09:08.448
تا به ما سر بزنی و یه نقاشیِ
کوچیک برای لرد جان بکشی.

146
00:09:08.857 --> 00:09:11.360
دستِ بر قضا، اخیراً نامه‌ای از جناب لرد دریافت کردم.

147
00:09:11.385 --> 00:09:14.179
پیشنهاد کرد که با یکی از همکارهاش ملاقات کنم...

148
00:09:14.599 --> 00:09:15.934
پرسیوال بوشام.

149
00:09:16.824 --> 00:09:18.492
شماها این مرد رو می‌شناسین؟

150
00:09:18.517 --> 00:09:20.435
- نه.

151
00:09:20.602 --> 00:09:23.671
ادعا می‌کنه اطلاعاتی داره
که خیلی برام جالب خواهد بود.

152
00:09:23.696 --> 00:09:26.574
ولی لرد جان می‌گه که ممکنه آدمِ دغل‌بازی باشه.

153
00:09:26.858 --> 00:09:28.068
خودم باید تصمیم بگیرم.

154
00:09:28.193 --> 00:09:29.945
که حرفاش
قابل اعتماده یا نه.

155
00:09:30.364 --> 00:09:32.616
می‌دونی، اسم دوران دوشیزگیِ
مادرمون بوشامپ بود؟

156
00:09:33.214 --> 00:09:34.841
البته که انگلیسی‌ها
بیچام تلفظش می‌کنن،

157
00:09:34.866 --> 00:09:36.512
ولی واقعاً یه تصادف عجیبیه.

158
00:09:38.287 --> 00:09:40.872
گندش بزنن. لعنتی!

159
00:09:52.551 --> 00:09:53.802
ترسوها!

160
00:10:04.271 --> 00:10:05.397
لعنتی.

161
00:10:06.106 --> 00:10:07.441
شما دوتا حالتون خوبه؟

162
00:10:07.607 --> 00:10:09.443
من... من خوبم. تو چی؟

163
00:10:09.609 --> 00:10:11.805
آره، این دفعه دیگه زحمت نکشیدن
روش یه یادداشت بذارن.

164
00:10:11.830 --> 00:10:12.914
این دفعه؟

165
00:10:13.366 --> 00:10:14.742
چی، مگه قبلاً هم این اتفاق افتاده؟

166
00:10:15.240 --> 00:10:16.694
آره، یه سری نامه‌های تهدیدآمیزِ
وحشتناک داشتیم.

167
00:10:16.758 --> 00:10:19.094
کثافت‌کاری. یه کیسه پر از موش مرده.

168
00:10:19.136 --> 00:10:20.262
یکی دیگه هم با یه مار.

169
00:10:20.287 --> 00:10:22.623
مرتیکه فرار کرد.

170
00:10:26.001 --> 00:10:27.544
صبر کن. چه خبره؟

171
00:10:27.893 --> 00:10:29.876
این روزا وقتی
مردم از اخبار خوششون نمیاد،

172
00:10:30.054 --> 00:10:31.388
تقصیر رو میندازن گردنِ چاپخونه‌دار.

173
00:10:32.494 --> 00:10:34.412
کسی فهمیده
که شما وطن‌پرستید؟

174
00:10:35.010 --> 00:10:37.220
جیمی گفت که داشتید
برای این جنبش چاپ می‌کردید.

175
00:10:37.679 --> 00:10:40.349
احتمال اینکه مقصر یه وطن‌پرست باشه
با بقیه فرقی نداره.

176
00:10:41.324 --> 00:10:43.410
در حالی که تو خلوت، برای شورشی‌ها
جزوه چاپ می‌کنیم،

177
00:10:43.435 --> 00:10:45.983
در ظاهر، یه رویکردِ
بی‌طرفانه‌تر داریم.

178
00:10:46.008 --> 00:10:48.291
آره، با تلاش برای اینکه
یه طرف رو عصبانی نکنید،

179
00:10:48.357 --> 00:10:50.195
آخرش هر دو طرف رو عصبانی می‌کنید.

180
00:10:51.640 --> 00:10:53.934
اینم از زندگیِ یه چاپخونه‌دارِ خبر
تو این زمانه‌ی پرآشوب.

181
00:11:13.757 --> 00:11:15.092
اسلحه دارید؟

182
00:11:15.217 --> 00:11:17.094
آره، ولی خب...

183
00:11:17.531 --> 00:11:19.574
بین ما سه نفر
فقط یه تفنگ هست.

184
00:11:22.324 --> 00:11:24.117
این به درد نمی‌خوره، نه تو جنگ...

185
00:11:24.426 --> 00:11:26.136
...نه برای شکار،

186
00:11:26.161 --> 00:11:29.479
فکر نکنم کافی باشه،
ولی مهم نیست.

187
00:11:29.504 --> 00:11:31.381
به زودی منتظرِ
یه محموله هستم.

188
00:11:32.000 --> 00:11:33.794
وقتش که برسه،
هر کدومتون برای خودتون

189
00:11:33.819 --> 00:11:35.466
تفنگِ و ساچمه خواهید داشت.

190
00:11:38.441 --> 00:11:39.915
ما همراه شماییم آقای فریزر.

191
00:11:39.950 --> 00:11:41.118
عالیه.

192
00:11:41.551 --> 00:11:43.136
جوزایا اسم‌هاتون رو
یادداشت می‌کنه.

193
00:11:43.161 --> 00:11:45.372
- فامیلیت چیه؟
- میلر.

194
00:11:47.249 --> 00:11:48.166
عمو.

195
00:11:49.668 --> 00:11:50.836
چیه پسرم؟

196
00:11:52.261 --> 00:11:53.554
شاید چیزی نباشه.

197
00:11:54.089 --> 00:11:55.757
سه نفرِ دیگه رو هم استخدام کردم.

198
00:11:56.675 --> 00:12:00.262
یه مردِ اسکاتلندی
اون طرف‌هاست.

199
00:12:00.529 --> 00:12:02.447
و وقتی شنید
من اهلِ فریزر ریج هستم،

200
00:12:02.472 --> 00:12:04.474
گفت... گفت که خودش هم
داره می‌ره اونجا،

201
00:12:05.356 --> 00:12:07.858
که راجر و بریانا رو
می‌شناسه...

202
00:12:09.646 --> 00:12:11.064
از اسکاتلند.

203
00:12:12.023 --> 00:12:13.567
می‌گه دنبالشون می‌گرده.

204
00:12:14.568 --> 00:12:16.194
- کمرون.
- آره.

205
00:12:32.836 --> 00:12:34.337
من جیمز فریزر هستم.

206
00:12:34.855 --> 00:12:35.939
شنیدم که با دخترم،

207
00:12:35.964 --> 00:12:37.966
بریانا مکنزی،
آشنایی دارید.

208
00:12:38.508 --> 00:12:40.051
بله. همین‌طوره.

209
00:12:41.823 --> 00:12:43.450
پس شما رابرت کمرون هستید.

210
00:12:43.699 --> 00:12:45.284
نه بابا، این چه حرفیه.

211
00:12:45.934 --> 00:12:47.686
من راب کمرون نیستم.

212
00:12:49.686 --> 00:12:52.856
اسم من
ویلیام باکلی مکنزیه.

213
00:12:53.957 --> 00:12:55.250
اومدم به راجر و بریانا بگم

214
00:12:55.275 --> 00:12:58.737
که کمرون دیگه
مزاحمشون نمی‌شه

215
00:12:59.404 --> 00:13:02.574
و اینکه کتابِ کوچیکِ راجر رو پس بدم.

216
00:13:05.994 --> 00:13:08.622
نمی‌خوام برای بار دوم
بیفته دستِ آدمِ نااهل.

217
00:13:16.630 --> 00:13:18.048
باک مکنزی.

218
00:13:20.595 --> 00:13:22.930
منو یادِ پدرت میندازی.

219
00:13:27.157 --> 00:13:29.159
شاید وقتی نقاشیِ
لیدی گری رو تموم کردی،

220
00:13:29.184 --> 00:13:31.686
بتونی یه پرتره
از من و مارسالا بکشی.

221
00:13:31.826 --> 00:13:33.370
با کمال میل.

222
00:13:33.589 --> 00:13:34.965
از کلِ خانواده نقاشی می‌کشم.

223
00:13:35.123 --> 00:13:36.541
باید بفرستیم
فیلادلفیا...

224
00:13:36.566 --> 00:13:39.277
یه بوم بیارن که به قدر کافی بزرگ باشه.

225
00:13:39.302 --> 00:13:41.709
توی اردوگاهِ قاره‌ای
زیاد معطل نکنید.

226
00:13:42.201 --> 00:13:44.704
بینِ تاجرها حرف از اینه
که یه جنگ در پیشه.

227
00:13:45.158 --> 00:13:46.701
هر وقت بتونم
برمی‌گردم.

228
00:13:48.161 --> 00:13:49.346
- مراقب خودت باش.
- تو هم همین‌طور.

229
00:13:49.371 --> 00:13:50.705
به زودی می‌بینمت.

230
00:13:51.498 --> 00:13:53.291
اگه شانس بیارم،
هر دوتون رو به زودی می‌بینم.

231
00:13:53.708 --> 00:13:54.751
موفق باشی.

232
00:14:14.145 --> 00:14:16.189
به نظرت خونه‌ها جون دارن؟

233
00:14:16.940 --> 00:14:18.525
اون صدای باد بود.

234
00:14:21.611 --> 00:14:22.779
ولی آره.

235
00:14:23.797 --> 00:14:25.590
به‌نظرم جاهایی

236
00:14:25.615 --> 00:14:28.368
که آدم‌ها یه مدتی توش زندگی می‌کنن،

237
00:14:28.952 --> 00:14:31.871
یه ذره از وجودِ اون‌ها رو به خودشون جذب می‌کنن.

238
00:14:33.060 --> 00:14:37.231
من اغلب فکر می‌کنم خونه‌ها روی
آدم‌هایی که توشون زندگی می‌کنن تأثیر می‌ذارن،

239
00:14:37.993 --> 00:14:40.246
پس چرا نباید
دوطرفه باشه؟

240
00:14:43.008 --> 00:14:47.095
پس به نظرت ایمی لیندزی
هنوز توی کلبه‌شه و

241
00:14:47.128 --> 00:14:48.296
اونجا رو تسخیر کرده؟

242
00:14:49.180 --> 00:14:51.850
کلبه‌ش رو که نمی دونم.

243
00:14:55.020 --> 00:14:56.479
وقتی آدم‌ها می‌میرن...

244
00:14:57.564 --> 00:15:01.526
طبیعیه، آدم‌هایی که پشت
سرشون می‌ذارن حسشون می‌کنن،

245
00:15:02.193 --> 00:15:03.486
می‌دونی، حس می‌کنن...

246
00:15:04.940 --> 00:15:07.025
که یه بخشی از اونا هنوز یه جورایی باهاشونه.

247
00:15:07.111 --> 00:15:10.240
البته نمی‌دونم اسمشو بذارم روح‌زدگی یا نه.

248
00:15:10.785 --> 00:15:12.203
بیشتر شبیه...

249
00:15:13.079 --> 00:15:14.372
یه خاطره‌ست.

250
00:15:14.831 --> 00:15:15.999
یه دلتنگی.

251
00:15:18.847 --> 00:15:21.308
کاش روحِ جِین سراغم می‌اومد.

252
00:15:22.380 --> 00:15:23.632
فانی.

253
00:15:28.928 --> 00:15:31.014
فراموشش نمی‌کنی.

254
00:15:31.931 --> 00:15:34.517
اونم تورو فراموش نمی‌کنه.

255
00:15:36.645 --> 00:15:40.482
می‌دونی، حرف زدن درباره‌ی
کسانی که از دست دادیم

256
00:15:41.573 --> 00:15:44.826
باعث می‌شه حس کنیم انگار هنوز پیشمونن.

257
00:15:48.302 --> 00:15:50.429
جِینی همیشه زمزمه می‌کرد...

258
00:15:51.255 --> 00:15:53.299
شب بخیر، عزیزِ من

259
00:15:53.787 --> 00:15:55.372
قبل از اینکه بخوابیم.

260
00:15:58.588 --> 00:16:00.214
فرانسوی بلد بود؟

261
00:16:00.919 --> 00:16:02.087
یکم.

262
00:16:02.587 --> 00:16:05.048
می‌گفت مادرمون اینطوری صدام می‌کرده،

263
00:16:05.757 --> 00:16:07.175
عزیزِ من.

264
00:16:08.204 --> 00:16:11.041
جِینی قبل خواب از پدر و مادرمون برام می‌گفت.

265
00:16:16.092 --> 00:16:18.812
می‌خواسته کمکت کنه یادشون رو زنده نگه داری.

266
00:16:20.021 --> 00:16:24.442
چیزای خوب یا خنده‌دار برام تعریف می‌کرد،

267
00:16:25.318 --> 00:16:29.030
اما هیچ‌وقت درباره‌ی چیزای جدی حرف نمی‌زدیم.

268
00:16:30.113 --> 00:16:31.739
اون با بقیه‌ی دخترای فاحشه‌خونه حرف می‌زد.

269
00:16:31.764 --> 00:16:33.975
می‌دونم می‌خواست ازم محافظت کنه.

270
00:16:34.537 --> 00:16:36.289
گاهی آرزو می‌کنم کاش این کارو نمی‌کرد.

271
00:16:44.658 --> 00:16:46.534
بهتره برم اون پنجره رو ببندم.

272
00:17:04.232 --> 00:17:06.151
سگ کوچولوت رو هم همین‌طور.

273
00:17:06.317 --> 00:17:07.444
چی گفتی؟

274
00:17:10.266 --> 00:17:11.893
خانم کانینگهام داره میاد.

275
00:17:12.591 --> 00:17:13.717
می‌شه راهنماییش کنی به سالن پذیرایی؟

276
00:17:13.742 --> 00:17:15.160
الان میام.

277
00:17:15.285 --> 00:17:16.553
احتمالاً دنبال پودر نارون اومده

278
00:17:16.578 --> 00:17:17.704
که بهش قول داده بودم.

279
00:17:20.165 --> 00:17:21.624
عصر بخیر، خانم کانینگهام.

280
00:17:21.744 --> 00:17:23.329
می‌خواید توی سالن منتظر بمونید، لطفاً؟

281
00:17:23.354 --> 00:17:26.315
اصلا منتظر نمی‌مونم!

282
00:17:26.700 --> 00:17:28.159
کمک لازم دارم!

283
00:17:31.217 --> 00:17:32.404
فرانسیس، صندلی.

284
00:17:35.946 --> 00:17:37.615
برو یکم ویسکی بیار، لطفاً.

285
00:17:37.640 --> 00:17:38.641
اوه.

286
00:17:39.100 --> 00:17:40.268
چی شده؟

287
00:17:40.935 --> 00:17:41.686
خوردم زمین.

288
00:17:42.412 --> 00:17:44.289
مثل یه احمق پام گیر کرد به سطل زغال

289
00:17:44.314 --> 00:17:45.774
و با شونه خوردم زمین.

290
00:17:45.877 --> 00:17:48.255
خب، نگران نباش. می‌تونم جا بندازمش.

291
00:17:48.919 --> 00:17:50.420
اگه فکر نمی‌کردم می‌تونی،

292
00:17:50.445 --> 00:17:53.483
سه کیلومتر میون این بوته‌های کوفتی
لنگ‌لنگان نمی‌اومدم!

293
00:17:55.325 --> 00:17:56.910
پسرت کجاست؟

294
00:17:57.076 --> 00:17:58.161
هوم.

295
00:17:58.502 --> 00:17:59.503
رفته بیرون.

296
00:18:01.003 --> 00:18:09.003
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

297
00:18:12.634 --> 00:18:15.428
همون‌طور که فکر می‌کردم، در رفته.

298
00:18:21.157 --> 00:18:22.283
فانی...

299
00:18:23.561 --> 00:18:26.356
اینجا رو محکم نگه دار.

300
00:18:27.148 --> 00:18:28.191
همینه.

301
00:18:28.358 --> 00:18:29.567
السپت...

302
00:18:30.248 --> 00:18:31.861
قراره دردت بگیره.

303
00:18:32.480 --> 00:18:33.446
هوم.

304
00:18:36.574 --> 00:18:37.992
هوم.

305
00:18:43.398 --> 00:18:44.541
خیلی خب.

306
00:18:45.917 --> 00:18:46.960
آماده‌ای؟

307
00:18:51.840 --> 00:18:53.299
آخ!

308
00:18:53.466 --> 00:18:57.387
کثافت بی‌عرضه‌ی فلان‌فلان‌شده!

309
00:19:04.936 --> 00:19:06.563
چی شده، دخترم؟

310
00:19:07.105 --> 00:19:10.233
خیلی وقت بود همچین لحنی نشنیده بودم.

311
00:19:11.126 --> 00:19:13.336
خب، دختر جون، اگه با سربازا سر و کار داشته باشی،

312
00:19:13.376 --> 00:19:17.046
رذایلشون رو هم مثل فضایلشون یاد می‌گیری.

313
00:19:18.491 --> 00:19:21.411
می‌تونم بپرسم تو همچین حرفایی رو کجا شنیدی؟

314
00:19:21.744 --> 00:19:22.996
توی یه فاحشه‌خونه زندگی می‌کردم.

315
00:19:24.080 --> 00:19:25.123
عجب.

316
00:19:26.808 --> 00:19:29.143
خب، حدس می‌زنم فاحشه‌ها هم...

317
00:19:29.168 --> 00:19:32.672
در کنار رذایلشون، فضایل خودشون رو دارن.

318
00:19:32.948 --> 00:19:34.491
درباره‌ی فضایلشون چیزی نمی‌دونم،

319
00:19:35.108 --> 00:19:37.485
مگر اینکه راضی کردن یه مرد توی دو دقیقه رو

320
00:19:37.510 --> 00:19:39.178
طبق ساعت، فضیلت حساب کنی.

321
00:19:39.487 --> 00:19:42.490
فکر کنم اون بیشتر جزو مهارت‌ها

322
00:19:42.515 --> 00:19:44.434
دسته‌بندی می‌شه تا فضیلت.

323
00:19:45.285 --> 00:19:47.412
هرچند جسارتاً باید بگم مهارت کاربردی‌ایه.

324
00:19:47.437 --> 00:19:50.189
مطمئنم هر کسی نقاط قوت خودش رو داره.

325
00:19:50.222 --> 00:19:52.083
فانی، می‌شه بری آشپزخونه

326
00:19:52.108 --> 00:19:54.235
و یه بشقاب غذا برای خانم کانینگهام بکشی؟

327
00:19:57.572 --> 00:20:00.950
می‌دونی، همیشه برام سوال بود

328
00:20:00.991 --> 00:20:02.918
که اصطلاح فلان‌فلان‌شده از کجا اومده.

329
00:20:03.515 --> 00:20:07.561
واقعاً حرف زشتیه یا فقط یه توصیفه؟

330
00:20:08.141 --> 00:20:09.809
خب، معمولاً به کسی می‌گن

331
00:20:09.834 --> 00:20:13.463
که یا تنبله یا بی‌عرضه.

332
00:20:14.005 --> 00:20:15.882
حالا اینکه چرا فلان و فلان..

333
00:20:15.924 --> 00:20:19.059
باید یادآور این ویژگی‌ها باشه مشخص نیست،

334
00:20:19.861 --> 00:20:21.946
اما در واقع حرفِ زشتی نیست.

335
00:20:21.971 --> 00:20:24.641
مگه اینکه لحن تند به کار بره.

336
00:20:25.049 --> 00:20:28.469
ولی راستش هیچ‌وقت
بدونِ اون لحن نشنیدمش.

337
00:20:30.133 --> 00:20:31.801
حتماً خیلی بیشتر از اینا شنیدی

338
00:20:31.898 --> 00:20:33.650
اگه با ارتش سفر می‌کردی.

339
00:20:34.738 --> 00:20:36.699
اوه، از اونی که فکر می‌کنی بدتره.

340
00:20:37.428 --> 00:20:39.764
شوهرِ اولم ملوان بود.

341
00:20:41.658 --> 00:20:44.702
خب، فکر کنم
فانی رو شوکه کردی،

342
00:20:45.536 --> 00:20:47.830
نه با خودِ اون کلمات، بلکه...

343
00:20:48.581 --> 00:20:51.167
از اینکه از زبونِ زنِ محترمی
مثلِ تو شنیدتش.

344
00:20:51.292 --> 00:20:52.585
اوه، خب...

345
00:20:53.125 --> 00:20:54.979
زن‌ها وقتی مردی
پیششون نیست

346
00:20:55.004 --> 00:20:57.256
توی حرف زدن راحت‌ترن.

347
00:20:58.216 --> 00:21:00.343
اون بچه‌ی فوق‌العاده‌ایه.

348
00:21:01.193 --> 00:21:02.820
اما باید سعی کنی
راضی‌ش کنی که...

349
00:21:02.845 --> 00:21:05.114
اون می‌دونه که نباید
توی جمع اینطوری حرف بزنه،

350
00:21:05.139 --> 00:21:07.433
همون‌طور که مطمئنم تو هم می‌دونی.

351
00:21:07.600 --> 00:21:10.061
ولی امشب اینجا راحتی که
هر چی دلت می‌خواد بگی،

352
00:21:10.134 --> 00:21:13.434
چون با این حال و روزت
نمی‌ذارم برگردی به کابینت.

353
00:21:13.459 --> 00:21:17.360
منظورت از حال و روزم،
چه مصدومیت باشه چه مستی،

354
00:21:18.011 --> 00:21:21.348
مطمئن نیستم، ولی در هر صورت ممنونم.

355
00:21:40.049 --> 00:21:41.217
ویلیام.

356
00:21:41.480 --> 00:21:43.065
لعنتی، خودتی که.

357
00:21:46.530 --> 00:21:49.867
ویلیام، نمی‌خوای
مهمونمون رو به داخل دعوت کنی؟

358
00:21:50.059 --> 00:21:51.536
سفرِ خیلی طولانی‌ای داشته.

359
00:21:51.561 --> 00:21:53.271
منو ببخشید، خانمِ مک‌کنزی.

360
00:21:54.038 --> 00:21:56.149
افتخار غیرمنتظره‌ی
دیدارِ دوباره‌ی شما

361
00:21:56.174 --> 00:21:57.717
باعث شد از خود بی خود شم.

362
00:22:06.784 --> 00:22:07.744
خیلی خوشحال شدم که

363
00:22:07.777 --> 00:22:09.279
دعوتِ منو پذیرفتی، عزیزم.

364
00:22:09.607 --> 00:22:11.776
داشتم می‌ترسیدم که
دیگه هیچ‌وقت نبینمت.

365
00:22:11.973 --> 00:22:14.667
انگار یه عمر گذشته
از وقتی همه‌مون همدیگه رو دیدیم.

366
00:22:15.425 --> 00:22:18.511
اجازه بده آمارانتوس، وایکاونتس گری،

367
00:22:18.538 --> 00:22:20.290
بیوه‌ی برادرزاده‌ی مرحومم رو معرفی کنم.

368
00:22:21.466 --> 00:22:22.508
خوشوقتم.

369
00:22:22.842 --> 00:22:25.011
بهتون تسلیت میگم.

370
00:22:26.062 --> 00:22:28.689
لرد جان گفته بود که
دنبالِ یه نقاشِ پرتره فرستاده.

371
00:22:29.515 --> 00:22:31.017
فکر نمی‌کردم زن باشید.

372
00:22:32.218 --> 00:22:34.312
حتماً خیلی ماهر هستی
که ازت خواسته بیای.

373
00:22:35.236 --> 00:22:38.073
- از کجا سفر کردی؟
- کارولینای شمالی.

374
00:22:38.232 --> 00:22:40.443
اوه، قطعاً که این سفر رو
تنهایی نیومدی؟

375
00:22:40.752 --> 00:22:44.374
من این‌طور فکر می‌کردم
که شوهرت همراهیت می‌کنه.

376
00:22:44.399 --> 00:22:46.901
آه، همراهیم کرد،
ولی در حالِ حاضر، خب،

377
00:22:47.283 --> 00:22:49.035
دنبالِ یه کاری
بیرونِ شهره.

378
00:22:49.635 --> 00:22:52.096
وقتِ شیر خوردنِ
قبلِ خوابِ تروره.

379
00:22:52.136 --> 00:22:54.806
باعثِ افتخار بود،
خانمِ مک‌کنزی.

380
00:22:58.755 --> 00:23:03.092
بله، خب، امم،
مسائلِ مهمِ مختلفی هست

381
00:23:03.117 --> 00:23:04.859
که باید بهشون رسیدگی کنم،

382
00:23:04.884 --> 00:23:06.969
پس شما دوتا رو تنها می‌ذارم

383
00:23:07.002 --> 00:23:09.672
تا دوباره با هم گپ بزنید.

384
00:23:18.271 --> 00:23:20.273
از کارولینای شمالی اومدی؟

385
00:23:20.534 --> 00:23:22.786
آخرین باری که دیدمت،
توی راهِ بوستون بودی.

386
00:23:23.444 --> 00:23:24.946
توی زمانه‌ی خطرناکی هستیم.

387
00:23:25.462 --> 00:23:26.964
فکر کردیم بهتره
پیشِ خانواده باشیم،

388
00:23:26.989 --> 00:23:28.866
واسه همین برگشتیم به فریزر ریج.

389
00:23:29.826 --> 00:23:32.453
پس حتماً فانی رو دیدی.
حالش خوبه؟

390
00:23:32.578 --> 00:23:34.705
آره، خوبه.

391
00:23:34.831 --> 00:23:37.542
مادرم خیلی
ازش خوشش اومده.

392
00:23:38.668 --> 00:23:40.002
پدرم هم همین‌طور.

393
00:23:41.087 --> 00:23:44.632
خب، البته، پدرِ هردومون.

394
00:23:51.222 --> 00:23:52.515
می‌دونستی؟

395
00:23:53.064 --> 00:23:54.357
اون روزی که توی ویلمینگتون همدیگه رو دیدیم،

396
00:23:54.392 --> 00:23:57.418
می‌دونستی که
چه نسبتی با هم داریم؟

397
00:23:59.564 --> 00:24:00.606
می‌دونستم.

398
00:24:01.691 --> 00:24:03.317
می‌خواستم بهت بگم.

399
00:24:04.442 --> 00:24:05.819
راجر، شوهرم، باهام بود.

400
00:24:05.844 --> 00:24:08.805
همون نزدیکی‌ها توی مسافرخونه بود--

401
00:24:09.198 --> 00:24:11.534
و بچه‌هام، جِم و مندی.

402
00:24:11.868 --> 00:24:12.952
من...

403
00:24:13.620 --> 00:24:15.872
واقعاً می‌خواستم
باهاشون آشنا بشی...

404
00:24:16.914 --> 00:24:19.959
حتی اگه نمی‌دونستی که ما...

405
00:24:21.419 --> 00:24:22.545
خب...

406
00:24:22.962 --> 00:24:24.130
مالِ تو هستیم.

407
00:24:24.839 --> 00:24:26.048
مالِ من؟

408
00:24:27.984 --> 00:24:29.944
احتمالاً باید یه حرفِ
مؤدبانه بزنم،

409
00:24:29.969 --> 00:24:32.221
مثلاً، فقط اگه خودت بخوای، ولی این--

410
00:24:32.246 --> 00:24:35.583
واسه این کار یکم دیره--
منظورم دروغ گفتن درباره‌ی حقیقته.

411
00:24:37.483 --> 00:24:40.653
بابتِ اینکه بهت نگفتم
معذرت می‌خوام.

412
00:24:41.326 --> 00:24:44.942
ولی لرد جان و بابا خیلی اصرار داشتن...

413
00:24:47.737 --> 00:24:50.069
توی جایگاهی نبودم که بگم.

414
00:24:51.073 --> 00:24:52.617
عذرخواهیت رو می‌پذیرم.

415
00:24:53.888 --> 00:24:56.766
هرچند، صادقانه بگم،
خوشحالم که بهم نگفتی.

416
00:24:59.169 --> 00:25:00.295
اون موقع نمی‌دونستم
باید چه واکنشی

417
00:25:00.416 --> 00:25:02.251
به همچین حقیقتی نشون بدم.

418
00:25:02.376 --> 00:25:03.586
هوم.

419
00:25:04.337 --> 00:25:06.005
و الان می‌دونی؟

420
00:25:06.172 --> 00:25:07.215
نه، اصلاً نمی‌دونم.

421
00:25:09.759 --> 00:25:12.053
ولی هنوز برق از سرم نپریده

422
00:25:12.220 --> 00:25:14.348
وقتی هجده سالم بود،
شاید این کارو می‌کردم.

423
00:25:16.849 --> 00:25:18.309
معذرت می‌خوام.

424
00:25:18.534 --> 00:25:22.313
منظورم... منظورم از اون حرف
توهین به شما یا خانواده‌تون نبود.

425
00:25:22.855 --> 00:25:25.316
منظورت خانواده‌ی خودته.

426
00:25:29.559 --> 00:25:32.605
ب-ا-م-اا-بیییییین

427
00:25:37.697 --> 00:25:39.622
ممنون که اومدید،
مسیو فریزر.

428
00:25:39.647 --> 00:25:40.587
اجازه بدید بگم شراب بیارن.

429
00:25:40.646 --> 00:25:41.856
اوه، نه، ممنون.

430
00:25:42.012 --> 00:25:43.509
اومدم بشنوم چی می‌خواید بگید،

431
00:25:43.542 --> 00:25:45.628
اما باید برگردم سرِ کارم.

432
00:25:46.712 --> 00:25:48.005
بسیار خب، جناب.

433
00:25:48.841 --> 00:25:50.426
می‌رم سرِ اصلِ مطلب.

434
00:25:53.578 --> 00:25:56.373
می‌خوام شما رو با حقایقِ تولدتون آشنا کنم...

435
00:25:58.266 --> 00:26:00.726
...حقایقی که فکر می‌کنم
ازشون بی‌خبرید.

436
00:26:02.537 --> 00:26:04.080
تا حالا اسمِ مردی به نامِ

437
00:26:04.105 --> 00:26:05.690
کنت سن‌ژرمن به گوشتون خورده؟

438
00:26:08.234 --> 00:26:09.443
چطور؟

439
00:26:10.027 --> 00:26:11.237
شما پسرِ اون هستید.

440
00:26:16.134 --> 00:26:17.510
مطمئنم توضیحی دارید

441
00:26:17.535 --> 00:26:22.044
که چطور به این نتیجه‌ی مضحک رسیدید.

442
00:26:23.308 --> 00:26:26.436
همون‌طور که لابد حدس زدید،
من شخصا فرانسوی نیستم.

443
00:26:27.086 --> 00:26:30.798
با این حال، با یک خانواده‌ی
سرشناسِ فرانسوی وصلت کردم.

444
00:26:31.482 --> 00:26:34.235
همسرم خواهرِ بارون آماندینه.

445
00:26:34.260 --> 00:26:37.471
و مثلِ هر سلسله‌ی قدیمی‌ای،

446
00:26:38.014 --> 00:26:40.516
یه رازِ خانوادگیِ کثیف وجود داره.

447
00:26:42.059 --> 00:26:43.786
سال‌ها پیش، خواهرِ بزرگترِ همسرم

448
00:26:43.811 --> 00:26:45.705
رابطه‌ی عاشقانه‌ی پرشوری رو با کنت شروع کرد

449
00:26:45.730 --> 00:26:47.940
و کمی بعد ناپدید شد،

450
00:26:48.482 --> 00:26:50.067
شبونه با جواهراتش فرار کرد

451
00:26:50.107 --> 00:26:53.861
و بقیه فکر کردن رفته بغلِ یه معشوقه‌ی دیگه.

452
00:26:54.905 --> 00:26:56.198
لابد می‌خواید باور کنم

453
00:26:56.223 --> 00:26:58.690
که من نتیجه‌ی این قرارِ پنهانی‌ام؟

454
00:26:59.787 --> 00:27:01.372
شاید اسمِ اون زن

455
00:27:01.397 --> 00:27:02.815
متقاعدتون کنه.

456
00:27:04.498 --> 00:27:06.417
آملی لوین بوشامپ.

457
00:27:10.065 --> 00:27:14.158
یه دختر به اسم آملی میشناسم
اما خیلی وقته که مرده.

458
00:27:15.134 --> 00:27:16.135
بله.

459
00:27:16.761 --> 00:27:17.803
بله، اون مرده.

460
00:27:19.472 --> 00:27:20.514
می‌تونید ادامه بدید.

461
00:27:21.949 --> 00:27:26.020
چند سال پیش، حقیقت رو
از زبونِ یکی از خدمتکارهای کنت فهمیدم.

462
00:27:26.812 --> 00:27:29.023
آملی با یه معشوقه فرار نکرده بود.

463
00:27:29.332 --> 00:27:31.042
کنت خیلی راحت ازش خسته شد

464
00:27:31.067 --> 00:27:34.362
و وقتی فهمید بارداره، از خونه کشوندش بیرون،

465
00:27:34.387 --> 00:27:37.682
با تریاک چیزخورش کرد
و فروختش به یه روسپی‌خونه.

466
00:27:40.494 --> 00:27:41.746
مزون الیز.

467
00:27:41.881 --> 00:27:44.050
اونجا بود که یه بچه به دنیا آورد.

468
00:27:45.664 --> 00:27:46.665
شما رو.

469
00:27:50.503 --> 00:27:51.587
و مسیو کنت چی؟

470
00:27:52.129 --> 00:27:54.256
آخرین بار بیشتر از سی سال پیش دیده شده.

471
00:27:54.548 --> 00:27:56.092
و با اینکه جسدی پیدا نشد،

472
00:27:56.117 --> 00:27:57.911
شرایطِ ناپدید شدنش

473
00:27:58.015 --> 00:27:59.488
چنان مرموز بود

474
00:27:59.513 --> 00:28:01.223
که یه قاضی اعلام کرد اون فوت شده.

475
00:28:02.209 --> 00:28:05.338
در حالِ حاضر اموالش توسطِ

476
00:28:05.386 --> 00:28:07.263
وکیلش در پاریس اداره می‌شه،

477
00:28:08.120 --> 00:28:11.040
اما اگه وارثش درخواستی بده،

478
00:28:11.065 --> 00:28:14.402
بدونِ شک آزاد می‌شه.

479
00:28:17.068 --> 00:28:19.654
مگر اینکه قانونِ فرانسه احیرا عوض شده باشه،

480
00:28:20.276 --> 00:28:22.445
چون یه حروم‌زاده نمی‌تونه ارث ببره، پس...

481
00:28:23.744 --> 00:28:24.829
کلودل.

482
00:28:26.298 --> 00:28:28.884
اگه اجازه بدید با اسمِ اصلی‌تون صداتون کنم.

483
00:28:35.714 --> 00:28:37.425
اجازه ندارید، جناب.

484
00:28:38.467 --> 00:28:39.760
بسیار خب.

485
00:28:41.219 --> 00:28:42.430
این رو پیدا کردم

486
00:28:43.055 --> 00:28:45.724
که لای صفحاتِ یک انجیلِ خانوادگیِ
خاک‌گرفته مخفی شده بود.

487
00:28:46.367 --> 00:28:48.202
کاملاً مطمئنم که تنها آدمِ زنده‌ای هستم

488
00:28:48.227 --> 00:28:50.229
که از وجودش خبر داره.

489
00:28:52.818 --> 00:28:54.483
این یک عقدنامه‌ست.

490
00:29:00.000 --> 00:29:07.000
.:: telegram: @cinemaafreak ::.
.:: instagram: @cinema.freak ::.

491
00:29:13.940 --> 00:29:16.401
به نظر می‌رسه آملی عفتش رو

492
00:29:16.426 --> 00:29:18.221
به بهای گزافی از دست داده--

493
00:29:18.700 --> 00:29:21.786
با این شرط که کنت قبل از اینکه راهش بده به تختش،

494
00:29:22.470 --> 00:29:25.024
مخفیانه باهاش ازدواج کنه.

495
00:29:29.685 --> 00:29:31.812
اجازه بدید بهتون تبریک بگم، جناب.

496
00:29:32.959 --> 00:29:34.627
شما حروم‌زاده نیستید.

497
00:29:36.150 --> 00:29:38.319
به فرضِ اینکه مدرک جعلی نباشه،

498
00:29:39.361 --> 00:29:41.906
واضحه که شما از این کار نفعی می‌برید.

499
00:29:43.164 --> 00:29:45.792
چیزی که شاید وارث
مسیو کنت بتونه براتون انجام بده؟

500
00:29:46.796 --> 00:29:49.705
کنت سن‌ژرمن صاحبِ... یعنی اموالش هنوز هم صاحبِ...

501
00:29:49.830 --> 00:29:51.332
اکثرِ سهامِ یه اتحادیه‌ست

502
00:29:51.499 --> 00:29:53.209
که در دنیای جدید روی
زمین سرمایه‌گذاری می‌کنه،

503
00:29:53.851 --> 00:29:55.686
که داراییِ اصلیش یه قطعه زمینِ بزرگ

504
00:29:55.711 --> 00:29:58.964
توی منطقه‌ایه که به شمالِ غربیِ قدیم معروفه.

505
00:29:59.757 --> 00:30:00.716
برخی...

506
00:30:01.442 --> 00:30:03.110
از ذی‌نفعانِ من در پاریس

507
00:30:03.135 --> 00:30:05.613
معتقدن در حالی که بریتانیا

508
00:30:05.638 --> 00:30:07.223
درگیرِ این شورشه،

509
00:30:07.681 --> 00:30:10.392
فرصتی هست تا یک مستعمره‌ی فرانسوی

510
00:30:10.417 --> 00:30:13.921
در اون زمین با مهاجرای فرانسوی برپا بشه.

511
00:30:15.481 --> 00:30:21.362
متأسفانه، وکیلِ کنت به هیچ
قیمتی حاضر به فروشِ سهام نیست.

512
00:30:25.199 --> 00:30:27.993
اما اگه یه وارث قانونی

513
00:30:28.425 --> 00:30:30.079
پیدا بشه، زمین مال اون می‌شه.

514
00:30:30.204 --> 00:30:35.501
و شرکای من به اون وارث
مبلغ قابل‌توجهی بابت زمین می‌دن.

515
00:30:37.586 --> 00:30:40.381
مبلغی واقعاً زیاد.

516
00:30:49.557 --> 00:30:51.392
کاری کردم که از دستم ناراحت شدی؟

517
00:30:52.268 --> 00:30:54.812
فقط دارم سعی می‌کنم در آرامش کتابم رو بخونم.

518
00:30:55.121 --> 00:30:56.330
اگه دنبال هم‌صحبتی،

519
00:30:56.355 --> 00:30:58.774
شاید خانم مک‌کنزی بتونه کمکت کنه.

520
00:31:00.025 --> 00:31:02.319
لیدی گری، نکنه حسودیت شده؟

521
00:31:02.486 --> 00:31:03.696
این حرف‌ها چیه.

522
00:31:05.589 --> 00:31:07.049
هرچند هر کسی که چشم داشته باشه می‌بینه

523
00:31:07.074 --> 00:31:08.993
که بین شما دوتا یه گذشته‌ای هست.

524
00:31:11.245 --> 00:31:12.621
فکر کنم حق با توئه.

525
00:31:12.647 --> 00:31:15.224
اون آدم مهمی توی زندگی منه.

526
00:31:15.249 --> 00:31:18.127
خواهش می‌کنم. فکر کردم ما...

527
00:31:18.919 --> 00:31:21.297
مهم نیست.

528
00:31:21.847 --> 00:31:22.965
احمق بودم.

529
00:31:25.676 --> 00:31:29.513
خانم مک‌کنزی، بریانا، خواهرمه.

530
00:31:34.316 --> 00:31:36.446
بهم گفتی هیچ خواهر و برادری نداری.

531
00:31:41.400 --> 00:31:42.401
من یه حرام‌زاده‌م.

532
00:31:43.527 --> 00:31:45.154
خب، از نظر قانونی نه،

533
00:31:45.321 --> 00:31:46.614
چون وقتی به دنیا اومدم، هشتمین ارلِ

534
00:31:46.710 --> 00:31:48.840
الزمیر و مادرم با هم ازدواج کرده بودن.

535
00:31:49.658 --> 00:31:53.120
اما هشتمین ارل پدر واقعی من نبود.

536
00:31:54.705 --> 00:31:56.665
مردی که منو به وجود آورد...

537
00:31:57.583 --> 00:32:00.461
پدرِ بریاناست.

538
00:32:03.547 --> 00:32:04.506
خب...

539
00:32:05.257 --> 00:32:08.135
هر کی که بوده، حتماً یک...

540
00:32:09.219 --> 00:32:11.305
جنتلمنِ خیلی جذاب و خوش‌تیپی بوده.

541
00:32:13.766 --> 00:32:15.059
همین‌طوره.

542
00:32:16.810 --> 00:32:18.145
اون تورو به عنوان پسرش قبول کرده؟

543
00:32:18.312 --> 00:32:19.897
نه به صورت علنی، نه.

544
00:32:20.314 --> 00:32:21.482
خودمم نمی‌خوام این کارو بکنه.

545
00:32:21.649 --> 00:32:23.776
اون هیچ دینی به من نداره.

546
00:32:25.778 --> 00:32:29.281
اینارو فقط چون پرسیدی بهت گفتم.

547
00:32:31.992 --> 00:32:33.702
چون از هم‌صحبتی باهات لذت می‌برم.

548
00:32:35.399 --> 00:32:38.569
می‌تونم این‌قدر جسور باشم و فرض کنم
تو هم از هم‌صحبتی با من لذت می‌بری؟

549
00:32:43.545 --> 00:32:45.297
خیلی جسورانه‌ست...

550
00:32:48.544 --> 00:32:50.212
...هرچند شاید اشتباه نباشه.

551
00:32:52.471 --> 00:32:53.555
خب...

552
00:32:54.637 --> 00:32:55.888
به‌نظرم منصفانه باشه که آدم

553
00:32:56.245 --> 00:32:59.525
کسی رو که داره باهاش وقت می‌گذرونه، بشناسه.

554
00:33:02.690 --> 00:33:05.234
من نهمین ارلِ الزمیر نیستم...

555
00:33:06.276 --> 00:33:07.611
نه واقعاً.

556
00:33:08.737 --> 00:33:09.905
هیچ‌وقت نبودم.

557
00:33:11.215 --> 00:33:13.384
این اواخر، همه‌اش آرزو می‌کنم کاش می‌شد

558
00:33:13.409 --> 00:33:14.827
این عنوان لعنتی رو کلاً بذارم کنار...

559
00:33:15.835 --> 00:33:19.004
هرچند قوانین انگلیس این کارو تقریباً غیرممکن کرده.

560
00:33:19.974 --> 00:33:21.141
خب، شاید نتونی ازش بگذری،

561
00:33:21.166 --> 00:33:22.668
اما می‌تونی واگذارش کنی...

562
00:33:23.400 --> 00:33:25.546
یعنی به نفع وارثت کناره‌گیری کنی.

563
00:33:26.130 --> 00:33:27.464
من وارثی ندارم.

564
00:33:28.297 --> 00:33:30.466
خب، می‌تونی با من ازدواج کنی
و اونو به اولین بچه‌مون بدی.

565
00:33:32.886 --> 00:33:34.638
هر چی نباشه من یه بیوه‌ام.

566
00:33:35.939 --> 00:33:37.691
می‌تونیم بریم دنبال زندگی شخصی خودمون

567
00:33:37.716 --> 00:33:39.342
و سگ‌های داشهوند پرورش بدیم.

568
00:33:44.064 --> 00:33:46.150
نمی‌تونم چیزی خسته‌کننده‌تر از این تصور کنم.

569
00:33:46.938 --> 00:33:48.981
حتماً منظورت این نیست که ازدواج با من

570
00:33:49.006 --> 00:33:50.800
خسته‌کننده می‌شه، ویلیام.

571
00:33:52.114 --> 00:33:53.991
شاید حتی ازش لذت ببری.

572
00:33:57.786 --> 00:33:59.997
ممنونم آمارانتوس،

573
00:34:00.956 --> 00:34:03.208
که نظرت نسبت بهم عوض نشد.

574
00:34:06.003 --> 00:34:07.421
همون‌طور که بهت گفتم،

575
00:34:08.101 --> 00:34:10.895
من دخترِ اف. کاودنِ کتاب‌فروشم.

576
00:34:12.676 --> 00:34:14.595
پدرم برای دنیا فقط همین بود.

577
00:34:16.221 --> 00:34:19.224
فکر می‌کردم زنِ یه تاجر می‌شم.

578
00:34:20.934 --> 00:34:23.645
اما الان وایکاونتس گری هستم.

579
00:34:25.756 --> 00:34:28.259
و پسرم هم دوکِ پاردلو می‌شه.

580
00:34:30.027 --> 00:34:31.403
با اینکه ممکنه مخالف باشی،

581
00:34:31.528 --> 00:34:34.698
اما به نظرم عنوان چیزیه که فقط داریش،

582
00:34:35.075 --> 00:34:36.744
نه چیزی که هویتت باشه.

583
00:34:37.576 --> 00:34:39.620
طبق قانون، تو ارلِ الزمیر هستی.

584
00:34:40.367 --> 00:34:41.993
دنیا هم فقط همین رو باید بدونه.

585
00:34:49.087 --> 00:34:51.131
اما تو فقط اون نیستی، ویلیام،

586
00:34:52.098 --> 00:34:53.433
نه برای من.

587
00:34:57.638 --> 00:34:58.972
دردت چطوره؟

588
00:34:59.139 --> 00:35:01.266
توی شونه‌ام یا سرم؟

589
00:35:02.643 --> 00:35:04.019
فکر کنم هردوش.

590
00:35:04.186 --> 00:35:06.396
قابل‌تحمله.

591
00:35:06.980 --> 00:35:09.817
هرچند کاش اون دختر این‌قدر
درها رو به هم نمی‌کوبید.

592
00:35:09.983 --> 00:35:11.819
آهان اون فانی نیست.

593
00:35:12.536 --> 00:35:15.455
داره برای ایوان لیندزی شیر می‌بره.

594
00:35:16.031 --> 00:35:16.907
پس کیه؟

595
00:35:16.956 --> 00:35:19.218
خونه‌ها از خودشون صدا دارن، السپت.

596
00:35:19.385 --> 00:35:22.346
و تنها چیزی که می‌دونم اینه
که وقتی باد از شرق می‌وزه،

597
00:35:22.371 --> 00:35:25.332
خونه‌ی ما اون صدای خاص رو از اتاق زیرشیرونی می‌ده.

598
00:35:25.749 --> 00:35:28.126
اصلاً چرا باید اتاق زیرشیرونی ساخت؟

599
00:35:29.336 --> 00:35:32.714
چون شوهرم فریزرِ منطقه فریزر ریجه.

600
00:35:33.898 --> 00:35:36.109
اگه یه زمانی وضعیت اضطراری پیش بیاد...

601
00:35:36.134 --> 00:35:38.053
که باعث بشه مستأجرهامون
مجبور بشن خونه‌شون رو ترک کنن،

602
00:35:38.078 --> 00:35:42.141
خب، اون‌وقت می‌تونن
اینجا پیش ما پناه بگیرن.

603
00:35:42.706 --> 00:35:45.625
و چه جور وضعیت اضطراری‌ای مدنظرته؟

604
00:35:53.527 --> 00:35:54.736
پسرتون...

605
00:35:55.295 --> 00:35:58.590
حرفایی که میزنه رو باورتون میشه؟ درباره...

606
00:35:58.615 --> 00:36:00.242
مرگِ نوه‌ام؟

607
00:36:00.784 --> 00:36:03.370
بله، باورش دارم.

608
00:36:03.745 --> 00:36:04.955
این مایه‌ی تسلیه.

609
00:36:06.865 --> 00:36:09.785
من مشخصاً به فکر...

610
00:36:10.455 --> 00:36:11.790
اون چیزی بودم که بهش گفت،

611
00:36:12.504 --> 00:36:15.007
اینکه اون، یعنی نوه‌تون،
دوباره چارلز رو می‌بینه

612
00:36:15.340 --> 00:36:16.925
تا هفت سالِ دیگه.

613
00:36:17.816 --> 00:36:19.136
این رو باور می‌کنید؟

614
00:36:20.416 --> 00:36:22.222
فقط می‌دونم
که خودش باورش کرده.

615
00:36:30.814 --> 00:36:32.149
روز بخیر، خانم فریزر.

616
00:36:32.900 --> 00:36:34.526
اومدم مادرم رو ببرم.

617
00:36:35.152 --> 00:36:36.778
کمکش می‌کنم وسایلش رو جمع کنه.

618
00:36:36.952 --> 00:36:39.455
نیازی نیست. خودم انجامش می‌دم.

619
00:36:44.567 --> 00:36:46.486
از این طرف می‌تونید ببینیدش.

620
00:36:49.850 --> 00:36:51.101
مادر، حالتون خوبه؟

621
00:36:51.126 --> 00:36:52.502
شنیدم که زخمی شدین.

622
00:36:52.669 --> 00:36:53.837
بله، شونه‌ام،

623
00:36:54.004 --> 00:36:56.131
ولی خانم فریزر
تونست درمانش کنه

624
00:36:56.188 --> 00:36:57.648
اونم به بهترین شکل.

625
00:36:58.185 --> 00:37:00.360
ایشون خیلی مهمون‌نواز بودن.

626
00:37:00.527 --> 00:37:02.279
از هم‌صحبتی باهاشون لذت بردم.

627
00:37:02.304 --> 00:37:05.057
شوهرشون در حال حاضر
برای کاری بیرون از شهره.

628
00:37:05.223 --> 00:37:06.141
که اینطور.

629
00:37:06.600 --> 00:37:07.768
برام سؤال شده بود.

630
00:37:08.616 --> 00:37:10.621
شوهرتون آدمیه که
سخت می‌شه پیداشون کرد.

631
00:37:10.646 --> 00:37:12.898
قصد داشتیم با هم حرف بزنیم...

632
00:37:13.815 --> 00:37:15.651
یا حداقل من اینطور فکر می‌کردم.

633
00:37:17.258 --> 00:37:19.511
خب، اونم خیلی مشتاقه
که باهاتون صحبت کنه.

634
00:37:19.988 --> 00:37:22.950
ولی این کارش
فوری بود و نمی‌شد صبر کرد.

635
00:37:23.617 --> 00:37:24.826
خب...

636
00:37:25.594 --> 00:37:28.789
خانم، ازتون ممنونم بابت
مراقبتی که از مادرم کردین.

637
00:37:29.915 --> 00:37:32.250
تا یه هفته‌ی دیگه یا همین حدودا
کاملاً خوب می‌شه.

638
00:37:32.307 --> 00:37:35.102
ولی، خب، اینجا یه سری گیاه دارویی هست

639
00:37:35.469 --> 00:37:37.763
که دردش رو
کمتر می‌کنه.

640
00:37:40.384 --> 00:37:42.636
خونه‌ی خیلی زیبایی دارین.

641
00:37:43.529 --> 00:37:44.780
لابد خیلی سوت و کوره

642
00:37:44.805 --> 00:37:47.766
وقتی اون نیست
و شما اینجا کاملاً تنها هستین.

643
00:37:56.608 --> 00:37:57.901
حالم خوبه.

644
00:37:58.777 --> 00:38:00.153
بهتون اطمینان می‌دم.

645
00:38:01.908 --> 00:38:04.035
هر لحظه منتظرم
برگرده خونه.

646
00:38:04.783 --> 00:38:07.035
بهش می‌گم که
بهمون سر زدین.

647
00:38:10.476 --> 00:38:12.853
چارلز،
گاری رو آوردی؟

648
00:38:13.100 --> 00:38:14.418
البته مادر.

649
00:38:20.549 --> 00:38:23.635
تا دفعه‌ی بعد، خانم فریزر.

650
00:38:33.603 --> 00:38:35.522
فکر می‌کنی
داره بهت راست می‌گه؟

651
00:38:35.689 --> 00:38:37.190
احتمالش خیلی زیاده.

652
00:38:38.608 --> 00:38:40.986
آملی، می‌شناختمش، ولی من...

653
00:38:43.280 --> 00:38:45.032
...نمی‌دونستم
اون مادرمه.

654
00:38:47.242 --> 00:38:49.745
بچه‌های زیادی
توی فاحشه‌خونه به دنیا میان.

655
00:38:49.870 --> 00:38:52.539
کوچولوها، به هر فاحشه‌ای
می‌گفتن مامان،

656
00:38:52.706 --> 00:38:54.249
به هر کسی که بهشون غذا می‌داد.

657
00:38:55.250 --> 00:38:56.752
و اگه یه فاحشه مجبور بود
بره پیش مشتری

658
00:38:56.877 --> 00:38:58.170
و بچه‌اش گرسنه بود،

659
00:38:58.336 --> 00:39:00.547
اون رو می‌سپرد دست یه دختر دیگه.

660
00:39:02.340 --> 00:39:04.509
آملی، به خاطر رفتار متکبرانه‌اش

661
00:39:04.676 --> 00:39:06.470
بهش می‌گفتن بارونس.

662
00:39:09.347 --> 00:39:10.932
حتی اون موقع هم
می‌دونستم این اسم ظالمانه‌ست،

663
00:39:11.099 --> 00:39:14.561
ولی تا امروز
نمی‌دونستم چقدر ظالمانه‌ست.

664
00:39:23.227 --> 00:39:24.780
باهات مهربون بود؟

665
00:39:25.363 --> 00:39:26.948
اون از همه‌ی بچه‌های

666
00:39:27.115 --> 00:39:28.533
اون فاحشه‌خونه متنفر بود، ولی...

667
00:39:30.202 --> 00:39:31.036
از من بیشتر از همه.

668
00:39:34.372 --> 00:39:35.665
الان می‌فهمم چرا.

669
00:39:36.083 --> 00:39:39.169
من توله‌ی همون مردی بودم
که همه‌چیز رو ازش گرفت.

670
00:39:40.420 --> 00:39:41.588
عشقش،

671
00:39:42.756 --> 00:39:44.257
آزادیش...

672
00:39:45.801 --> 00:39:47.135
حتی خانواده‌اش رو.

673
00:39:51.431 --> 00:39:54.101
فکر کنم شش سالم بود که اون مُرد.

674
00:39:54.267 --> 00:39:56.561
گلو درد شدیدی گرفت.

675
00:40:00.232 --> 00:40:02.943
یادمه صدام زد
برم توی اتاقش.

676
00:40:04.402 --> 00:40:06.029
چی گفت؟

677
00:40:07.072 --> 00:40:08.865
پسر خوبی باش.

678
00:40:10.534 --> 00:40:11.827
پسر خوبی باش.

679
00:40:13.327 --> 00:40:21.212
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

680
00:40:22.712 --> 00:40:23.880
عادلانه نبود که اون

681
00:40:24.005 --> 00:40:25.924
تو رو بابت اتفاقاتی که براش افتاده بود
مقصر بدونه.

682
00:40:27.008 --> 00:40:31.304
من از کسی که زندگیش
پر از ظلم و ستم بوده انتظار عدالت ندارم ...

683
00:40:32.272 --> 00:40:33.982
اونم به دست همچین آدم شروری.

684
00:40:36.326 --> 00:40:37.369
کنت سن‌ژرمن...

685
00:40:37.394 --> 00:40:39.271
توی فرانسه،
سعی کرد میلادی رو بکشه.

686
00:40:40.772 --> 00:40:43.358
و حالا فهمیدم
که اون پدرمه...

687
00:40:44.006 --> 00:40:45.277
تو مثل اون نیستی.

688
00:40:46.319 --> 00:40:48.488
من این رو بهتر از هر کسی می‌دونم، عشقم.

689
00:40:49.419 --> 00:40:51.254
ولی اگه واقعاً وارث اون باشی،

690
00:40:51.890 --> 00:40:54.184
اون‌وقت می‌تونی از چیزی که برات گذاشته
در راه خیر استفاده کنی.

691
00:40:55.245 --> 00:40:57.581
اگه پیشنهاد این بوشامپ رو
قبول کنی...

692
00:40:57.747 --> 00:41:00.208
اون مرد یه خودفروشه.
من باید بدونم.

693
00:41:01.126 --> 00:41:02.669
احتمالاً تمامِ عمرش
همین بوده.

694
00:41:02.836 --> 00:41:04.796
موسیو بوشامپ البته دیگه پیرتر از این حرفاست
که بخواد تن‌فروشی کنه،

695
00:41:04.963 --> 00:41:08.300
ولی از روی ناچاری
خودشو می‌فروشه.

696
00:41:08.466 --> 00:41:09.593
ولی تمامِ چیزی که ازت می‌خواد،

697
00:41:09.759 --> 00:41:12.220
اینه که یه مقدار زمین
بهش بفروشی، نه؟

698
00:41:13.054 --> 00:41:15.223
زمینی که حقِ مادرزادیت
هست.

699
00:41:15.390 --> 00:41:16.808
آره، ولی چرا؟

700
00:41:17.934 --> 00:41:19.561
چه تأثیری داره،

701
00:41:19.686 --> 00:41:21.438
فروختنش به این ذی‌نفع‌ها
توی پاریس؟

702
00:41:21.605 --> 00:41:23.732
اونا می‌خوان یه مستعمره‌ی فرانسوی

703
00:41:23.899 --> 00:41:25.275
توی خاکِ آمریکا راه بندازن، اما...

704
00:41:26.193 --> 00:41:28.778
ما خودمون رو وقفِ
آرمانِ میهن‌پرست‌ها کردیم.

705
00:41:31.031 --> 00:41:33.033
ما برای رهایی از دستِ یه پادشاه انگلیسی
نمی‌جنگیم

706
00:41:33.058 --> 00:41:35.435
که فقط خدمتکارِ یه پادشاه فرانسوی بشیم.

707
00:41:36.411 --> 00:41:38.246
از کجا معلم اینطوری بشه.

708
00:41:40.207 --> 00:41:41.666
تو هم نمی‌دونی که نمی‌کشه.

709
00:41:43.585 --> 00:41:45.086
همه‌اش این نیست.

710
00:41:45.921 --> 00:41:47.422
من می‌شناسمت، فرگوس فریزر.

711
00:41:48.757 --> 00:41:51.801
چرا فکر کردن به این پیشنهاد
این‌قدر برات سخته؟

712
00:41:52.844 --> 00:41:56.556
برای ادعای این ارث و میراث،
این زمین...

713
00:41:58.266 --> 00:41:59.726
باید علناً اعتراف کنم

714
00:41:59.893 --> 00:42:02.437
که کنت سن‌ژرمن پدرم بوده.

715
00:42:04.522 --> 00:42:07.943
موسیو بوشامپ چیزی رو بهم گفت که
هر یتیمی دلش می‌خواد بشنوه،

716
00:42:08.735 --> 00:42:10.779
اینکه پسرِ یه مردِ بزرگم.

717
00:42:14.783 --> 00:42:18.161
ولی من همین الانشم
پسرِ یه مردِ بزرگ هستم.

718
00:42:35.095 --> 00:42:36.304
نگران نباش عزیزم.

719
00:42:36.773 --> 00:42:38.984
اوم، یه کشتیِ جنگیِ فرانسوی،
ترویت،

720
00:42:39.009 --> 00:42:41.303
هر از گاهی شروع می‌کنه
به شلیکِ توپ‌هاش.

721
00:42:41.476 --> 00:42:43.895
خیلی رو اعصابه.

722
00:42:45.146 --> 00:42:47.603
اون‌طرفِ جزیره‌ی هاچینسون لنگر انداخته،

723
00:42:48.066 --> 00:42:50.568
دورتر از اونیه که بتونه به شهر
آسیبی بزنه.

724
00:42:53.113 --> 00:42:54.447
بهت اطمینان می‌دم،

725
00:42:54.864 --> 00:42:56.199
جات کاملاً امنه.

726
00:42:58.618 --> 00:43:00.537
اوه، خوشحالم که اینو می‌شنوم.

727
00:43:02.622 --> 00:43:03.707
خب...

728
00:43:04.541 --> 00:43:06.376
چرا به ویلیام نگفتی
که دارم میام؟

729
00:43:08.086 --> 00:43:09.879
چ... چون، اوم...

730
00:43:10.964 --> 00:43:12.966
چون نمی‌دونستم
چه واکنشی نشون می‌ده.

731
00:43:15.468 --> 00:43:19.264
به نظر میاد ویلیام، اوم... انگار خودشو گم کرده

732
00:43:19.490 --> 00:43:21.784
از وقتی حقیقت رو درباره‌ی پدر و مادرش فهمیده.

733
00:43:22.534 --> 00:43:25.078
ولی، اوم، تو و اون با هم

734
00:43:25.103 --> 00:43:26.938
یه تجربه‌ی نسبتاً منحصربه‌فرد دارین،

735
00:43:27.856 --> 00:43:30.633
اینکه فهمیدین
جیمز فریزر پدرتونه.

736
00:43:31.901 --> 00:43:33.570
پس واسه همین
منو اینجا دعوت کردی.

737
00:43:34.279 --> 00:43:36.823
نه برای کشیدنِ پرتره‌ی آمارانتوس.

738
00:43:37.044 --> 00:43:38.504
فکر می‌کنی من می‌تونم به ویلیام کمک کنم.

739
00:43:38.616 --> 00:43:41.786
نه، م... من واقعاً فکر می‌کنم که
پرتره‌ی نوه

740
00:43:41.811 --> 00:43:43.776
و عروسش حالِ برادرم رو خیلی بهتر می‌کنه،

741
00:43:43.801 --> 00:43:46.095
ولی... آره.

742
00:43:48.560 --> 00:43:50.437
اگه کسی باشه که بتونه ویلیام رو سرِ عقل بیاره

743
00:43:50.462 --> 00:43:52.213
تا با مشکلاتِ فعلیش کنار بیاد،

744
00:43:53.173 --> 00:43:54.174
اون تویی.

745
00:43:55.300 --> 00:43:57.218
می‌تونستی فقط حقیقت رو بهم بگی،
می‌دونی که.

746
00:43:58.553 --> 00:44:00.055
در هر صورت می‌اومدم.

747
00:44:00.739 --> 00:44:02.115
فکر نمی‌کنم تو هم با من

748
00:44:02.140 --> 00:44:03.433
کاملاً صادق بوده باشی.

749
00:44:03.975 --> 00:44:07.020
یا باید دقیقاً بپرسم شوهرت، اوم،

750
00:44:07.145 --> 00:44:09.189
بیرونِ شهر چه کارهایی داره؟

751
00:44:09.915 --> 00:44:11.583
شاید به اردوگاهِ ارتشِ قاره‌ای

752
00:44:11.608 --> 00:44:14.444
اونجا ربطی داشته باشه؟

753
00:44:18.156 --> 00:44:20.367
م... من می‌تونستم

754
00:44:21.076 --> 00:44:25.455
درباره‌ی قصدم از این ملاقات رک‌تر باشم،

755
00:44:25.864 --> 00:44:26.698
اما...

756
00:44:27.472 --> 00:44:29.808
نمی‌خواستم ریسک کنم
که دستِ رد به سینه‌ام بزنی.

757
00:44:31.977 --> 00:44:35.648
اگه یه ویژگی باشه که جیمز فریزر

758
00:44:35.673 --> 00:44:39.260
با موفقیت به همه‌ی بچه‌هاش منتقل کرده،

759
00:44:39.761 --> 00:44:41.596
اون لجبازیه.

760
00:44:41.621 --> 00:44:44.624
خیلی سخته

761
00:44:44.649 --> 00:44:47.568
که مجبورت کرد کاری رو انجام بدی که دلت نمی‌خواد.

762
00:44:48.436 --> 00:44:49.270
ویلیام--

763
00:44:50.696 --> 00:44:52.239
ویلیام هم همین‌طوریه.

764
00:44:55.568 --> 00:44:58.947
همسرِ خدابیامرزم، ایزابل،
بهم گفت که ویلیام یه بار

765
00:44:59.114 --> 00:45:01.491
توی ملکش در هل‌واتر گم شده بود.

766
00:45:02.484 --> 00:45:03.777
اون موقع، اوم...

767
00:45:04.494 --> 00:45:06.246
حدوداً سه سالش بود.

768
00:45:06.830 --> 00:45:10.291
توی مه، روی تپه‌ها تنها پرسه می‌زد.

769
00:45:13.795 --> 00:45:15.171
بعضی وقتا اینو می‌بینم.

770
00:45:16.548 --> 00:45:17.715
بعضی وقتا...

771
00:45:24.514 --> 00:45:25.807
...چیزای دیگه.

772
00:45:26.516 --> 00:45:28.810
وقتی پدر یا مادر باشی این چیزا رو می‌بینی.

773
00:45:30.270 --> 00:45:32.313
آره.

774
00:45:36.901 --> 00:45:39.487
قولی نمی‌دم...

775
00:45:40.905 --> 00:45:42.282
ولی ببینم چیکار می‌تونم بکنم.

776
00:45:44.826 --> 00:45:45.869
ممنونم.

777
00:45:48.121 --> 00:45:49.497
ممنونم عزیزم.

778
00:45:56.546 --> 00:45:58.047
هیس.

779
00:46:04.097 --> 00:46:06.230
(جمع شدن ارتش میهن پرستان)

780
00:46:24.407 --> 00:46:26.242
جم و مندی خیلی دوست‌داشتنی بودن.

781
00:46:26.740 --> 00:46:29.368
رادنی و کلرِ کوچولو
واسه بعدی لحظه‌شماری می‌کنن...

782
00:46:29.621 --> 00:46:32.207
چی بهش می‌گن؟ --
یه شب‌نشینی؟

783
00:46:34.042 --> 00:46:36.085
خب، خوش‌حالم که
مزاحمتی براتون نداشتن.

784
00:46:36.110 --> 00:46:37.362
اصلاً.

785
00:46:37.670 --> 00:46:39.380
هر بچه‌ای یه معجزه‌ست.

786
00:46:42.175 --> 00:46:43.718
حالت خوبه، ریچل؟

787
00:46:44.093 --> 00:46:45.094
آره.

788
00:46:45.862 --> 00:46:47.113
البته که حق با توئه،
لیزی--

789
00:46:47.138 --> 00:46:48.598
هر بچه‌ای یه معجزه‌ست.

790
00:46:48.765 --> 00:46:50.225
هرچند در موردِ اوگی،
معجزه اینه که

791
00:46:50.304 --> 00:46:52.265
چقدر می‌تونه بدونِ نفس گرفتن
جیغ بزنه.

792
00:46:52.441 --> 00:46:54.651
بعضی وقتا صداش
عینِ یه گربه‌ی وحشی می‌مونه.

793
00:46:54.706 --> 00:46:56.196
خب، همه‌مون این روزا رو گذروندیم.

794
00:46:56.356 --> 00:46:58.358
- مندی، نگاه کن!
- بابابزرگ!

795
00:46:58.525 --> 00:46:59.859
بابابزرگ!

796
00:47:01.876 --> 00:47:03.086
بیاین دیگه.

797
00:47:03.111 --> 00:47:04.279
بیاین، دارن میان.
بدو بدو بدو.

798
00:47:05.323 --> 00:47:07.575
معلومه از دیدنِ
بابابزرگشون خیلی خوش‌حالن.

799
00:47:08.952 --> 00:47:10.411
اون کیه همراهش؟

800
00:47:10.578 --> 00:47:12.413
اصلاً نمی‌دونم.

801
00:47:16.167 --> 00:47:20.171
- باک!
- آه!

802
00:47:21.005 --> 00:47:22.590
بچه‌ها! بیاین اینجا!

803
00:47:24.276 --> 00:47:26.528
مندی. جمی، حالتون چطوره؟

804
00:47:26.835 --> 00:47:28.461
مامان‌بزرگ، نگاه کن، پسرعمومونه.

805
00:47:28.486 --> 00:47:29.779
باکه! باکه!

806
00:47:29.806 --> 00:47:31.849
ساکسون، میخوام...

807
00:47:32.016 --> 00:47:33.601
ویلیام باکلی مک‌کنزی رو بهت معرفی کنم.

808
00:47:34.227 --> 00:47:37.021
کلر فریزر،
تعریفتون رو زیاد شنیدم.

809
00:47:37.188 --> 00:47:38.731
همین‌طور شما.

810
00:47:39.328 --> 00:47:41.455
حتماً سفرِ خیلی طولانی‌ای
داشتید.

811
00:47:42.485 --> 00:47:44.445
طولانی‌تر از اونی که بتونم توضیح بدم.

812
00:47:45.280 --> 00:47:47.857
بهش گفتم هرقدر بخواد میتونه توی ریج بمونه.

813
00:47:47.882 --> 00:47:48.591
البته.

814
00:47:48.616 --> 00:47:50.034
تو خانواده‌ی مایی.

815
00:47:50.326 --> 00:47:52.453
بیاین. بیاین تو.

816
00:47:52.579 --> 00:47:54.747
مطمئنم هر دوتون
خیلی گرسنه‌اید.

817
00:47:54.914 --> 00:47:56.082
آره.

818
00:47:56.335 --> 00:47:57.795
از اون، اوم،
ساندویچ‌های

819
00:47:57.820 --> 00:48:00.143
کره بادوم‌زمینی ندارین،
نه؟

820
00:48:10.597 --> 00:48:12.265
چی نگرانت کرده، عزیزم؟

821
00:48:13.766 --> 00:48:16.477
اون بالا تو شمال قتل‌عام شده.

822
00:48:17.854 --> 00:48:21.190
یکی از رهبرهای موهاک، جوزف برنت،
و یه کاپیتانِ وفادار به سلطنت

823
00:48:21.215 --> 00:48:23.102
به یه شهرِ شورشی حمله کردن.

824
00:48:25.285 --> 00:48:26.786
جوزف برنت رو می‌شناسم.

825
00:48:29.289 --> 00:48:33.209
ارتشِ قاره‌ای هم برای تلافی
یه لشکر دنبالش فرستاد.

826
00:48:39.350 --> 00:48:43.270
ارتشِ میهن‌پرست در امتدادِ
رودخونه‌ی ساسکوهانا پیشروی کرد،

827
00:48:43.796 --> 00:48:47.508
و هر دهکده‌ی سرخ‌پوستی که
سرِ راهش بود رو با خاک یکسان کرد.

828
00:48:47.675 --> 00:48:51.012
چهل تا دهکده
در آتیش سوختن و...

829
00:48:51.638 --> 00:48:53.348
پوستِ سرِ آدم‌های بی‌شماری...

830
00:48:54.939 --> 00:48:56.066
خدای من.

831
00:48:56.195 --> 00:48:58.227
مگه دریاچه‌ی شادو
همون‌جا نیست؟

832
00:49:00.021 --> 00:49:01.689
جایی که زنِ قبلیت...

833
00:49:01.856 --> 00:49:03.191
واهیونهاوه.

834
00:49:05.026 --> 00:49:06.152
آره.

835
00:49:07.904 --> 00:49:09.238
و... و پسرت.

836
00:49:10.164 --> 00:49:12.041
تهیوکاس نه توتیس...

837
00:49:13.014 --> 00:49:14.702
سریع‌ترینِ مارمولک‌ها.

838
00:49:16.788 --> 00:49:17.789
ریچل...

839
00:49:21.376 --> 00:49:22.460
...باید برم شمال.

840
00:49:26.137 --> 00:49:27.681
باید بفهمم
چه بلایی سرشون اومده.

841
00:49:30.677 --> 00:49:31.803
البته که باید بری.

842
00:49:36.616 --> 00:49:38.614
و من و اوگی هم
باهات میایم.

843
00:49:49.696 --> 00:49:51.739
دلم واسه این
گربه‌ی وحشیِ کوچولو تنگ می‌شه.

844
00:49:53.616 --> 00:49:56.661
تا وقتی برگردی،
خیلی بزرگ‌تر از این می‌شی.

845
00:49:59.472 --> 00:50:00.765
واقعاً هیچ حرفی
نمی‌تونم بزنم

846
00:50:00.790 --> 00:50:02.291
که تو و اوگی رو
قانع کنم بمونید؟

847
00:50:02.591 --> 00:50:05.010
ممنونم کلر، ولی نه.

848
00:50:05.603 --> 00:50:07.647
تو می‌ذاری شوهرت
۱۱۰۰ کیلومتر رو تنها بره

849
00:50:07.672 --> 00:50:09.065
تا زنِ اولش رو نجات بده؟

850
00:50:09.190 --> 00:50:11.150
حرفِ حساب می‌زنی.

851
00:50:11.183 --> 00:50:12.143
اوهوم.

852
00:50:18.521 --> 00:50:21.318
دعا می‌کنم امیلی و
بچه‌هاش رو صحیح و سالم پیدا کنیم.

853
00:50:22.562 --> 00:50:26.149
ولی وقتی می‌بینتشون،
می‌خوام کنارش باشم...

854
00:50:27.442 --> 00:50:29.569
تا زندگی‌ای که اینجا داره رو
فراموش نکنه.

855
00:50:33.823 --> 00:50:35.366
این یعنی من آدمِ بدی‌ام؟

856
00:50:35.533 --> 00:50:36.534
اوه.

857
00:50:36.685 --> 00:50:37.936
نه، ریچل.

858
00:50:40.037 --> 00:50:42.165
این یعنی تو یه انسانی.

859
00:50:44.959 --> 00:50:46.085
بیا.

860
00:50:53.176 --> 00:50:54.761
- بیا.
- اوهوم.

861
00:50:55.928 --> 00:50:58.639
ریچل می‌گه قصد داری
توی فیلادلفیا توقف داشته باشی

862
00:50:58.948 --> 00:51:01.242
تا بتونه بره
یه جلسه‌ی درست و حسابی.

863
00:51:01.267 --> 00:51:03.436
هوم. آره، دلش واسه اونجا تنگ شده.

864
00:51:04.621 --> 00:51:06.247
آره، می‌خوام بری
به اون روسپی‌خونه‌ی اونجا،

865
00:51:06.272 --> 00:51:08.232
همونی که فرانسیس با
خواهرش اونجا زندگی می‌کرد،

866
00:51:08.257 --> 00:51:10.176
و با چند تا از
دخترا صحبت کنی.

867
00:51:10.735 --> 00:51:12.028
روسپی‌خونه؟

868
00:51:13.821 --> 00:51:16.073
کافی نیست که دارم می‌رم
دنبالِ زنِ اولم؟

869
00:51:16.407 --> 00:51:18.451
مربوط به فرانسیسه.

870
00:51:18.997 --> 00:51:22.042
ازشون درباره‌ی جین بپرس، هر چی
که درباره‌ی خانواده‌اش گفته.

871
00:51:23.046 --> 00:51:25.882
می‌خوایم فرانسیس
بیشتر درباره‌شون بدونه.

872
00:51:26.584 --> 00:51:27.877
هر چی بتونم آمار می‌گیرم.

873
00:51:45.561 --> 00:51:47.021
من، اوم...

874
00:51:48.064 --> 00:51:50.608
قبل از اینکه بری باید یه چیز دیگه هم بهت بگم.

875
00:51:55.863 --> 00:51:58.282
اون کتابی که بریانا با خودش آورد رو یادته؟

876
00:51:59.116 --> 00:52:02.703
همونی که اون یکی پدرش نوشته بود؟

877
00:52:02.870 --> 00:52:04.492
آره. بهم گفت.

878
00:52:04.517 --> 00:52:06.769
اوم، فرانک رندال؟

879
00:52:08.563 --> 00:52:10.315
درباره‌ی اسکاتلندی‌های توی آمریکاست...

880
00:52:11.587 --> 00:52:13.881
درباره‌ی اینکه اونا...

881
00:52:14.598 --> 00:52:18.227
اینکه ما توی انقلاب چیکار می‌کنیم.

882
00:52:19.612 --> 00:52:21.823
توی کتاب به یه نبرد توی مناطق دورافتاده اشاره شده

883
00:52:21.847 --> 00:52:23.765
توی جایی به اسم کینگز مانتین.

884
00:52:24.475 --> 00:52:26.143
اسم اینجارو شنیدم.

885
00:52:26.686 --> 00:52:28.229
فرانک می‌گه منم توی اون جنگ می‌جنگم.

886
00:52:29.730 --> 00:52:31.190
کی قراره اتفاق بیفته؟

887
00:52:31.357 --> 00:52:34.527
اون‌طور که اون می‌گه، اکتبرِ سالِ دیگه.

888
00:52:35.127 --> 00:52:36.712
کلر فکر می‌کنه اون داره پیازداغشو زیاد می‌کنه،

889
00:52:36.737 --> 00:52:37.697
ولی، اوم...

890
00:52:38.865 --> 00:52:41.361
ولی من هر چی می‌گذره بیشتر
مطمئن می‌شم که راست می‌گه.

891
00:52:49.417 --> 00:52:50.751
منم اونجا پیشت هستم، عمو.

892
00:52:51.853 --> 00:52:53.646
اونقدر وقت دارم که تو شمال...

893
00:52:53.671 --> 00:52:56.048
هرکار لازمه رو بکنم و برگردم خونه

894
00:52:57.133 --> 00:52:58.050
هی...

895
00:52:58.509 --> 00:52:59.802
نگران نباش.

896
00:53:00.761 --> 00:53:02.054
شاید بابام دیگه نباشه،

897
00:53:03.069 --> 00:53:04.946
ولی من به جای اون هوای جناح چپت رو دارم.

898
00:53:08.728 --> 00:53:09.520
ممنونم، پسر.

899
00:53:29.415 --> 00:53:31.626
امیدوارم به سلامت سفر کنید

900
00:53:38.480 --> 00:53:39.785
گذر از کوهستان

901
00:53:40.519 --> 00:53:41.332
گذر از جنگل

902
00:53:42.160 --> 00:53:45.222
گذر از دشت‌های طولانی و وحشی.

903
00:53:45.324 --> 00:53:48.105
مریم پاک و معصوم نگهدارت باشد

904
00:53:48.512 --> 00:53:52.363
عیسی شبان سپر تو باشد

905
00:53:52.955 --> 00:53:55.588
مریم پاک و معصوم نگهدارت باشد

906
00:53:55.613 --> 00:53:59.479
عیسی شبان سپر تو باشد

907
00:54:29.475 --> 00:54:30.810
سرباز.

908
00:54:30.835 --> 00:54:33.045
عصر بخیر.
سرهنگ ماریون؟

909
00:54:33.354 --> 00:54:34.981
من کشیش راجر مک‌کنزی هستم.

910
00:54:35.523 --> 00:54:38.067
ببخشید که مزاحمتون شدم، ولی، خب...

911
00:54:38.825 --> 00:54:41.828
پیدا کردنتون سخته و درخواستم هم فوریه.

912
00:54:41.988 --> 00:54:43.406
اومدی داوطلب بشی؟

913
00:54:43.572 --> 00:54:45.366
ارتش قاره‌ای خیلی سخت‌گیر نیست،

914
00:54:45.533 --> 00:54:46.742
هرچند باید بگم،

915
00:54:47.159 --> 00:54:48.577
اون چند تا کشیشی هم که میان

916
00:54:48.633 --> 00:54:51.011
معمولاً بهترین لباساشون رو برای جنگیدن نمی‌پوشن.

917
00:54:52.123 --> 00:54:53.541
نه قربان.

918
00:54:53.708 --> 00:54:56.544
من، اوم، اومدم ازتون درخواست کمک کنم.

919
00:54:59.063 --> 00:55:01.816
پدرزنم ۴۰۰۰ هکتار زمین داره

920
00:55:01.841 --> 00:55:03.217
توی کارولینای شمالی.

921
00:55:03.884 --> 00:55:05.678
یه سرگرد انگلیسی به اسم پاتریک فرگوسن

922
00:55:05.703 --> 00:55:07.571
توی مناطق دورافتاده داره آشوب به پا می‌کنه،

923
00:55:07.596 --> 00:55:09.432
- داره شبه‌نظامی‌های وفادار به سلطنت رو جمع می‌کنه.

924
00:55:09.740 --> 00:55:11.993
و از اونجایی که ما میهن‌پرست هستیم، تصمیم گرفتیم

925
00:55:12.018 --> 00:55:13.394
خودمون یه گروه شبه‌نظامی تشکیل بدیم.

926
00:55:14.437 --> 00:55:15.604
ولی به اسلحه نیاز داریم.

927
00:55:16.622 --> 00:55:18.916
فکر کنم قبلاً به بقیه هم مثل ما برای مسلح شدن کمک کردید.

928
00:55:21.777 --> 00:55:23.029
می‌تونم هزینه‌اش رو بدم.

929
00:55:23.709 --> 00:55:26.462
فکر کنم بتونیم به یه توافقی برسیم.

930
00:55:27.925 --> 00:55:30.761
خب، من یه نامه از طرف پدرزنم دارم

931
00:55:30.786 --> 00:55:32.288
که جزئیات توش نوشته شده.

932
00:55:39.336 --> 00:55:41.922
پدرزنت ژنرال جیمز فریزره؟

933
00:55:43.090 --> 00:55:43.966
آره.

934
00:55:44.502 --> 00:55:46.444
همون کسی که توی مان‌موث نیروهاش رو ول کرد

935
00:55:46.469 --> 00:55:47.928
تا به زنش برسه؟

936
00:55:48.888 --> 00:55:49.847
آره.

937
00:55:52.475 --> 00:55:55.061
جیمز فریزر... اون مرد شریفیه قربان،

938
00:55:55.731 --> 00:55:57.357
و سرباز خیلی شجاعیه.

939
00:55:57.704 --> 00:55:59.915
وقتی به زنش شلیک شد، جنگ دیگه تموم شده بود.

940
00:56:00.049 --> 00:56:02.635
راسته که نامه‌ی استعفاش رو

941
00:56:02.660 --> 00:56:04.579
پشتِ کمرِ یه سرجوخه توی گل‌ولای امضا کرده؟

942
00:56:04.779 --> 00:56:07.823
در واقع با خونِ زنش نوشت، ولی آره.

943
00:56:09.742 --> 00:56:11.118
چاره‌ی دیگه‌ای نداشت.

944
00:56:11.872 --> 00:56:13.621
وقتی ژنرال لی بهش دستور داد

945
00:56:13.646 --> 00:56:15.064
که از کنارش بره، زخمی شده بود، که...

946
00:56:15.141 --> 00:56:17.141
مطمئنم شرایط خیلی خاص و غیرعادی بوده.

947
00:56:17.166 --> 00:56:18.959
حقیقت اینه که اگه به خاطر

948
00:56:18.984 --> 00:56:21.312
دادگاهِ لی و وساطتِ لافایت نبود،

949
00:56:21.420 --> 00:56:23.297
فریزر بعد از مان‌موث دادگاه نظامی می‌شد،

950
00:56:23.322 --> 00:56:24.490
شاید حتی دارش می‌زدن.

951
00:56:24.766 --> 00:56:27.752
آخه قربان، مردمِ ما در خطرن.

952
00:56:27.777 --> 00:56:30.071
شرایطِ ما هم اینجا خیلی وخیمه.

953
00:56:30.096 --> 00:56:32.223
منابعِ خیلی کمی داریم،

954
00:56:32.988 --> 00:56:35.407
حتی با کمکِ متحدای فرانسویِ جدیدمون.

955
00:56:35.675 --> 00:56:37.677
نمی‌تونم همون چیزی رو هم که دارم بدم

956
00:56:37.702 --> 00:56:40.664
به کسی که اعتمادِ ارتشِ قاره‌ای رو از دست داده.

957
00:56:40.789 --> 00:56:42.750
قطعاً سال‌ها خدمت و فداکاریش

958
00:56:42.775 --> 00:56:43.859
برای این هدف باید...

959
00:56:43.980 --> 00:56:45.857
جوابِ من منفیه، جنابِ کشیش مک‌کنزی،

960
00:56:45.882 --> 00:56:47.091
و حرفم هم حرف آخره.

961
00:56:52.676 --> 00:56:54.261
پس با اجازه‌تون مرخص می‌شم، قربان.

962
00:56:54.286 --> 00:56:56.080
متأسفانه امکانش نیست.

963
00:56:56.831 --> 00:56:58.040
منظورتون چیه؟

964
00:56:58.065 --> 00:56:59.733
تا چند روزِ دیگه به شهر حمله می‌کنیم.

965
00:57:00.141 --> 00:57:01.685
ژنرال لینکلن به نگهبان‌ها دستور داده

966
00:57:01.710 --> 00:57:03.629
هر کسی که از اردوگاه خارج می‌شه بازداشت شه...

967
00:57:03.754 --> 00:57:06.632
تا فراری‌ها نتونن به انگلیس‌ها خبری بدن.

968
00:57:07.174 --> 00:57:08.509
نمی‌تونی بری.

969
00:57:08.676 --> 00:57:10.928
اومدم برای جنگیدن با انگلیسی‌ها
ازتون کمک بخوام.

970
00:57:10.966 --> 00:57:12.509
حتماً که... فکر نمی‌کنید

971
00:57:12.582 --> 00:57:14.490
که قراره از اینجا برم
و به اونا کمک کنم.

972
00:57:14.515 --> 00:57:17.101
من دستور دارم،
پدر مکنزی.

973
00:57:17.476 --> 00:57:20.187
قربان، همسرم توی شهره.

974
00:57:20.733 --> 00:57:22.565
قول دادم که برمی‌گردم.

975
00:57:24.358 --> 00:57:27.903
همه مردان اینجا همچین قولی
به همسرشون دادن،

976
00:57:28.028 --> 00:57:29.530
به مادرشون، به پسرشون.

977
00:57:30.194 --> 00:57:32.112
خیلی‌ها زنده نمی‌مونن
که به قولشون عمل کنن.

978
00:57:33.242 --> 00:57:34.243
تو شاید بمونی.

979
00:57:34.906 --> 00:57:37.346
می‌تونم یه جای امن برات پیدا کنم
تا تموم شدن جنگ اونجا منتظر بمونی،

980
00:57:37.371 --> 00:57:38.831
مگر اینکه بخوای بجنگی.

981
00:57:39.450 --> 00:57:40.952
می‌تونم یه تفنگ خوب بهت بدم.

982
00:57:42.835 --> 00:57:43.878
نه.

983
00:57:44.253 --> 00:57:45.004
اوه.

984
00:57:47.016 --> 00:57:48.809
پس همین‌جا بمون و منتظر باش.

985
00:57:49.557 --> 00:57:52.143
اگه اوضاع بد پیش رفت،
می‌تونی کمک کنی دفنمون کنی.

986
00:57:58.392 --> 00:57:59.310
قربان، صبر کنید.

987
00:58:04.899 --> 00:58:07.318
من... من با تفنگ
کارم خوب نیست.

988
00:58:10.677 --> 00:58:13.097
اما اگه بتونید بهم یه شمشیر بدید،
باهاتون می‌جنگم.

989
00:58:13.500 --> 00:58:18.500
سینمافریک
مرجع دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
.::  CinemaFreak.Net ::.
