1
00:00:00,000 --> 00:00:05,000
«ارائـه شـده تـوسـط رســانــه بــزرگ ســیـنـمـافــریــک»
.:::CinemaFreak.Net:::.

2
00:00:05,321 --> 00:00:07,321
مترجم 
Hemioort 

3
00:00:07,633 --> 00:00:08,926
‫زمین سوخته.‬

4
00:00:11,053 --> 00:00:12,698
‫شوک و وحشت.‬

5
00:00:12,722 --> 00:00:14,014
‫خون و استخوان.‬

6
00:00:15,391 --> 00:00:16,726
‫آخر سر...‬

7
00:00:18,269 --> 00:00:20,271
‫فقط یکیمون سر پا می‌مونه.‬

8
00:00:24,191 --> 00:00:26,193
‫شک نکن لعنتی.‬

9
00:00:32,908 --> 00:00:34,136
‫عید پاک نزدیکه.‬

10
00:00:34,160 --> 00:00:36,430
‫چقدر عالی می‌شه که‬
‫ظهور دوباره‌ت...‬

11
00:00:36,454 --> 00:00:38,932
‫تو روز رستاخیز مسیح‬
‫اتفاق بیفته.‬

12
00:00:38,956 --> 00:00:40,100
‫تو باعث شدی رئیس‌جمهور کشته بشه.‬

13
00:00:40,124 --> 00:00:41,435
‫چاره دیگه‌ای نداشتم.‬

14
00:00:41,459 --> 00:00:44,896
‫تموم شد. دیگه هیچ‌وقت‬
‫ازم خبری نمی‌شنوی.‬

15
00:00:44,920 --> 00:00:46,231
‫اون داره ازت سوءاستفاده می‌کنه!‬

16
00:00:46,255 --> 00:00:47,816
‫- داری ما رو دور می‌ندازی...‬
‫- تو یکی خفه‌خون بگیر!‬

17
00:00:47,840 --> 00:00:49,943
‫به خاطر زنی که فکر می‌کنه‬
‫خیلی بدبختی! کوین!‬

18
00:00:49,967 --> 00:00:52,821
‫هر جای دنیا‬
‫پاتو تو آب بذاری،‬

19
00:00:52,845 --> 00:00:54,406
‫می‌کشیمت!‬

20
00:00:54,430 --> 00:00:55,949
‫چرا هوم‌لندر باید...‬

21
00:00:55,973 --> 00:00:57,617
‫خطرناک‌ترین ذهن‌خون‌های دنیا رو‬
‫دور هم جمع کنه؟‬

22
00:00:57,641 --> 00:00:58,910
‫رسماً پلیس افکارن.‬

23
00:00:58,934 --> 00:01:00,311
‫هیچ جایی برای مخالفت و کفرگویی نیست.‬

24
00:01:01,812 --> 00:01:04,666
‫واقعاً برام مهم بود.‬
‫منم عین تو بودم.‬

25
00:01:04,690 --> 00:01:07,419
‫همون آدمِ رو اعصاب‬
‫و بچه‌مثبتی باش که هستی.‬

26
00:01:07,443 --> 00:01:09,129
‫- چی می‌خوای؟‬
‫- کمکِ تو رو.‬

27
00:01:09,153 --> 00:01:11,631
‫می‌دونی، بیلی هیچ وجدانی نداشت.‬

28
00:01:11,655 --> 00:01:14,092
‫ازت می‌خواد که جلوش رو بگیری.‬

29
00:01:14,116 --> 00:01:17,429
‫اما حقیقت ماجرا اینه که اگه سر راهش‬
‫قرار بگیری، رسماً به فاک می‌ری.‬

30
00:01:17,453 --> 00:01:20,307
‫چون هر کی که تا حالا دوستت داشته رو،‬
‫آخرش به کشتن دادی، مگه نه؟‬

31
00:01:20,331 --> 00:01:23,209
‫سیستم داپلرِ روی پشت‌بوم رو تنظیم کردم‬
‫تا اشیاء ناشناس رو ردیابی کنه.‬

32
00:01:27,004 --> 00:01:28,273
‫فرنچی. فرنچی.‬

33
00:01:28,297 --> 00:01:29,733
‫ممنون که نجاتم دادی.‬

34
00:01:29,757 --> 00:01:33,612
‫«مون‌کِغ»، تو منو نجات دادی.‬

35
00:01:33,636 --> 00:01:34,863
‫نه. نه.‬

36
00:01:34,887 --> 00:01:37,306
‫نه.‬

37
00:02:08,087 --> 00:02:11,107
‫«من، سرژ امیلین لِسینت،‬

38
00:02:11,131 --> 00:02:14,986
‫در حالی که عقل درست و حسابی ندارم‬
‫و بدنم داغونه،‬

39
00:02:15,010 --> 00:02:17,656
‫این رو به عنوان‬
‫وصیت‌نامه نهایی خودم اعلام می‌کنم.‬

40
00:02:17,680 --> 00:02:20,283
‫با اینکه هیچ مال و منالی تو این دنیا ندارم‬
‫که به ارث بذارم.‬

41
00:02:20,307 --> 00:02:24,412
‫اما همون‌طور که دارم این نامه رو روی مقوایی‬
‫می‌نویسم که قاچاقی وارد کمپ آزادی شده،‬

42
00:02:24,436 --> 00:02:26,623
‫اونم تو مق...عدِ‬

43
00:02:26,647 --> 00:02:32,128
‫یه نگهبان چاق به اسم بِرت‬
‫که ورم روده داشت،‬

44
00:02:32,152 --> 00:02:35,507
‫یادم اومد که‬
‫یه چیزی برای دادن به شما دارم...‬

45
00:02:35,531 --> 00:02:39,010
‫این آگاهی که سوراخ کونِ‬
‫تک‌تکتون رو دیدم.»‬

46
00:02:39,034 --> 00:02:40,744
‫ببخشید؟‬

47
00:02:42,371 --> 00:02:43,664
‫همینیه که نوشته.‬

48
00:02:44,748 --> 00:02:48,562
‫«بوچر، من یه بار تو دستشویی دوربین گذاشتم،‬
‫فقط و فقط برای علم...‬

49
00:02:48,586 --> 00:02:52,524
‫داستانش درازه... و ناخواسته‬
‫مال تو رو ضبط کردم.‬

50
00:02:52,548 --> 00:02:55,777
‫هیوئی و ام‌ام، وقتی دولا شده بودیم‬
‫و تو کمپ داشتن می‌گشتنمون‬

51
00:02:55,801 --> 00:02:58,488
‫که ببینن جنس قاچاق داریم یا نه.‬
‫آنی، من کاملاً تصادفی‬

52
00:02:58,512 --> 00:03:02,200
‫سرزده اومدم تو و دیدم تو و هیوئی‬
‫دارین اعماق وجود همو لوله‌کشی می‌کنین،‬

53
00:03:02,224 --> 00:03:04,578
‫ولی متوجه من نشدین.» من... من‬
‫فقط می‌خوام...‬

54
00:03:04,602 --> 00:03:06,538
‫- بقیشو رد کنم بره.‬
‫- آره، فکر خوبیه.‬

55
00:03:06,562 --> 00:03:09,082
‫«بعضی‌ها بهش می‌گن سیاه‌چالِ گِلی...»‬

56
00:03:09,106 --> 00:03:10,792
‫«گرهِ بادکنکیِ بلوط‌شکل.»‬

57
00:03:10,816 --> 00:03:13,044
‫اوکی. باشه.‬

58
00:03:13,068 --> 00:03:15,255
‫خیلی خب، اون...‬
‫طراحیشونم کشیده.‬

59
00:03:15,279 --> 00:03:18,383
‫اکثراً مربوط به سوراخ کونه،‬
‫ولی، خیلی خب، آره.‬

60
00:03:18,407 --> 00:03:20,010
‫فکر کنم داره می‌ره سر اصل مطلب.‬

61
00:03:20,034 --> 00:03:22,762
‫«ما خیلی چیزا رو با هم پشت سر گذاشتیم،‬

62
00:03:22,786 --> 00:03:24,580
‫بهترین و بدترین روزها رو.‬

63
00:03:25,789 --> 00:03:29,978
‫و من به تک‌تکتون بیشتر از‬
‫خانواده‌ی خونیِ خودم نزدیک شدم.‬

64
00:03:30,002 --> 00:03:33,857
‫اون‌قدر نزدیک که سوراخ کون همه‌تونو دیدم.‬

65
00:03:33,881 --> 00:03:37,527
‫و این، برای من نشونه‌ی واقعیِ یه خانواده‌ست.‬

66
00:03:37,551 --> 00:03:39,738
‫شماها خانواده‌ی منین.‬

67
00:03:39,762 --> 00:03:42,240
‫نمی‌دونم اون‌قدر نامه‌ی اعمالم رو‬

68
00:03:42,264 --> 00:03:44,242
‫پاک کردم که بتونم وارد بهشت بشم یا نه.‬

69
00:03:44,266 --> 00:03:46,995
‫اما خیالتون راحت باشه. من تو آرامشم،‬

70
00:03:47,019 --> 00:03:49,438
‫چون برای یه لحظه، بهشت رو‬
‫روی زمین تجربه کردم.‬

71
00:03:52,232 --> 00:03:54,652
‫تو آغوش تو، مون‌کِغ.»‬

72
00:03:55,000 --> 00:04:08,000
آدرس در دسترس سایت با اینترنت ملی 
:::CinemaFreak.Net:::

73
00:04:13,337 --> 00:04:15,774
‫به افتخار آدمای تک‌رو.‬

74
00:04:15,798 --> 00:04:17,192
‫تندروها.‬

75
00:04:17,216 --> 00:04:19,069
‫انقلابی‌ها.‬

76
00:04:19,093 --> 00:04:22,072
‫چون اونایی که اونقدر قوی هستن‬
‫که دنیا رو عوض کنن،‬

77
00:04:22,096 --> 00:04:23,764
‫معمولاً همونایی هستن که این کارو می‌کنن.‬

78
00:04:24,848 --> 00:04:29,037
‫یکشنبه‌ی عید پاک، ساعت ۴ بعدازظهر،‬
‫زنده از کاخ سفید.‬

79
00:04:29,061 --> 00:04:32,040
‫هوم‌لندر جهان رو ریست می‌کنه.‬

80
00:04:32,064 --> 00:04:35,734
‫پخش مستقیم از ووت‌بوک، ووت‌تیوب...‬

81
00:04:41,907 --> 00:04:43,117
‫آروم باش.‬

82
00:04:44,535 --> 00:04:45,953
‫من اینجا نیستم که بهت آسیبی بزنم.‬

83
00:04:47,037 --> 00:04:49,516
‫- منظورت مثل دفعه‌ی قبله؟‬
‫- ببین خودتو.‬

84
00:04:49,540 --> 00:04:51,393
‫طوریت که نشده.‬

85
00:04:51,417 --> 00:04:52,852
‫چطور پیدام کردی؟‬

86
00:04:52,876 --> 00:04:57,774
‫بخش تحلیل جرایم خبردار شد که یه پسر جوون‬
‫داره بیرونِ «کولوراید» پرواز می‌کنه.‬

87
00:04:57,798 --> 00:04:59,567
‫ناخودآگاه جلب توجه می‌کنه.‬

88
00:04:59,591 --> 00:05:01,593
‫من کمک تو رو نمی‌خوام.‬

89
00:05:02,845 --> 00:05:06,199
‫می‌دونم. اینو خیلی واضح نشون دادی.‬

90
00:05:06,223 --> 00:05:09,828
‫اما تو پسر خدایی،‬
‫و نباید تو یه طویله بخوابی.‬

91
00:05:09,852 --> 00:05:12,789
‫می‌تونی یه طبقه‌ی کامل از برج رو‬
‫برای خودت داشته باشی،‬

92
00:05:12,813 --> 00:05:15,166
‫هر کاری خواستی توش بکنی،‬
‫هر وقت دلت خواست بری و بیای.‬

93
00:05:15,190 --> 00:05:17,067
‫نمی‌خوام اصلاً دور و بر تو پیدام بشه.‬

94
00:05:19,111 --> 00:05:21,965
‫الان دیگه همه‌چی فرق کرده.‬

95
00:05:21,989 --> 00:05:23,741
‫من عروج کردم.‬

96
00:05:24,825 --> 00:05:26,177
‫- من جاودانه‌ام.‬
‫- پس چرا برات مهمه‬

97
00:05:26,201 --> 00:05:27,262
‫که چه بلایی سر من میاد؟‬

98
00:05:27,286 --> 00:05:29,514
‫چون ما خانواده‌ایم.‬

99
00:05:29,538 --> 00:05:31,016
‫یه خون تو رگ‌های جفتمون جریان داره.‬

100
00:05:31,040 --> 00:05:33,059
‫آره خب، تو بابای نژادپرست و‬
‫آشغالتو که داری.‬

101
00:05:33,083 --> 00:05:36,003
‫- پس به من نیازی نداری.‬
‫- نه، سولجربوی اصلاً مهم نیست.‬

102
00:05:37,254 --> 00:05:41,050
‫فقط من و تو مهمیم.‬

103
00:05:44,261 --> 00:05:48,140
‫من می‌شناسمت، چون من خودِ توام.‬

104
00:05:50,476 --> 00:05:52,311
‫و تو هم منی.‬

105
00:05:56,940 --> 00:05:58,358
‫بابا؟‬

106
00:06:05,824 --> 00:06:07,034
‫برو به جهنم.‬

107
00:06:08,869 --> 00:06:11,205
‫من اصلاً شبیه تو نیستم.‬

108
00:06:11,914 --> 00:06:14,476
‫تو همون موقعش هم قدرتمندترین‬
‫آدم روی زمین بودی.‬

109
00:06:14,500 --> 00:06:18,480
‫ولی بازم یه آشغالِ‬
‫بدبختِ تنها بودی،‬

110
00:06:18,504 --> 00:06:21,733
‫که وقتی به خواسته‌ت نمی‌رسیدی،‬
‫قشقرق به پا می‌کردی.‬

111
00:06:21,757 --> 00:06:24,927
‫آخه چرا قدرت بیشتر باید‬
‫تو رو آدم بهتری کنه؟‬

112
00:06:26,011 --> 00:06:28,698
‫فقط قراره تو رو تبدیل کنه به یه...‬

113
00:06:28,722 --> 00:06:31,117
‫آشغالِ بدبخت‌تر و تنهاتر.‬

114
00:06:31,141 --> 00:06:36,039
‫اینکه مردمو بترسونی تا بهت بگن خدا...‬

115
00:06:36,063 --> 00:06:38,649
‫از تو یه خدا نمی‌سازه.‬

116
00:06:40,984 --> 00:06:42,945
‫و ته دلت، اینو می‌دونی.‬

117
00:06:49,618 --> 00:06:51,078
‫عیبی نداره.‬

118
00:06:57,876 --> 00:06:59,753
‫نمی‌دونی داره چه اتفاقی می‌افته.‬

119
00:07:00,754 --> 00:07:01,839
‫عیبی نداره.‬

120
00:07:08,137 --> 00:07:10,305
‫اما می‌فهمی.‬

121
00:07:13,934 --> 00:07:17,539
‫حرف نمی‌زنه، یا نمی‌تونه حرف بزنه؟‬

122
00:07:17,563 --> 00:07:19,124
‫نمی‌دونم.‬

123
00:07:19,148 --> 00:07:20,917
‫این دختره واقعاً یه وایبِ...‬

124
00:07:20,941 --> 00:07:23,753
‫«دستتو می‌کَنم و همونو می‌کنم توت»‬
‫داره.‬

125
00:07:23,777 --> 00:07:25,028
‫خیلی سختی کشیده.‬

126
00:07:26,530 --> 00:07:28,424
‫سیج چی می‌گه؟‬

127
00:07:28,448 --> 00:07:31,177
‫- نشانه‌ای هست که آزمایش‌ها جواب داده باشن؟‬
‫- نه.‬

128
00:07:31,201 --> 00:07:33,954
‫یعنی فرنچی الکی مرد.‬

129
00:07:36,206 --> 00:07:38,059
‫خیلی خب، وقتی رسیدی به مقصد،‬

130
00:07:38,083 --> 00:07:39,686
‫حواست باشه اون پانسمانو عوض کنی.‬

131
00:07:39,710 --> 00:07:41,146
‫- باشه.‬
‫- خیلی خب.‬

132
00:07:41,170 --> 00:07:42,462
‫کِی راه می‌افتیم؟‬

133
00:07:44,923 --> 00:07:46,317
‫سؤال خوبیه.‬

134
00:07:46,341 --> 00:07:48,236
‫بهت که گفتم، ما فرار نمی‌کنیم.‬

135
00:07:48,260 --> 00:07:49,863
‫ازت نمی‌خوام فرار کنی.‬

136
00:07:49,887 --> 00:07:51,656
‫ازت می‌خوام این آدما رو نجات بدی.‬

137
00:07:51,680 --> 00:07:53,908
‫از دست همون یارویی نجاتشون بدم که...‬

138
00:07:53,932 --> 00:07:56,035
‫تا همین دیروز برای ساک زدن براش‬
‫لهله می‌زدن؟‬

139
00:07:56,059 --> 00:07:58,830
‫شرط می‌بندم هوم‌لندر کیر عجیبی داره.‬

140
00:07:58,854 --> 00:08:00,206
‫ما می‌تونیم کارای بیشتری بکنیم.‬

141
00:08:00,230 --> 00:08:02,709
‫- می‌خوایم کارای بیشتری بکنیم.‬
‫- نجات دادنِ این آدما...‬

142
00:08:02,733 --> 00:08:04,502
‫بهترین کاریه که از دست همه‌مون برمیاد.‬

143
00:08:04,526 --> 00:08:06,045
‫فقط برسونشون کانادا،‬

144
00:08:06,069 --> 00:08:09,966
‫به بقیه‌ی تیمت ملحق شو‬
‫و یکی‌یکی به آدما کمک کن.‬

145
00:08:09,990 --> 00:08:11,950
‫در حالی که تو تو یه‬
‫مأموریت انتحاری می‌میری؟‬

146
00:08:13,160 --> 00:08:14,762
‫- اصلاً نقشه‌ای هم داری؟‬
‫- خب راستش...‬

147
00:08:14,786 --> 00:08:17,640
‫خودکشی در برابر کانادا،‬
‫واقعاً انتخاب سختیه.‬

148
00:08:17,664 --> 00:08:18,664
‫مگه نه؟‬

149
00:08:19,791 --> 00:08:21,269
‫گرفتم. فازِ جدی‌شدنه.‬

150
00:08:21,293 --> 00:08:22,461
‫من دیگه گورمو گم می‌کنم.‬

151
00:08:25,881 --> 00:08:28,276
‫وقتی به «سون» ملحق شدم،‬

152
00:08:28,300 --> 00:08:32,071
‫خیلی ذوق داشتم ملکه میو رو ببینم.‬

153
00:08:32,095 --> 00:08:36,326
‫اما... هیچ‌وقت با قهرمان‌هات روبرو نشو.‬

154
00:08:36,350 --> 00:08:40,205
‫تلخ شده بود، بریده بود و فقط...‬

155
00:08:40,229 --> 00:08:43,166
‫اون‌قدر از وجودش مایه گذاشته بود‬
‫که دیگه چیزی ازش نمونده بود.‬

156
00:08:43,190 --> 00:08:46,544
‫و منم یه بچه‌مزخرفِ رو اعصاب بودم،‬

157
00:08:46,568 --> 00:08:51,299
‫که همه‌جا می‌چرخیدم و می‌گفتم:‬
‫«همیشه یه چیزی برای جنگیدن هست.»‬

158
00:08:51,323 --> 00:08:54,952
‫به خودم قول دادم نذارم‬
‫هیچ‌وقت این اتفاق برام بیفته.‬

159
00:08:57,746 --> 00:08:58,997
‫اما افتاد.‬

160
00:09:00,666 --> 00:09:02,125
‫ولی دیگه نه.‬

161
00:09:03,919 --> 00:09:05,587
‫من تو فاز خودکشی نیستم.‬

162
00:09:06,672 --> 00:09:07,982
‫این یه نبرد از پیش بازنده نیست.‬

163
00:09:08,006 --> 00:09:10,693
‫حتی بحثِ بردن هم نیست. بحثِ...‬

164
00:09:10,717 --> 00:09:14,930
‫بحثِ اینه که تا جایی که جونمون درمیاد،‬
‫نذاریم این چراغ خاموش بشه.‬

165
00:09:18,100 --> 00:09:20,227
‫پس ممنونم که بچه‌مزخرفِ‬
‫رو اعصابِ من بودی.‬

166
00:09:26,441 --> 00:09:29,528
‫راستی در مورد «هیچ‌وقت با قهرمان‌هات‬
‫روبرو نشو» خیلی موافق نیستم.‬

167
00:09:32,197 --> 00:09:34,366
‫برای من که خوب تموم شد.‬

168
00:09:55,304 --> 00:09:58,890
‫سالگردمون مبارک، آقای «جنتلمنِ اول».‬

169
00:10:00,309 --> 00:10:03,937
‫دادم اینو با تیتانیومِ گریدِ توربین‬
‫سفارشی بسازن.‬

170
00:10:05,480 --> 00:10:08,459
‫بندهاش هم از کولارِ بالستیکِ‬
‫تقویت‌شده‌ست.‬

171
00:10:08,483 --> 00:10:12,005
‫مهم نیست چقدر به فاکت بدم،‬

172
00:10:12,029 --> 00:10:14,364
‫این یکی هیچ‌وقت منفجر نمی‌شه.‬

173
00:10:15,657 --> 00:10:20,871
‫عزیزم، وقتی باهات ازدواجِ‬
‫مصلحتی کردم خیلی شانس آوردم.‬

174
00:10:29,254 --> 00:10:30,857
‫وقت بیشتری می‌خوای؟‬

175
00:10:30,881 --> 00:10:32,641
‫کل وقت دنیا هم برای‬
‫این یکی کمه.‬

176
00:10:33,633 --> 00:10:35,028
‫مشکل چیه؟‬

177
00:10:35,052 --> 00:10:36,779
‫اشتباه برداشت نکن.‬

178
00:10:36,803 --> 00:10:39,824
‫باعث افتخارمه که‬
‫سخنرانی هوم‌لندر رو بنویسم،‬

179
00:10:39,848 --> 00:10:42,684
‫و ظهور خدای جدیدمون رو مژده بدم.‬

180
00:10:43,685 --> 00:10:44,811
‫اما؟‬

181
00:10:45,604 --> 00:10:49,441
‫فکر کنم فقط انتظار نداشتم‬
‫این‌همه آدم...‬

182
00:10:51,151 --> 00:10:55,947
‫به خداییِ هوم‌لندر شک کنن.‬

183
00:10:57,866 --> 00:10:59,534
‫هنوز اون شراب «شاتو مارگو» سال ۹۵ رو داری؟‬

184
00:11:00,619 --> 00:11:03,179
‫همونی که از اون کشیشِ بچه‌بازِ‬
‫کلیسای «لقاح مطهر» گرفتی؟‬

185
00:11:04,748 --> 00:11:06,792
‫- بیا بازش کنیم.‬
‫- ایده عالی‌ایه.‬

186
00:11:13,006 --> 00:11:15,109
‫ببین، می‌دونم از دستم شاکی هستی،‬

187
00:11:15,133 --> 00:11:16,778
‫اما الان واقعاً بهت نیاز دارم.‬

188
00:11:16,802 --> 00:11:18,387
‫داره به چی فکر می‌کنه؟‬

189
00:11:20,722 --> 00:11:23,600
‫اگه بهش فشار بیارم،‬
‫هوم‌لندرو می‌فروشه؟‬

190
00:11:25,060 --> 00:11:28,688
‫محض رضای خدا، مگه کلاس هشتمیم؟‬

191
00:11:32,859 --> 00:11:35,129
‫خب، تمام اون آدمایی‬
‫که قراره شک کنن چی؟‬

192
00:11:35,153 --> 00:11:36,947
‫چی می‌شد اگه یه کاری‬
‫در موردشون می‌کردی؟‬

193
00:11:37,948 --> 00:11:39,157
‫منظورت چیه؟‬

194
00:11:40,700 --> 00:11:42,220
‫فکر کنم خودت می‌دونی.‬

195
00:11:42,244 --> 00:11:44,013
‫نه، نمی‌دونم.‬

196
00:11:44,037 --> 00:11:45,247
‫خب...‬

197
00:11:55,841 --> 00:12:00,637
‫فقط منظورم اینه که چطور می‌تونیم به‬
‫هوم‌لندر کمک کنیم تا دنیا باورش کنن؟‬

198
00:12:01,430 --> 00:12:04,307
‫هر روز دارم به این موضوع فکر می‌کنم.‬

199
00:12:14,317 --> 00:12:15,318
‫به‌به.‬

200
00:12:27,164 --> 00:12:29,434
‫وقتی بچه بودم، یه سگ به اسم «پیچز» داشتم.‬

201
00:12:29,458 --> 00:12:30,810
‫مرد.‬

202
00:12:30,834 --> 00:12:33,855
‫تو همون اتوبوس مدرسه‌ای بودم‬
‫که از روش رد شد.‬

203
00:12:33,879 --> 00:12:35,380
‫بدجوری گندکاری شد.‬

204
00:12:37,340 --> 00:12:39,944
‫و تا هفته‌ها قلاده‌اش رو‬
‫با خودم این‌ور و اون‌ور می‌بردم.‬

205
00:12:39,968 --> 00:12:43,305
‫هر چیزی که منو یاد حیوون خونگیم که‬
‫اون‌قدر دوستش داشتم، بندازه.‬

206
00:12:44,389 --> 00:12:46,784
‫تو هم داری همین کارو می‌کنی. مگه نه؟‬

207
00:12:46,808 --> 00:12:50,288
‫گذاشتی همه فکر کنن تو آواره بودی‬
‫و فرنچی بهت پناه داده،‬

208
00:12:50,312 --> 00:12:52,397
‫در حالی که خودت می‌دونی‬
‫قضیه کاملاً برعکس بوده.‬

209
00:12:54,024 --> 00:12:56,752
‫اون حیوون خونگیِ تو بود،‬
‫در واقع سگِ دست‌آموزت.‬

210
00:12:56,776 --> 00:13:00,047
‫آره، دنبال خودت کشوندیش،‬
‫ولی قلاده‌اش رو سفت نگه داشتی،‬

211
00:13:00,071 --> 00:13:02,300
‫چون عاشق سوءاستفاده کردن ازش بودی.‬

212
00:13:02,324 --> 00:13:04,886
‫از این سرسپردگیش ارضا می‌شدی.‬

213
00:13:04,910 --> 00:13:07,513
‫و درست وقتی که به نظر می‌رسید‬
‫ممکنه بی‌خیالت بشه‬

214
00:13:07,537 --> 00:13:09,706
‫و بره با یکی دیگه،‬
‫بالاخره باهاش خوابیدی.‬

215
00:13:11,291 --> 00:13:15,229
‫هر کاری کردی تا نذاری خوشحال باشه.‬

216
00:13:15,253 --> 00:13:18,316
‫در حالی که اون هر کاری برات می‌کرد،‬

217
00:13:18,340 --> 00:13:19,883
‫حتی حاضر بود جونشو برات بده.‬

218
00:13:24,304 --> 00:13:27,408
‫و تو هم گذاشتی این کارو بکنه.‬

219
00:13:27,432 --> 00:13:28,808
‫اصلاً دلت می‌خواست این کارو بکنه.‬

220
00:13:43,406 --> 00:13:44,634
‫آهای. آهای.‬

221
00:13:44,658 --> 00:13:46,677
‫یواش. به من گوش کن.‬

222
00:13:46,701 --> 00:13:49,764
‫سولجربوی باید حسابی کفری می‌شد‬
‫تا انفجارش کار کنه، باشه؟‬

223
00:13:49,788 --> 00:13:53,601
‫گفتم شاید تو هم همین‌طوری باشی،‬
‫واسه همین یکم چای ریختیم روت.‬

224
00:13:53,625 --> 00:13:55,186
‫به خدا که هیچ خصومت‬
‫شخصی‌ای تو کار نبود.‬

225
00:13:55,210 --> 00:13:57,754
‫«آه، اکنون، تا ابد.‬

226
00:13:58,880 --> 00:14:03,694
‫وداع. وداع با... با...» چی؟‬

227
00:14:03,718 --> 00:14:04,946
‫داری چه زری می‌زنی؟‬

228
00:14:04,970 --> 00:14:10,850
‫اتلو. همه‌شو از حفظ بودم،‬
‫ولی الان... الان... پریده.‬

229
00:14:11,476 --> 00:14:16,022
‫مغزم خیلی شلوغ بود، ولی الان...‬

230
00:14:19,484 --> 00:14:21,087
‫جواب داد؟‬

231
00:14:21,111 --> 00:14:24,114
‫منم مثل شماها یه احمقِ تمام‌عیار شدم.‬

232
00:14:29,077 --> 00:14:30,829
‫ممنون.‬

233
00:14:36,501 --> 00:14:38,813
‫عالیه. عالیه.‬

234
00:14:38,837 --> 00:14:44,735
‫خیلی خب. پس الان همه‌مون داریم حسابی‬
‫رادیواکتیوی می‌شیم، که خیلی هم باحاله.‬

235
00:14:44,759 --> 00:14:47,697
‫مهم اینه که فرنچی تونست.‬

236
00:14:47,721 --> 00:14:52,118
‫- کار می‌کنه.‬
‫- هی، منم... یه کارایی کردما.‬

237
00:14:52,142 --> 00:14:53,369
‫منظورم اینه، می‌دونستم‬

238
00:14:53,393 --> 00:14:54,996
‫سلاحِ لعنتیِ خیلی خوبی می‌شی، اما هیچ‌وقت‬

239
00:14:55,020 --> 00:14:57,540
‫تو خوابم هم نمی‌دیدم این‌قدر خوب باشی.‬

240
00:14:57,564 --> 00:15:00,126
‫- خب نقشه چیه؟‬
‫- هوم‌لندر داره از عید پاک استفاده می‌کنه‬

241
00:15:00,150 --> 00:15:02,253
‫تا اعلام کنه خدای قادر و متعاله،‬

242
00:15:02,277 --> 00:15:04,005
‫پس می‌دونیم کِی و کجا پیداش می‌شه.‬

243
00:15:04,029 --> 00:15:05,590
‫و اگه شبیه اون گندکاریِ‬
‫استودیوهای ووت باشه،‬

244
00:15:05,614 --> 00:15:09,093
‫به محض اینکه کارش تموم شه، پلیس‬
‫افکارشو می‌ندازه به جونِ آمریکا.‬

245
00:15:09,117 --> 00:15:12,888
‫- میلیون‌ها نفر قراره بمیرن.‬
‫- خب فقط محض اطمینان می‌پرسم،‬

246
00:15:12,912 --> 00:15:15,308
‫داریم در مورد نفوذ به‬
‫کاخ سفید حرف می‌زنیم دیگه؟‬

247
00:15:15,332 --> 00:15:16,726
‫- آره.‬
‫- و باید فرض رو بر این بذاریم که‬

248
00:15:16,750 --> 00:15:18,811
‫- هوم‌لندر می‌دونه داریم می‌ریم.‬
‫- نه. فهمیدم چی‌کار کنیم.‬

249
00:15:18,835 --> 00:15:21,230
‫تغییر قیافه می‌دین. لباس اون...‬

250
00:15:21,254 --> 00:15:23,256
‫اون سربازایی که کلاه‌های پشمالو‬
‫دارن می‌پوشین.‬

251
00:15:25,300 --> 00:15:27,403
‫لعنتی. اون مال انگلیسه.‬

252
00:15:27,427 --> 00:15:28,696
‫حرفمو نشنیده بگیرین.‬

253
00:15:28,720 --> 00:15:32,325
‫- خب چطوری بریم تو؟‬
‫- تونل زیرزمینی.‬

254
00:15:32,349 --> 00:15:34,869
‫همون تونل مخفیانه‌ای که کِنِدی‬
‫می‌رفت توش با مرلین مونرو می‌خوابید.‬

255
00:15:34,893 --> 00:15:38,456
‫قاعدتاً تونل‌های سکسِ مخفیِ‬
‫ریاست‌جمهوری باید خیلی امنیتی باشن.‬

256
00:15:38,480 --> 00:15:40,791
‫درسته، ولی من هنوز‬
‫نقشه‌های پارسالو دارم‬

257
00:15:40,815 --> 00:15:42,627
‫که رفتیم برای تیم حفاظتیِ سینگر.‬

258
00:15:42,651 --> 00:15:44,462
‫رمز تک‌تک درها و ورودی‌ها رو دارم.‬

259
00:15:44,486 --> 00:15:45,880
‫هوشمندانه‌ست.‬

260
00:15:45,904 --> 00:15:47,822
‫خب نظرتون چیه، بچه‌ها؟‬

261
00:15:49,074 --> 00:15:50,325
‫یه تلاشِ آخر؟‬

262
00:16:02,879 --> 00:16:05,399
‫این سکوتو می‌ذارم به حساب آره؟‬

263
00:16:05,423 --> 00:16:10,154
‫عمراً. شماها یه مشت احمقِ‬
‫به تمام معنایین.‬

264
00:16:10,178 --> 00:16:13,783
‫هوم‌لندر قراره بکشتتون،‬
‫و بعدش منو پیدا می‌کنه، پس...‬

265
00:16:13,807 --> 00:16:16,494
‫این بقیه عمری که برام مونده رو...‬

266
00:16:16,518 --> 00:16:18,829
‫می‌خوام برم «دنیای هری پاتر» تو اورلاندو.‬

267
00:16:18,853 --> 00:16:20,522
‫کی پایه است باهام بیاد؟‬

268
00:16:23,108 --> 00:16:25,819
‫چوب‌دستیا بالا، عوضیا. سیج رفت.‬

269
00:16:41,376 --> 00:16:43,586
‫من یه ساختارشکنم. کارم همینه.‬

270
00:16:44,671 --> 00:16:47,108
‫داشتم با خودم فکر می‌کردم، چرا‬
‫استارلایترها نمی‌تونن تو کارخونه‌ی من...‬

271
00:16:47,132 --> 00:16:49,175
‫به عنوان کارمندای بدونِ حقوق کار کنن؟‬

272
00:16:50,260 --> 00:16:52,071
‫یعنی... برده بشن؟‬

273
00:16:52,095 --> 00:16:54,323
‫هوم‌لندر، خوشحالم که اینجایی.‬

274
00:16:54,347 --> 00:16:56,951
‫خیلی دلم می‌خواد یه دلِ سیر در مورد‬
‫نرخ زادوولد سفیدپوست‌ها باهات حرف بزنم.‬

275
00:16:56,975 --> 00:16:59,412
‫چطوره بری تو باغ منتظرمون بمونی؟‬

276
00:16:59,436 --> 00:17:01,646
‫- فقط یه لحظه کار داریم. از این طرف.‬
‫- خیلی خب.‬

277
00:17:03,440 --> 00:17:05,543
‫- اون دیگه کدوم خریه؟‬
‫- گونتر ون الیس.‬

278
00:17:05,567 --> 00:17:07,628
‫ثروتمندترین مرد جهان.‬

279
00:17:07,652 --> 00:17:10,506
‫که هفده‌تا بچه داره؟ و فضانورد آماتوره؟‬

280
00:17:10,530 --> 00:17:12,425
‫- خب که چی؟‬
‫- خب، اون نماینده‌ی یه کنسرسیوم از...‬

281
00:17:12,449 --> 00:17:15,845
‫میلیاردرهاست،‬
‫و اونا یه‌سری خواسته‌ها دارن.‬

282
00:17:15,869 --> 00:17:17,221
‫- من وقت این خزعبلاتو ندارم.‬
‫- خب،‬

283
00:17:17,245 --> 00:17:19,557
‫اونا طبقه‌ی حاکم بر آمریکا هستن.‬

284
00:17:19,581 --> 00:17:22,292
‫برای ساختن کلیسای تو،‬
‫به حمایتشون نیاز داریم.‬

285
00:17:26,880 --> 00:17:27,940
‫یارو به من ایمان داره؟‬

286
00:17:27,964 --> 00:17:29,424
‫اصلاً هیچ‌کدومشون دارن؟‬

287
00:17:30,133 --> 00:17:31,652
‫یا فقط ازم می‌ترسن؟‬

288
00:17:31,676 --> 00:17:33,237
‫حتی «توماس» هم شک کرد.‬

289
00:17:33,261 --> 00:17:38,701
‫با گذشت زمان، ملایم‌ترین آب‌ها هم‬
‫می‌تونن هر سنگی رو سوراخ کنن. صبر...‬

290
00:17:38,725 --> 00:17:41,287
‫به هر نتیجه‌ای که می‌خوای برسی،‬
‫زودتر بنال.‬

291
00:17:41,311 --> 00:17:43,873
‫من معتقدم باید به فکرِ‬
‫عقب انداختنِ مراسم باشیم.‬

292
00:17:43,897 --> 00:17:46,292
‫- اصلاً حرفشم نزن.‬
‫- خودت که آزمایشگاه بوچرو دیدی.‬

293
00:17:46,316 --> 00:17:48,961
‫اگه تونسته باشه سر از کارِ‬
‫انفجار سولجربوی دربیاره،‬

294
00:17:48,985 --> 00:17:52,465
‫یا اگه حتی یه درصد هم احتمال داشته باشه‬
‫که بتونه قدرتت رو ازت بگیره...‬

295
00:17:52,489 --> 00:17:54,967
‫فکر می‌کنی من از ویلیام بوچر می‌ترسم؟‬

296
00:17:54,991 --> 00:17:56,510
‫نه. نه. معلومه که نه.‬

297
00:17:56,534 --> 00:17:59,263
‫معلومه که نه. ما هم‬
‫پیش‌بینی‌های لازم رو کردیم.‬

298
00:17:59,287 --> 00:18:00,514
‫محل برگزاری مراسم رو آوردیم اینجا.‬

299
00:18:00,538 --> 00:18:04,435
‫فقط نمی‌خوایم تو این روز مقدست،‬
‫هیچ حواس‌پرتی‌ای پیش بیاد.‬

300
00:18:04,459 --> 00:18:08,481
‫و این به من وقت بیشتری می‌ده‬
‫تا کاری که توش بهترینم رو انجام بدم،‬

301
00:18:08,505 --> 00:18:11,275
‫روح‌های بیشتری رو به زیر‬
‫پرچمِ برحقِ تو بیارم.‬

302
00:18:11,299 --> 00:18:12,300
‫عالی‌جناب؟‬

303
00:18:15,720 --> 00:18:17,823
‫- الان نه، دیپ.‬
‫- تصمیمش با تو نیست، پیامبر برو-حمد.‬

304
00:18:17,847 --> 00:18:19,950
‫ببین، انگار دیگه به «سون» نیازی نداری؟‬

305
00:18:19,974 --> 00:18:22,244
‫مثل همیشه یه حرکت نابغه‌وانه‌ست،‬
‫اما داشتم فکر می‌کردم...‬

306
00:18:22,268 --> 00:18:24,371
‫چیزی که واقعاً بهش نیاز داری‬
‫یه سرباز صلیبیه.‬

307
00:18:24,395 --> 00:18:26,707
‫آره، از همون شوالیه‌های گنده‌بکِ‬
‫زمان‌های قدیم؟‬

308
00:18:26,731 --> 00:18:29,043
‫کاسه‌ی سر بشکافن،‬
‫و قوانین مقدست رو پیاده کنن.‬

309
00:18:29,067 --> 00:18:31,754
‫تو اصلاً جنگ‌های صلیبی رو‬
‫از کجا یاد گرفتی؟‬

310
00:18:31,778 --> 00:18:33,380
‫از انجیل دیگه؟ تا حالا اسمشو شنیدی؟‬

311
00:18:33,404 --> 00:18:35,716
‫تو انجیل که همچین چیزی نیست.‬
‫بذار حدس بزنم...‬

312
00:18:35,740 --> 00:18:38,385
‫- ایندیانا جونز؟‬
‫- چی؟ نه بابا.‬

313
00:18:38,409 --> 00:18:39,887
‫فیلم «شاهزاده دزدها».‬

314
00:18:39,911 --> 00:18:41,996
‫- اون که مستند نیست.‬
‫- پَ نَ پَ، شرلوک!‬

315
00:18:46,918 --> 00:18:48,062
‫تو چی‌کار...؟‬

316
00:18:48,086 --> 00:18:50,523
‫یارو فضانورد بود. بردمش فضا.‬

317
00:18:50,547 --> 00:18:52,608
‫حالا، به من گوش کن.‬

318
00:18:52,632 --> 00:18:54,193
‫من دیگه به هیچ‌کس نیازی ندارم.‬

319
00:18:54,217 --> 00:18:55,778
‫- به میلیاردرها نیازی ندارم...‬
‫- کاملاً موافقم، قربان.‬

320
00:18:55,802 --> 00:18:59,865
‫و نیازی هم به یه ماهی‌کُنِ منحرف ندارم که‬
‫مدام خودشو کوچیک و خوار کنه...‬

321
00:18:59,889 --> 00:19:02,350
‫فقط واسه اینکه‬
‫یه قطره از توجهمو بهش بدم.‬

322
00:19:04,602 --> 00:19:06,896
‫- نظرت در مورد من اینه؟‬
‫- از همون روز اولی که دیدمت.‬

323
00:19:08,815 --> 00:19:13,671
‫تو کل عمرم، هیچ‌کس به اندازه‌ی تو‬
‫برام بی‌ارزش نبوده.‬

324
00:19:13,695 --> 00:19:16,423
‫در واقع کوین، تنها دلیلی که...‬

325
00:19:16,447 --> 00:19:19,760
‫تا حالا نکشتمت اینه که...‬

326
00:19:19,784 --> 00:19:23,681
‫دلم می‌خواد با تمام وجودت حس کنی...‬

327
00:19:23,705 --> 00:19:26,708
‫که چقدر واقعاً بی‌ارزش و آشغالی.‬

328
00:19:33,131 --> 00:19:34,525
‫ذهن‌خون‌ها سر جاشونن؟‬

329
00:19:34,549 --> 00:19:36,551
‫- تو کل کشور.‬
‫- خوبه.‬

330
00:19:37,677 --> 00:19:40,573
‫به محض اینکه پخش زنده تموم شد،‬

331
00:19:40,597 --> 00:19:42,783
‫می‌خوام سره از ناسره جدا بشه.‬

332
00:19:42,807 --> 00:19:49,272
‫اونایی که حقیقتِ منو نمی‌پذیرن،‬
‫اولین کسایی‌ان که تو آتیش مقدسم می‌سوزن.‬

333
00:19:50,899 --> 00:19:53,419
‫لبخند بزن، پدر.‬

334
00:19:53,443 --> 00:19:56,362
‫هرجور حساب کنی،‬
‫امروز قراره یه روز قشنگ باشه.‬

335
00:20:17,550 --> 00:20:20,195
‫آره. کیمیکو؟‬

336
00:20:20,219 --> 00:20:21,679
‫بوچر اشتباه می‌کنه.‬

337
00:20:22,764 --> 00:20:24,891
‫تو فقط یه سلاح نیستی.‬

338
00:20:27,310 --> 00:20:30,247
‫فرنچی از همون اول ذاتِ تو رو دید.‬

339
00:20:30,271 --> 00:20:33,733
‫و چون اون دید، ما هم دیدیمش.‬

340
00:20:34,817 --> 00:20:38,738
‫اینکه اون رفته، دلیل نمی‌شه که‬
‫همه‌ی اون چیزا هم از بین رفته باشن.‬

341
00:20:40,865 --> 00:20:43,076
‫خیلی خب،‬
‫این یکی قراره حسابی خنده‌دار باشه.‬

342
00:20:43,701 --> 00:20:44,911
‫پس بجنبین.‬

343
00:21:06,015 --> 00:21:08,953
‫می‌دونی الان چی خیلی به درد می‌خورد؟‬

344
00:21:08,977 --> 00:21:10,955
‫اینکه باهام حرف بزنی، عوضی.‬

345
00:21:10,979 --> 00:21:13,791
‫چی گفتی؟‬

346
00:21:13,815 --> 00:21:15,042
‫هیچی.‬

347
00:21:15,066 --> 00:21:17,670
‫فقط خیلی ذوق دارم‬
‫سخنرانیتو بشنوم، عزیزم.‬

348
00:21:17,694 --> 00:21:19,421
‫مطمئنم می‌ترکونی.‬

349
00:21:19,445 --> 00:21:24,450
‫پخش زنده در پنج، چهار، سه...‬

350
00:21:29,330 --> 00:21:32,750
‫هم‌وطنان آمریکایی من...‬

351
00:21:35,169 --> 00:21:36,855
‫عید پاک مبارک.‬

352
00:21:36,879 --> 00:21:41,443
‫روزی برای بزرگداشت عیسی، که‬
‫همون‌طور که می‌دونیم شکنجه شد،‬

353
00:21:41,467 --> 00:21:44,029
‫حرمتش رو شکستن و کشتنش.‬
" ســیـنـمـافــریــک "

354
00:21:44,053 --> 00:21:45,781
‫همه اینا درست و به‌جا.‬

355
00:21:45,805 --> 00:21:48,826
‫اما شما آمریکایی هستین.‬

356
00:21:48,850 --> 00:21:51,578
‫شما لیاقت خدایی رو دارین که نمی‌میره.‬

357
00:21:51,602 --> 00:21:53,914
‫خدایی که متقابلاً می‌جنگه.‬

358
00:21:53,938 --> 00:21:56,959
‫خدایی که بتونین بهش ایمان داشته باشین.‬

359
00:21:56,983 --> 00:22:01,422
‫خب، امروز براتون یه خبر خوب دارم.‬

360
00:22:01,446 --> 00:22:07,636
‫اخیراً، یه فرشته‌ی زیبا به دیدنم اومد...‬

361
00:22:07,660 --> 00:22:10,264
‫که با خودش موهبتِ مکاشفه رو آورده بود.‬

362
00:22:10,288 --> 00:22:12,933
‫اوه، آره. بوش دقیقاً همونیه که فکر می‌کردم...‬

363
00:22:12,957 --> 00:22:14,601
‫یه تونلِ مخفیِ سکس باید بده.‬

364
00:22:14,625 --> 00:22:18,647
‫وقتی تو نورِ اون غرق شده بودم،‬
‫لب‌های بهشتیش...‬

365
00:22:18,671 --> 00:22:21,358
‫حقیقتِ شیرینی رو تو گوشم زمزمه کرد،‬

366
00:22:21,382 --> 00:22:24,737
‫و من نسبت به هدف واقعی خودم بیدار شدم.‬

367
00:22:24,761 --> 00:22:27,698
‫نه فقط برای اینکه‬
‫بزرگ‌ترین قهرمان جهان باشم،‬

368
00:22:27,722 --> 00:22:32,161
‫بلکه برای اینکه تمام بشریت رو نجات بدم.‬

369
00:22:32,185 --> 00:22:33,478
‫برای اینکه...‬

370
00:22:35,438 --> 00:22:38,149
‫ظهورِ دوم باشم.‬

371
00:22:39,275 --> 00:22:43,756
‫اما راستشو بخواین، من ظهور اول هستم.‬

372
00:22:43,780 --> 00:22:45,198
‫آمریکا...‬

373
00:22:47,033 --> 00:22:48,802
‫من پروردگارم.‬

374
00:22:48,826 --> 00:22:50,828
‫منجیِ شما.‬

375
00:22:53,039 --> 00:22:54,916
‫من خدای شما هستم.‬

376
00:22:55,666 --> 00:22:57,227
‫و به همین خاطر،‬

377
00:22:57,251 --> 00:23:00,898
‫قراره این دنیا رو‬
‫به یه سپیده‌دم طلایی و جدید هدایت کنم.‬

378
00:23:00,922 --> 00:23:03,609
‫عصری که توش خدای شما‬
‫در میون شما قدم می‌زنه،‬

379
00:23:03,633 --> 00:23:05,402
‫دیده می‌شه و شنیده می‌شه.‬

380
00:23:05,426 --> 00:23:07,780
‫دعاهای شما واقعاً مستجاب می‌شن...‬

381
00:23:07,804 --> 00:23:09,782
‫وقتی به «کلیسای هوم‌لندر» سر بزنین.‬

382
00:23:09,806 --> 00:23:11,575
‫و تنها چیزی که در عوض می‌خوام اینه که...‬

383
00:23:11,599 --> 00:23:13,452
‫خانم رئیس‌جمهور، یه تهدید تو ساختمون هست.‬

384
00:23:13,476 --> 00:23:15,454
‫یه گروه کوچیک به تونل‌ها نفوذ کردن.‬

385
00:23:15,478 --> 00:23:17,247
‫بوچر و تیمشه.‬

386
00:23:17,271 --> 00:23:19,249
‫نگران نباشید، ما آماده‌ایم.‬

387
00:23:19,273 --> 00:23:20,834
‫ببرینش به تأسیسات امن.‬

388
00:23:20,858 --> 00:23:22,544
‫که همه‌ی اینا رو می‌تونین‬
‫به صورت خلاصه تو فصل دومِ...‬

389
00:23:22,568 --> 00:23:23,820
‫انجیلِ هوم‌لندر پیدا کنین.‬

390
00:23:24,403 --> 00:23:25,446
‫وایسا ببینم.‬

391
00:23:26,531 --> 00:23:29,343
‫تو اون نقشه‌ها که اینجا هیچ دری نبود.‬

392
00:23:29,367 --> 00:23:31,661
‫نه. این جدیده.‬

393
00:23:34,247 --> 00:23:35,247
‫این چه کوفتیه؟‬

394
00:23:37,917 --> 00:23:38,977
‫هی، هی! آنی.‬

395
00:23:39,001 --> 00:23:40,145
‫آنی، چت شد؟‬

396
00:23:40,169 --> 00:23:41,379
‫سوتِ سگیِ لعنتی مخصوص سوپ‌هاست.‬

397
00:23:53,599 --> 00:23:55,619
‫یه کد ۳۰ داریم. تیراندازی شده.‬

398
00:23:55,643 --> 00:23:57,186
‫مأمور تیر خورده.‬

399
00:23:58,688 --> 00:24:01,149
‫برینم تو این زندگی تخمیم.‬

400
00:24:03,317 --> 00:24:04,527
‫خانم رئیس‌جمهور!‬

401
00:24:21,836 --> 00:24:23,754
‫طاقت بیار، باشه؟‬

402
00:24:27,341 --> 00:24:29,153
‫سمت راست. برو راست.‬

403
00:24:29,177 --> 00:24:31,762
‫بالاخره لعنتی، ای عوضیِ قضاوت‌گر.‬

404
00:24:39,228 --> 00:24:41,206
‫می‌خواین کل روز با چُچولتون ور برین؟‬
‫بزنین بیرون!‬

405
00:24:41,230 --> 00:24:42,958
‫بجنبین!‬

406
00:24:42,982 --> 00:24:44,275
‫یالا!‬

407
00:24:53,951 --> 00:24:56,263
‫هی، هی، هی، هی.‬

408
00:24:56,287 --> 00:24:57,997
‫خوبی؟‬

409
00:24:58,998 --> 00:25:00,684
‫هوم‌لندر تو اتاق بیضی‌شکله.‬

410
00:25:00,708 --> 00:25:01,894
‫خوبه. راه بیفت.‬

411
00:25:01,918 --> 00:25:04,629
‫عمراً، ممه‌هامو از تو کُسم‬
‫می‌کشه بیرون.‬

412
00:25:05,630 --> 00:25:07,298
‫ولی مطمئنم تو چیزیت نمی‌شه.‬

413
00:25:08,841 --> 00:25:10,051
‫از اون طرفه.‬

414
00:25:11,219 --> 00:25:12,678
‫موفق باشی.‬

415
00:25:21,437 --> 00:25:23,231
‫چپ.‬

416
00:25:28,361 --> 00:25:29,779
‫بهت افتخار می‌کنم، عوضی.‬

417
00:25:36,160 --> 00:25:37,370
‫لعنتی.‬

418
00:25:55,429 --> 00:25:56,847
‫داشتی گریه می‌کردی؟‬

419
00:25:59,642 --> 00:26:00,810
‫نه.‬

420
00:26:01,310 --> 00:26:02,436
‫استارلایت.‬

421
00:26:03,020 --> 00:26:04,456
‫همه‌ش یه امتحان بود.‬

422
00:26:04,480 --> 00:26:05,874
‫آره.‬

423
00:26:05,898 --> 00:26:07,251
‫کائنات داره جواب وفاداریمو می‌ده،‬

424
00:26:07,275 --> 00:26:08,919
‫درست مثل شان کانری که به کاستنر پاداش داد...‬

425
00:26:08,943 --> 00:26:11,088
‫آخرِ فیلم «رابین هود: شاهزاده‌ی دزدها».‬

426
00:26:11,112 --> 00:26:13,322
‫یا عیسی مسیح، تو یه احمقِ به تمام معنایی.‬

427
00:26:15,449 --> 00:26:16,575
‫می‌خوام بکشمت.‬

428
00:26:18,035 --> 00:26:19,912
‫و اون‌وقت هوم‌لندر بالاخره می‌فهمه.‬

429
00:26:20,913 --> 00:26:22,891
‫من حسابشو می‌رسم.‬

430
00:26:22,915 --> 00:26:24,333
‫تو برو.‬

431
00:26:37,638 --> 00:26:39,992
‫من فقط بوچر و اون دختره رو می‌خوام.‬

432
00:26:40,016 --> 00:26:41,642
‫بقیه‌تون می‌تونین به سلامت برین.‬

433
00:26:44,520 --> 00:26:46,498
‫هی، هی، نه، نه، نه. وقت نداریم.‬

434
00:26:46,522 --> 00:26:49,418
‫باید کیمیکو رو برسونی به‬
‫هوم‌لندر، قبل از اینکه فلنگو ببنده.‬

435
00:26:49,442 --> 00:26:50,627
‫من حسابشو می‌رسم.‬

436
00:26:50,651 --> 00:26:52,153
‫آره، اونوقت چطوری می‌خوای این کارو بکنی؟‬

437
00:26:53,154 --> 00:26:55,781
‫اون یه کپسولِ «آنسول آی‌جی‌اس-۳۰۰»ـه.‬

438
00:26:57,533 --> 00:27:00,077
‫خب، تو روش خودتو داری، منم روش خودمو.‬

439
00:27:07,335 --> 00:27:08,419
‫آهای.‬

440
00:27:08,919 --> 00:27:10,546
‫بیاین. از این طرف!‬

441
00:27:13,799 --> 00:27:16,927
‫آهای، این کثافت‌کاری دیگه رسماً شیطانیه.‬

442
00:27:30,441 --> 00:27:32,002
‫چرا داری این کارو می‌کنی؟‬

443
00:27:32,026 --> 00:27:33,503
‫جونتو به خطر می‌ندازی...‬

444
00:27:33,527 --> 00:27:36,048
‫واسه مردی که اگه آتیشم بگیری،‬
‫روت نمی‌شاشه تا خاموش شی.‬

445
00:27:36,072 --> 00:27:37,424
‫من داداش و دست‌راستشم.‬

446
00:27:37,448 --> 00:27:39,134
‫هر وقت دلم بخواد روم می‌شاشه.‬

447
00:27:39,158 --> 00:27:41,261
‫گوش کن، می‌دونم ترسیدی...‬

448
00:27:41,285 --> 00:27:42,763
‫- من از هیچ گهی نمی‌ترسم.‬
‫- دیپ؟‬

449
00:27:42,787 --> 00:27:44,181
‫کوین.‬

450
00:27:44,205 --> 00:27:45,682
‫می‌تونم تو چشمات بخونمش.‬

451
00:27:45,706 --> 00:27:47,726
‫هوم‌لندر زَهره‌ترکت می‌کنه.‬

452
00:27:47,750 --> 00:27:50,336
‫ولی قطعاً هیچ احترامِ تخمی‌ای برات قائل نیست.‬

453
00:27:51,295 --> 00:27:53,106
‫نمی‌خوای از این وضعیت خلاص شی؟‬

454
00:27:53,130 --> 00:27:54,507
‫از دست اون؟‬

455
00:27:56,175 --> 00:27:57,361
‫این دهنِ لعنتیت.‬

456
00:27:57,385 --> 00:27:58,695
‫این قضیه ربطی به من نداره.‬

457
00:27:58,719 --> 00:27:59,970
‫معلومه که داره!‬

458
00:28:01,055 --> 00:28:02,616
‫من قبلاً همه‌چی داشتم.‬

459
00:28:02,640 --> 00:28:05,327
‫می‌دونی، قدرت، احترام،‬

460
00:28:05,351 --> 00:28:08,080
‫یه رتبه‌ی زیر ۵۰ تو استارمترِ آی ام دی بی پرو.‬
" آی ام دی بی یه سایت نمره به فیلم و سریال هست "

461
00:28:08,104 --> 00:28:10,665
‫اما تمام این گه‌بازیا از وقتی شروع شد‬
‫که تو پیدات شد!‬

462
00:28:10,689 --> 00:28:12,667
‫من همه‌چیزمو از دست دادم!‬

463
00:28:12,691 --> 00:28:14,461
‫خودت اون انتخابای تخمی رو کردی،‬

464
00:28:14,485 --> 00:28:16,505
‫خودت ریدی تو زندگیِ خودت.‬

465
00:28:16,529 --> 00:28:17,923
‫تو یه بچه‌ی لعنتی نیستی.‬

466
00:28:17,947 --> 00:28:20,825
‫واسه یه بارم که شده،‬
‫مسئولیت کاراتو به عهده بگیر.‬

467
00:28:23,869 --> 00:28:24,870
‫نه!‬

468
00:28:30,876 --> 00:28:32,312
‫لعنتی. هیچ راه فراری نیست.‬

469
00:28:32,336 --> 00:28:33,963
‫این چه کوفتیه؟‬

470
00:28:36,048 --> 00:28:37,383
‫بوچر کجاست؟‬

471
00:28:49,979 --> 00:28:51,730
‫واقعاً به یه شغل جدید نیاز دارم.‬

472
00:28:53,232 --> 00:28:56,670
‫من فقط ازتون می‌خوام که قلب‌هاتون رو باز کنین...‬

473
00:28:56,694 --> 00:28:58,672
‫و به من ایمان بیارین.‬

474
00:28:58,696 --> 00:29:01,675
‫اونایی که حقیقتِ من رو می‌پذیرن،‬

475
00:29:01,699 --> 00:29:03,969
‫به سرزمین شیر و عسل وارد می‌شن.‬

476
00:29:03,993 --> 00:29:06,036
‫چرا که من پد... شما هستم.‬

477
00:29:13,085 --> 00:29:14,920
‫من... هستم.‬

478
00:29:19,383 --> 00:29:21,236
‫اما مهم نیست چی‌کار می‌کنم،‬

479
00:29:21,260 --> 00:29:24,680
‫یه عده‌تون هیچ‌وقت منو‬
‫تو قلب‌هاتون نمی‌‌پذیرین.‬

480
00:29:25,681 --> 00:29:27,224
‫هیچ‌وقت دوستم نخواهید داشت.‬

481
00:29:27,725 --> 00:29:29,560
‫هیچ‌وقت بهم ایمان نمیارین.‬

482
00:29:31,020 --> 00:29:34,398
‫و برای همچین کافرانی، من نابودی رو به ارمغان میارم.‬

483
00:29:34,982 --> 00:29:36,918
‫و اونایی که به دنبال نابودی من هستن،‬

484
00:29:36,942 --> 00:29:40,839
‫قراره به وحشتناک‌ترین شکل ممکن بمیرین،‬

485
00:29:40,863 --> 00:29:43,508
‫همون‌طور که سزاوار ذاتِ پلیدتونه.‬

486
00:29:43,532 --> 00:29:45,218
‫پادشاهیِ من تا ابد ادامه خواهد داشت،‬

487
00:29:45,242 --> 00:29:50,891
‫و وقتی این دنیا سرد و مرده بشه،‬
‫من باقی می‌مونم...‬

488
00:29:50,915 --> 00:29:52,333
‫جاودانه.‬

489
00:29:53,709 --> 00:29:54,960
‫خدای خاکسترها.‬

490
00:30:03,010 --> 00:30:05,054
‫عصر بخیر، کسکشا.‬

491
00:30:07,389 --> 00:30:08,474
‫بابایی اومده خونه.‬

492
00:30:12,728 --> 00:30:14,271
‫ویلیام.‬

493
00:30:17,149 --> 00:30:21,463
‫داشتم به این فکر می‌کردم که نکنه‬
‫نمی‌خوای به سهم خودت تو معامله‌مون عمل کنی.‬

494
00:30:26,200 --> 00:30:27,409
‫زمین سوخته؟‬

495
00:30:30,329 --> 00:30:32,873
‫حیف شد که اون فرانسویه مرد.‬

496
00:30:34,208 --> 00:30:37,002
‫بدون اون، آزمایشِ علمیِ کوچولوت‬
‫چطوری پیش می‌ره؟‬

497
00:30:38,087 --> 00:30:39,213
‫الان می‌بینیم.‬

498
00:30:40,000 --> 00:30:55,000
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور با زیرنویس فارسی چسبیده, دریافت اپلیکیشن از سایت
www.cinemafreak.net

499
00:31:50,326 --> 00:31:52,387
‫- عدالت برای «آمبروزیوس»!‬
‫- لعنتی. لعنتی.‬

500
00:31:52,411 --> 00:31:53,597
‫خدای من.‬

501
00:31:53,621 --> 00:31:55,473
‫- خدای من. لعنتی. خیلی متأسفم.‬
‫- اسمشو بگو!‬

502
00:31:55,497 --> 00:31:57,767
‫لعنتی، لعنتی، لعنتی. ازم دور شو!‬

503
00:31:57,791 --> 00:32:00,127
‫عدالت برای آمبروزیوس!‬

504
00:32:02,963 --> 00:32:04,506
‫اسمشو بگو!‬

505
00:32:05,966 --> 00:32:09,112
‫عدالت برای آمبروزیوس!‬

506
00:32:09,136 --> 00:32:10,488
‫متأسفم!‬

507
00:32:10,512 --> 00:32:12,181
‫لعنتی.‬

508
00:32:40,584 --> 00:32:41,585
‫بترکونش، کسکشو!‬

509
00:32:44,880 --> 00:32:45,881
‫نه. نه.‬

510
00:33:28,006 --> 00:33:29,383
‫ای تیکه‌گُه کوچولو.‬

511
00:33:40,185 --> 00:33:43,147
‫همه قراره بمیرن، اولیش هم تو.‬

512
00:33:54,867 --> 00:33:56,785
‫منتظر چه گهی هستی؟‬
‫همین الان، لعنتی!‬

513
00:34:10,591 --> 00:34:11,592
‫چت شده؟‬

514
00:34:24,062 --> 00:34:27,733
‫نمی‌تونم.‬

515
00:34:28,233 --> 00:34:29,401
‫چرا نمی‌تونی؟‬

516
00:34:31,028 --> 00:34:34,841
‫اون خشمی که باید حسش کنم...‬

517
00:34:34,865 --> 00:34:37,034
‫اصلاً وجود نداره.‬

518
00:34:38,827 --> 00:34:41,538
‫فقط احساس غم می‌کنم.‬

519
00:34:49,588 --> 00:34:52,382
‫خشم چیزی نیست که بهت قدرت می‌ده.‬

520
00:34:58,639 --> 00:35:00,849
‫هیچ‌وقت نبوده، مون‌کِغ.‬

521
00:35:02,935 --> 00:35:04,812
‫قدرت همیشه تو وجود خودت بوده.‬

522
00:37:08,727 --> 00:37:12,356
‫شوک و وحشت، پسرم.‬

523
00:37:14,983 --> 00:37:19,071
‫خون و استخونِ لعنتی.‬

524
00:37:35,671 --> 00:37:38,840
‫اینم... به خاطر فرنچی.‬

525
00:37:56,233 --> 00:37:57,526
‫وایسا!‬

526
00:37:58,694 --> 00:37:59,963
‫تو به من بدهکاری.‬

527
00:37:59,987 --> 00:38:04,008
‫تمام اون دفعاتی که می‌تونستم بکشمت‬
‫و نکشتم؟‬

528
00:38:04,032 --> 00:38:05,677
‫گذاشتم زنده بمونی.‬

529
00:38:05,701 --> 00:38:07,703
‫من... من ووت رو می‌دم به تو.‬

530
00:38:08,704 --> 00:38:10,223
‫ووت رو می‌دم به تو.‬

531
00:38:10,247 --> 00:38:13,267
‫باشه؟ هر غلطی دلت خواست باهاش بکن.‬

532
00:38:13,291 --> 00:38:14,477
‫اوکی؟‬

533
00:38:14,501 --> 00:38:17,981
‫من، من... من... بکا.‬

534
00:38:18,005 --> 00:38:20,316
‫زنتو دوباره می‌خوای؟‬

535
00:38:20,340 --> 00:38:23,093
‫می‌گم یه شیپ‌شیفتر خودشو شبیه اون کنه.‬

536
00:38:24,177 --> 00:38:25,780
‫فقط بهم بگو.‬

537
00:38:25,804 --> 00:38:28,032
‫برات ساک می‌زنم لعنتی!‬

538
00:38:28,056 --> 00:38:29,993
‫خواهش می‌کنم! هر کاری بگی می‌کنم.‬

539
00:38:30,017 --> 00:38:32,495
‫می‌خوای گُه بخورم؟‬
‫گُهتو می‌خورم، لعنتی.‬

540
00:38:32,519 --> 00:38:36,314
‫گُهتو تو پخش زنده می‌خورم.‬

541
00:38:42,904 --> 00:38:44,656
‫مدلین، تو بهم قول دادی.‬

542
00:38:45,657 --> 00:38:47,260
‫این واقعی نیست.‬

543
00:38:47,284 --> 00:38:50,328
‫تو... تو نمی‌تونی همچین غلطی بکنی.‬

544
00:38:50,829 --> 00:38:52,724
‫تو نمی‌تونی همچین غلطی بکنی.‬

545
00:38:52,748 --> 00:38:56,185
‫من هوم‌لندرم.‬

546
00:38:56,209 --> 00:38:57,627
‫نه.‬

547
00:38:58,670 --> 00:39:00,422
‫نه، تو هیچ‌گُهی نیستی.‬

548
00:39:02,174 --> 00:39:03,800
‫و این...‬

549
00:39:05,510 --> 00:39:07,113
‫اینم به خاطر بکای منه.‬

550
00:39:07,137 --> 00:39:08,638
‫نه، نه...‬

551
00:40:28,468 --> 00:40:30,470
‫گرفتمت، بچه.‬

552
00:40:33,348 --> 00:40:34,575
‫آروم باش.‬

553
00:40:34,599 --> 00:40:36,059
‫خوبی؟‬

554
00:40:37,477 --> 00:40:38,895
‫خیلی خب.‬

555
00:40:40,063 --> 00:40:41,398
‫فقط سخت نگیر.‬

556
00:41:10,552 --> 00:41:14,073
‫تأیید شده که اون تصاویر شوکه‌کننده‬
‫از کاخ سفید، واقعی هستن.‬

557
00:41:14,097 --> 00:41:18,327
‫هوم‌لندر، بزرگ‌ترین ابرقهرمان جهان،‬
‫امروز کشته شد،‬

558
00:41:18,351 --> 00:41:21,205
‫اونم بعد از اینکه ادعای خدایی کرد.‬

559
00:41:21,229 --> 00:41:23,082
‫من بـ...ـتو می‌خورم!‬

560
00:41:23,106 --> 00:41:25,877
‫گـ...ـتو تو پخش زنده می‌خورم!‬

561
00:41:25,901 --> 00:41:28,045
‫و خب هوم‌لندر از نظر روانی‬
‫واقعاً وضعیت وخیمی داشت.‬

562
00:41:28,069 --> 00:41:31,048
‫می‌خوام از مردان و زنان شجاعِ‬
‫سازمان سیا تشکر کنم،‬

563
00:41:31,072 --> 00:41:36,429
‫که با دستور مستقیم من، با این تهدیدِ‬
‫وحشتناک برای دموکراسی مقابله کردن.‬

564
00:41:36,453 --> 00:41:40,266
‫و برای اونایی که دارن شایعه‌پراکنی می‌کنن،‬
‫باید بگم نه.‬

565
00:41:40,290 --> 00:41:42,226
‫من قصد ندارم استعفا بدم.‬

566
00:41:42,250 --> 00:41:44,312
‫من مطلقاً هیچ کار اشتباهی نکردم.‬

567
00:41:44,336 --> 00:41:46,856
‫این رئیس‌جمهور سابق، «اشلی برت» بود...‬

568
00:41:46,880 --> 00:41:50,234
‫که با رأیِ متحد و بی‌سابقه‌ی کنگره...‬

569
00:41:50,258 --> 00:41:54,780
‫همین امروز بعدازظهر استیضاح،‬
‫و بلافاصله از مقامش برکنار شد.‬

570
00:41:54,804 --> 00:42:00,286
‫و این‌گونه دورانِ پر از رسواییِ اولین‬
‫رئیس‌جمهور زن آمریکا به پایان می‌رسه...‬

571
00:42:00,310 --> 00:42:02,437
‫- بفرمایید.‬
‫- ممنون.‬

572
00:42:03,688 --> 00:42:05,666
‫داداشم.‬

573
00:42:05,690 --> 00:42:07,877
‫- ایول.‬
‫- اووه.‬

574
00:42:07,901 --> 00:42:09,027
‫می‌شه منم یه‌کم بچشم؟‬

575
00:42:09,611 --> 00:42:11,821
‫امروز کارت عالی بود، بچه. بفرما.‬

576
00:42:13,490 --> 00:42:16,701
‫فقط کاش فرنچی می‌تونست تو رو ببینه.‬

577
00:42:18,370 --> 00:42:19,537
‫اون دید.‬

578
00:42:25,627 --> 00:42:28,522
‫مزه کیر کثیف می‌ده. اینو ساختن که‬
‫مردای پولدار بتونن مزه کیر کثیف رو بچشن؟‬

579
00:42:33,343 --> 00:42:34,761
‫خیلی زود برمی‌گردیم.‬

580
00:42:44,771 --> 00:42:46,606
‫گوش کن، رفیق...‬

581
00:42:49,025 --> 00:42:51,361
‫هیچ چیزی نیست که بتونم بگم تا...‬

582
00:42:52,362 --> 00:42:53,822
‫تا این قضیه رو برات راحت‌تر کنم.‬

583
00:42:54,864 --> 00:42:56,866
‫اما تو کاری رو کردی که باید می‌کردی.‬

584
00:42:57,450 --> 00:42:59,577
‫تو کار درست رو انجام دادی، باشه؟‬

585
00:43:06,126 --> 00:43:11,399
‫بگذریم... الان دیگه می‌تونیم‬
‫این گه‌بازیا رو پشت سر بذاریم.‬

586
00:43:11,423 --> 00:43:13,967
‫ما دیگه هیچ قدرتی نداریم، فقط...‬

587
00:43:15,093 --> 00:43:16,594
‫یه مشت آدم معمولیم.‬

588
00:43:17,220 --> 00:43:18,722
‫می‌تونیم یه جای ساکت پیدا کنیم.‬

589
00:43:19,681 --> 00:43:20,950
‫از نو شروع کنیم.‬

590
00:43:20,974 --> 00:43:23,143
‫فقط تو، من و تِرور.‬

591
00:43:24,185 --> 00:43:26,187
‫فکر کنم مادرت از این ایده خوشش می‌اومد.‬

592
00:43:29,983 --> 00:43:31,609
‫من می‌دونم پدرم چی بود.‬

593
00:43:33,320 --> 00:43:35,405
‫و همون بهتر که رفت.‬

594
00:43:37,657 --> 00:43:39,534
‫اما تو هم آدم خوبی نیستی.‬

595
00:43:42,579 --> 00:43:44,539
‫من تو رو به اون ترجیح ندادم.‬

596
00:43:47,167 --> 00:43:49,336
‫من... من خودمو انتخاب کردم.‬

597
00:43:50,420 --> 00:43:51,647
‫متأسفم، اما من...‬

598
00:43:51,671 --> 00:43:53,840
‫نمی‌خوام با تو از نو شروع کنم.‬

599
00:43:55,675 --> 00:43:57,510
‫دلم می‌خواد این پایان همه‌چی باشه.‬

600
00:44:15,111 --> 00:44:18,573
‫خب، الان دیگه فقط من و توییم، تِرور.‬

601
00:44:26,498 --> 00:44:27,999
‫تِرور؟‬

602
00:45:25,598 --> 00:45:29,870
‫مدت‌هاست که روی بدترین رفتارای‬
‫ابرقهرمان‌ها هیچ نظارتی نبوده.‬

603
00:45:29,894 --> 00:45:32,790
‫اگه این ماه‌ها زندانی بودنم‬
‫به دست هوم‌لندر...‬

604
00:45:32,814 --> 00:45:34,333
‫چیزی بهم یاد داده باشه...‬

605
00:45:34,357 --> 00:45:38,528
‫نیاز به اینه که رابطه‌مون با ابرقهرمان‌ها‬
‫رو کاملاً از نو بررسی کنیم.‬

606
00:45:39,112 --> 00:45:43,592
‫برای همین قبول کردم که به عنوان‬
‫مدیرعامل موقت به ووت برگردم.‬

607
00:45:43,616 --> 00:45:45,845
‫- مادرجنده.‬
‫- یه مدیر قاطع...‬

608
00:45:45,869 --> 00:45:49,265
‫دقیقاً همون چیزیه که سهام‌دارامون‬
‫تو این زمان بحرانی بهش نیاز دارن،‬

609
00:45:49,289 --> 00:45:50,999
‫تا بتونیم روند بازسازی رو شروع کنیم.‬

610
00:45:52,041 --> 00:45:56,480
‫من باور دارم که بهترین و پرسودترین‬
‫روزهای ووت هنوز تو راهه.‬

611
00:45:56,504 --> 00:45:59,567
‫وقتشه که ووت یکم بیشتر گوش بده.‬

612
00:45:59,591 --> 00:46:01,468
‫هی، بوچر، من...‬

613
00:46:16,524 --> 00:46:18,151
‫شرمنده، رفیق.‬

614
00:47:35,395 --> 00:47:36,604
‫تو ترافیک مونده بودی؟‬

615
00:47:38,898 --> 00:47:40,709
‫آره.‬

616
00:47:40,733 --> 00:47:43,170
‫رو پل تصادف شده بود.‬
‫باید از تونل می‌اومدم.‬

617
00:47:43,194 --> 00:47:45,548
‫فکر می‌کردم شاید سعی کنی جلومو بگیری.‬

618
00:47:45,572 --> 00:47:47,490
‫ولی نباید دست‌خالی و تنها می‌اومدی.‬

619
00:47:48,908 --> 00:47:50,970
‫باید با خودت یه ارتشِ لعنتی می‌آوردی.‬

620
00:47:50,994 --> 00:47:54,682
‫نه. اگه می‌خواستی ویروس رو پخش کنی،‬
‫تا الان این کارو کرده بودی.‬

621
00:47:54,706 --> 00:47:56,291
‫مگه اینکه...‬

622
00:47:57,292 --> 00:48:00,753
‫منتظرم تا شیفتِ روزِ این‬
‫سوپ‌های کسکش شروع بشه.‬

623
00:48:03,464 --> 00:48:07,427
‫پاشیدنِ این کثافت تو یه ساختمونِ خالی‬
‫که فایده‌ای نداره، داره؟‬

624
00:48:09,679 --> 00:48:13,391
‫اوکی، خب، الان یه‌جورایی پشیمونم‬
‫که چرا با خودم یه ارتش نیاوردم.‬

625
00:48:15,685 --> 00:48:17,061
‫ویروس کجاست، بوچر؟‬

626
00:48:19,188 --> 00:48:21,065
‫ریختمش تو مخزنِ آب‌پاش‌های سقف.‬

627
00:48:22,609 --> 00:48:27,196
‫ایده‌ی فرنچی بود،‬
‫خدا اون حروم‌زاده‌ی دیوونه رو بیامرزه.‬

628
00:48:29,032 --> 00:48:33,304
‫تنها کاری که باید بکنم‬
‫کشیدنِ این ماشه‌ست،‬

629
00:48:33,328 --> 00:48:36,473
‫تا مایعِ مرگ رو سر هر ۹۹ طبقه بباره.‬

630
00:48:36,497 --> 00:48:38,726
‫تو عرض دو سه روز،‬
‫این گندِ لعنتی کل دنیا رو برمی‌داره.‬

631
00:48:38,750 --> 00:48:40,853
‫چرا؟‬

632
00:48:40,877 --> 00:48:43,606
‫منظورم اینه، ما که همین الانشم بردیم.‬

633
00:48:43,630 --> 00:48:44,964
‫بردیم؟‬

634
00:48:45,548 --> 00:48:48,027
‫نه، ما فقط یه گوشمالی بهشون دادیم.‬

635
00:48:48,051 --> 00:48:50,446
‫تا وقتی ووت هست، سوپ‌ها هم هستن،‬

636
00:48:50,470 --> 00:48:52,781
‫و دیر یا زود، یکی از این کسکشایی‬
‫که همین الانشم اون بیرون ول می‌چرخن...‬

637
00:48:52,805 --> 00:48:56,434
‫می‌شه هوم‌لندرِ بعدی،‬
‫و خودتم اینو خوب می‌دونی.‬

638
00:48:58,811 --> 00:48:59,812
‫نه.‬

639
00:49:02,565 --> 00:49:07,820
‫باید به کل این مفهوم تخمیِ‬
‫سوپ‌ها پایان بدیم.‬

640
00:49:10,323 --> 00:49:14,327
‫و باید یه‌کاری کنیم که همیشگی باشه.‬

641
00:49:15,578 --> 00:49:17,580
‫خودت که داری می‌بینی، مگه نه؟‬

642
00:49:19,290 --> 00:49:22,478
‫همینه. همون لحظه‌ی موعوده.‬

643
00:49:22,502 --> 00:49:27,191
‫تو منو تا اعماق جهنم کشوندی...‬
‫فقط به خاطر این؟‬

644
00:49:27,215 --> 00:49:28,383
‫واسه الان.‬

645
00:49:29,384 --> 00:49:33,179
‫که قناریِ... تو باشم.‬

646
00:49:34,180 --> 00:49:35,932
‫یا کِسلِرت.‬

647
00:49:37,475 --> 00:49:38,685
‫یا لنی‌ت.‬

648
00:49:39,977 --> 00:49:43,207
‫اما قضیه اینه،‬
‫برای این کار به من نیازی نداری.‬

649
00:49:43,231 --> 00:49:45,959
‫هیچ‌وقت نداشتی.‬
‫همین الانشم تو وجودته. می‌تونم ببینمش.‬

650
00:49:45,983 --> 00:49:49,904
‫شاید یه قلبِ لعنتیِ شکسته داشته باشی،‬
‫اما به هر حال قلب داری.‬

651
00:49:50,863 --> 00:49:55,159
‫تو یه هیولا نیستی، بوچر.‬

652
00:49:57,328 --> 00:49:59,539
‫فقط انسان بودن درد داره.‬

653
00:50:03,543 --> 00:50:05,169
‫شرمنده، رفیق.‬

654
00:50:07,463 --> 00:50:11,175
‫کار ابرقهرمان‌ها... دیگه تمومه.‬

655
00:50:20,518 --> 00:50:21,936
‫نمی‌تونم بذارم این کارو بکنی.‬

656
00:50:22,520 --> 00:50:26,816
‫هیوئیِ کوچولو و تفنگش.‬

657
00:50:27,316 --> 00:50:30,737
‫خایه‌ی بزرگی می‌خواد‬
‫که رو رفیقت ماشه رو بکشی.‬

658
00:50:34,991 --> 00:50:37,803
‫اگه مجبور باشم می‌کشم.‬

659
00:50:37,827 --> 00:50:39,304
‫نه.‬

660
00:50:39,328 --> 00:50:40,538
‫تو خایه‌شو نداری...‬

661
00:50:47,044 --> 00:50:48,045
‫بلند نشو.‬

662
00:52:03,746 --> 00:52:06,016
‫متأسفم...‬

663
00:52:06,040 --> 00:52:08,310
‫نمی‌خواستم، نمی‌خواستم این کارو بکنم.‬

664
00:52:09,794 --> 00:52:11,674
‫من... من الان...‬
‫الان به آمبولانس زنگ می‌زنم، باشه؟‬

665
00:52:13,881 --> 00:52:15,299
‫من جات بودم زحمت نمی‌کشیدم.‬

666
00:52:19,345 --> 00:52:21,097
‫عیبی نداره، هیوئی.‬

667
00:52:22,473 --> 00:52:24,433
‫راه دیگه‌ای برات نذاشتم. من...‬

668
00:52:25,643 --> 00:52:26,894
‫قرار نبود متوقف بشم.‬

669
00:52:30,439 --> 00:52:32,108
‫با وجود این‌همه خون...‬

670
00:52:33,276 --> 00:52:34,986
‫و گندکاری‌هایی که گرفتارت کردم...‬

671
00:52:37,572 --> 00:52:41,534
‫هیچ‌کدومشون حتی سر سوزن‬
‫تأثیری روت نداشت.‬

672
00:52:44,120 --> 00:52:46,330
‫تو... تو همون‌طوری خودت موندی...‬

673
00:52:48,040 --> 00:52:50,042
‫مهم نبود من چه‌کار کردم.‬

674
00:52:52,211 --> 00:52:54,213
‫هی. هی...‬

675
00:52:59,927 --> 00:53:01,387
‫نمی‌دونم باید چی‌کار کنم.‬

676
00:53:02,054 --> 00:53:03,598
‫لازم نیست هیچ کاری بکنی.‬

677
00:53:16,611 --> 00:53:18,821
‫تو واقعاً...‬

678
00:53:21,032 --> 00:53:22,783
‫کپیِ برابرِ اصلِ لنی هستی.‬

679
00:54:10,456 --> 00:54:13,709
‫اگه بوچر اینجا بود، احتمالاً به‌خاطر‬
‫گریه کردنمون براش، بهمون می‌ریند.‬

680
00:54:15,336 --> 00:54:21,342
‫اما خب، اون مرده،‬
‫پس می‌دونی، گور باباش.‬

681
00:54:22,426 --> 00:54:28,015
‫منظورم اینه، اون هیچی نبود‬
‫جز یه مشت عیب و انتخابای بد.‬

682
00:54:29,016 --> 00:54:31,119
‫اما هیچ‌وقت امیدشو...‬

683
00:54:31,143 --> 00:54:35,832
‫برای متوقف کردن هوم‌لندر از دست نداد،‬
‫و در نهایت، واقعاً این کارو کرد.‬

684
00:54:35,856 --> 00:54:37,650
‫ازش خوشت بیاد یا بدت بیاد...‬

685
00:54:39,235 --> 00:54:41,153
‫دنیا رو به جای امن‌تری تبدیل کرد.‬

686
00:54:41,862 --> 00:54:43,531
‫و همین ازش یه قهرمان می‌سازه.‬

687
00:54:46,075 --> 00:54:50,997
‫و شرط می‌بندم الان تو جهنمه و‬
‫همون لبخندش رو لباشه...‬

688
00:54:51,998 --> 00:54:54,166
‫و داره دهن شیطانو سرویس می‌کنه.‬

689
00:55:00,464 --> 00:55:02,091
‫آره. همین‌طوره.‬

690
00:55:06,262 --> 00:55:08,222
‫فکر کنم خوب شد که‬
‫کنار مامانم خاکش کردیم.‬

691
00:55:11,183 --> 00:55:13,102
‫همون‌جاییه که همیشه می‌خواست باشه.‬

692
00:55:25,740 --> 00:55:26,907
‫خداحافظ.‬

693
00:55:41,881 --> 00:55:42,882
‫هیوئی.‬

694
00:55:45,468 --> 00:55:47,887
‫بریم، بچه.‬

695
00:55:51,015 --> 00:55:52,617
‫واقعاً داریم می‌ریم به یه...‬

696
00:55:52,641 --> 00:55:54,560
‫استیک‌فروشی با گارسون‌های لخت تو رینو؟‬

697
00:55:56,020 --> 00:55:57,938
‫آره، دقیقاً.‬

698
00:55:59,315 --> 00:56:00,524
‫من قول دادم.‬

699
00:56:03,069 --> 00:56:05,071
‫اونم از این کار خوشش می‌اومد.‬

700
00:56:08,532 --> 00:56:10,701
‫قطعاً.‬

701
00:57:53,220 --> 00:57:54,406
‫الو؟‬

702
00:57:54,430 --> 00:57:56,241
‫هیو کمبل؟ باب سینگرم.‬

703
00:57:56,265 --> 00:57:58,326
‫- آقای رئیس‌جمهور.‬

704
00:57:58,350 --> 00:58:00,120
‫- سلام.‬
‫- کمبل،‬

705
00:58:00,144 --> 00:58:03,748
‫این کشور بدجوری به تو و تیمت مدیونه.‬

706
00:58:03,772 --> 00:58:06,251
‫ولی بی‌خیال این خایه‌مالی‌ها می‌شم، باشه؟‬

707
00:58:06,275 --> 00:58:10,505
‫منم قطعاً دلم نمی‌خواد رئیس‌جمهور‬
‫خایه‌هامو بماله، قربان.‬

708
00:58:10,529 --> 00:58:12,841
‫ووت الان رسماً به گا رفته.‬

709
00:58:12,865 --> 00:58:18,013
‫تموم اون روانی‌های دوپینگی که ساختن الان آزادن،‬
‫و خدا می‌دونه دارن چه غلطی می‌کنن.‬

710
00:58:18,037 --> 00:58:21,391
‫واسه همین داریم «اداره‌ی امور سوپ‌ها» رو‬
‫دوباره سر پا می‌کنیم.‬

711
00:58:21,415 --> 00:58:23,018
‫به یکی نیاز داریم که مدیریتش کنه.‬

712
00:58:23,042 --> 00:58:24,853
‫خب، نظرت چیه، پسرم؟‬

713
00:58:24,877 --> 00:58:26,646
‫مستقیماً هم به خودم گزارش می‌دی.‬

714
00:58:26,670 --> 00:58:30,192
‫این... واو، این...‬

715
00:58:30,216 --> 00:58:32,760
‫باعث افتخارمه، قربان. فقط...‬

716
00:58:33,802 --> 00:58:35,697
‫نه، ممنون؟‬

717
00:58:35,721 --> 00:58:37,157
‫«نه، ممنون»؟‬

718
00:58:37,181 --> 00:58:40,851
‫من واقعاً از پیشنهادتون ممنونم،‬
‫فقط، راستش من...‬

719
00:58:41,852 --> 00:58:43,997
‫دارم رو استارتاپِ خودم کار می‌کنم.‬

720
00:58:44,021 --> 00:58:46,458
‫لعنت به این بخش خصوصی.‬

721
00:58:46,482 --> 00:58:48,984
‫اگه نظرت عوض شد،‬
‫پیشنهادم هنوز سر جاشه.‬

722
00:58:55,908 --> 00:58:57,177
‫خیلی خب.‬

723
00:58:57,201 --> 00:59:03,016
‫برات آبجو زنجبیلی و‬
‫آبنبات زنجبیلی گرفتم... و...‬

724
00:59:03,040 --> 00:59:04,434
‫- کراکر نمکی.‬
‫- کراکر نمکی.‬

725
00:59:04,458 --> 00:59:06,019
‫اون کراکرا رو بده به من.‬

726
00:59:06,043 --> 00:59:07,938
‫خب، چی رو از دست دادم؟‬

727
00:59:07,962 --> 00:59:09,856
‫بالا آوردم.‬

728
00:59:09,880 --> 00:59:13,068
‫بعدش هم باید می‌شاشیدم،‬
‫ولی یکم دیر رسیدم دستشویی.‬

729
00:59:13,092 --> 00:59:14,319
‫و بعد دوباره بالا آوردم.‬

730
00:59:14,343 --> 00:59:16,613
‫و بعدشم مامانم زنگ زد.‬

731
00:59:16,637 --> 00:59:18,406
‫و لابد اون بدترین قسمتش بود؟‬

732
00:59:18,430 --> 00:59:21,201
‫نیم ساعتِ تمام فقط داشت غر می‌زد‬
‫که چرا ما ازدواج نمی‌کنیم.‬

733
00:59:21,225 --> 00:59:25,038
‫ببین، اگه واقعاً اینو می‌خوای،‬
‫می‌تونیم همین الان بریم محضر.‬

734
00:59:25,062 --> 00:59:28,274
‫نه، نه، نمی‌تونم، چون اینا‬
‫تنها کفشایین که اندازه‌من.‬

735
00:59:30,734 --> 00:59:32,087
‫هی.‬

736
00:59:32,111 --> 00:59:35,114
‫من صددرصد با همین کفشا باهات ازدواج می‌کنم.‬

737
00:59:36,282 --> 00:59:38,218
‫یه کد ۱۱-۹۹ تو تقاطع برادوی و خیابون ۹۶.‬

738
00:59:38,242 --> 00:59:40,762
‫درخواست نیروی پشتیبانی‬
‫از نزدیک‌ترین افسر رو داریم.‬

739
00:59:40,786 --> 00:59:42,305
‫تو بزرگراه دارن تعمیرات می‌کنن.‬

740
00:59:42,329 --> 00:59:43,807
‫نیروی کمکی یکم طول می‌کشه تا برسه.‬

741
00:59:43,831 --> 00:59:45,040
‫حس و حالشو داری؟‬

742
00:59:45,624 --> 00:59:47,602
‫آره. ولی کفشامو عوض نمی‌کنم.‬

743
00:59:56,218 --> 00:59:58,095
‫مراقب مامانت باش، رابین.‬

744
00:59:59,000 --> 01:00:08,000
«ارائـه شـده تـوسـط رســانــه بــزرگ ســیـنـمـافــریــک»
.:::CinemaFreak.Net:::.

