1
00:00:00,000 --> 00:00:04,000
«ارائـه شـده تـوسـط رســانــه بــزرگ ســیـنـمـافــریــک»
.:::CinemaFreak.Net:::.

2
00:00:04,213 --> 00:00:06,000
مترجم 
Hemioort 

3
00:00:06,256 --> 00:00:07,924
‫<i>هر چیزی یه شروعی داره.</i>‬

4
00:00:07,925 --> 00:00:09,301
‫<i>باید یه پایانی هم داشته باشه.</i>‬

5
00:00:47,130 --> 00:00:49,173
‫من معمولاً با سیاه‌پوست‌ها کار نمی‌کنم.‬

6
00:00:49,174 --> 00:00:51,218
‫- آره؟‬
‫- نمی‌خوام کشته بشم.‬

7
00:00:52,844 --> 00:00:54,387
‫برای تو استثنا قائل می‌شم.‬

8
00:00:54,388 --> 00:00:56,097
‫چطور مگه؟‬

9
00:00:56,098 --> 00:00:58,350
‫دندونای خوبی داری. به نظر تمیز میای.‬

10
00:00:59,851 --> 00:01:00,978
‫متأهلی.‬

11
00:01:02,688 --> 00:01:03,939
‫مرخصیم.‬

12
00:01:05,023 --> 00:01:07,066
‫باید خیلی خوب باشه.‬

13
00:01:07,067 --> 00:01:09,027
‫آره، من الان سر کارم.‬

14
00:01:12,573 --> 00:01:13,657
‫بچه داری؟‬

15
00:01:21,331 --> 00:01:23,667
‫اوهوم. تو چی؟‬

16
00:01:24,918 --> 00:01:25,961
‫هوم.‬

17
00:01:28,046 --> 00:01:31,215
‫- امیدوارم مثل ما نشن.‬
‫- آمین.‬

18
00:01:31,216 --> 00:01:34,719
‫بیا یکم از این بگیر. یالا.‬

19
00:01:34,720 --> 00:01:37,431
‫یالا. بیا پیش بابا.‬

20
00:01:43,103 --> 00:01:45,021
‫اوهوم. آره.‬

21
00:01:45,022 --> 00:01:46,648
‫<i>علی همیشه هم مذهبی نبود.</i>‬

22
00:01:48,108 --> 00:01:51,110
‫<i>ولی بدون خدا، هوس‌های زودگذر...</i>‬

23
00:01:51,111 --> 00:01:53,196
‫<i>تبدیل می‌شن به عادت‌های همیشگی.</i>‬

24
00:01:55,240 --> 00:01:57,159
‫<i>و وقتی خانواده داری...</i>‬

25
00:01:59,578 --> 00:02:01,288
‫<i>به جز خودت،‬
‫به بقیه هم آسیب می‌زنی.</i>‬

26
00:02:02,456 --> 00:02:03,540
‫کجا بودی؟‬

27
00:02:07,336 --> 00:02:09,212
‫حتی لیاقت یه جواب خشک و خالی رو هم ندارم؟‬

28
00:02:16,887 --> 00:02:18,180
‫برو به درک.‬

29
00:02:25,854 --> 00:02:27,271
‫من برم به درک؟‬

30
00:02:27,272 --> 00:02:28,106
‫آره؟‬

31
00:02:30,192 --> 00:02:32,401
‫- خفه شو عوضی! تو...‬
‫- تو دهن کثیفت رو ببند!‬

32
00:02:32,402 --> 00:02:34,195
‫به من دست نزن لعنتی!‬

33
00:02:34,196 --> 00:02:36,406
‫من الان تو روی تو وایسادم.‬
‫می‌خوای چه غلطی بکنی؟‬

34
00:02:37,032 --> 00:02:38,575
‫داری وسایل پرت می‌کنی تو... لعنتی!‬

35
00:02:39,910 --> 00:02:40,786
‫گور باباش.‬

36
00:02:41,912 --> 00:02:43,704
‫<i>...راند آخر،‬
‫یکم خونریزی داره...</i>‬

37
00:02:43,705 --> 00:02:45,623
‫<i>زیر چشماش، ولی هنوز پرقدرت ادامه می‌ده.</i>‬

38
00:02:45,624 --> 00:02:48,543
‫<i>حالا داره سعی می‌کنه نزدیک شه.‬
‫یه هوک چپ محکم!</i>‬

39
00:02:49,878 --> 00:02:50,795
‫<i>چه ضربه‌ای!</i>‬

40
00:02:50,796 --> 00:02:53,506
‫اینجا تو حومه لس‌آنجلسِ آفتابی،‬

41
00:02:53,507 --> 00:02:55,883
‫تو یه متلِ پر از سوسک.‬

42
00:02:55,884 --> 00:03:01,263
‫این همون جاییه که قهرمان‬
‫هر روز برای تمرین میاد.‬

43
00:03:01,264 --> 00:03:03,057
‫بذار ازت بپرسم، قهرمان.‬

44
00:03:03,058 --> 00:03:05,267
‫دنیا می‌خواد بدونه، رژیم غذاییت چیه؟‬

45
00:03:05,268 --> 00:03:06,936
‫سکس و کراک کوکائین.‬

46
00:03:06,937 --> 00:03:08,062
‫خوشمزه‌ست.‬

47
00:03:08,063 --> 00:03:09,897
‫این رژیم چطور تو رو آماده می‌کنه...‬

48
00:03:09,898 --> 00:03:12,566
‫برای نیروی وحشیانه «سانی لیستون»؟‬

49
00:03:12,567 --> 00:03:14,985
‫جوری می‌زنمش که‬
‫تماشاچیا دیوونه بشن.‬

50
00:03:14,986 --> 00:03:17,530
‫رادارهامون یه جایی روی اقیانوس اطلس‬
‫پیداش می‌کنن.‬

51
00:03:17,531 --> 00:03:20,574
‫- بوم، بوم، بوم!‬
‫- محمد علی!‬

52
00:03:20,575 --> 00:03:23,536
‫واو، هیچ‌چیز نمی‌تونه جلوشو بگیره.‬
‫اصلاً هیچ‌چیز نمی‌تونه.‬

53
00:03:23,537 --> 00:03:25,872
‫نه. دلِ شیر داره. «پف، پف.»‬

54
00:03:26,873 --> 00:03:29,250
‫- ابهتِ کرگدن!‬
‫- آره!‬

55
00:03:29,251 --> 00:03:30,669
‫گوش‌های سگ شی‌واوا!‬

56
00:03:34,131 --> 00:03:37,300
‫آخ! آخ!‬

57
00:03:38,385 --> 00:03:40,344
‫اوه. پاو، پاو، پاو.‬

58
00:03:40,345 --> 00:03:42,139
‫پاپ-پاپ-پاپ.‬

59
00:03:43,000 --> 00:03:53,000
آدرس در دسترس سایت با اینترنت ملی 
:::CinemaFreak.Net:::

60
00:04:05,537 --> 00:04:07,580
‫اوه، هی. داری چیکار می‌کنی؟‬

61
00:04:07,581 --> 00:04:08,749
‫مرفین.‬

62
00:04:10,751 --> 00:04:12,918
‫- نمی‌خوامش.‬
‫- بهش نیاز پیدا می‌کنی.‬

63
00:04:12,919 --> 00:04:14,795
‫نباید بذاری درد بهت غلبه کنه.‬

64
00:04:14,796 --> 00:04:16,547
‫اوه، نه، نه، نه، نه،‬
‫اون آشغالو ازم دور کن.‬

65
00:04:16,548 --> 00:04:17,966
‫اون کوفتی رو تو بدن من تزریق نکن.‬

66
00:04:18,759 --> 00:04:20,260
‫تو بدنم تزریقش نکن، نمی‌خوامش.‬

67
00:04:25,515 --> 00:04:26,933
‫من نمی‌خوام...‬

68
00:04:31,646 --> 00:04:33,522
‫سلام، اسم من علیه.‬

69
00:04:33,523 --> 00:04:35,608
‫سلام، علی.‬

70
00:04:35,609 --> 00:04:38,904
‫و من خیلی با اعتیادم درگیر بودم.‬

71
00:04:39,905 --> 00:04:42,073
‫<i>علی با خودش فکر کرد‬
‫اگه بتونه عادت‌هاشو تغییر بده...</i>‬

72
00:04:43,325 --> 00:04:45,118
‫<i>شاید بتونه گذشته‌اش رو جبران کنه...</i>‬

73
00:04:49,498 --> 00:04:52,250
‫<i>و اشتباهاتش رو به موهبت تبدیل کنه.</i>‬

74
00:04:53,877 --> 00:04:55,669
‫<i>این شد مأموریت زندگیش.</i>‬

75
00:04:55,670 --> 00:04:57,254
‫امید کجاست؟‬

76
00:04:57,255 --> 00:05:00,217
‫امید می‌خوای؟ خودت امید باش.‬

77
00:05:01,760 --> 00:05:03,011
‫یعنی چه کوفتیه؟‬

78
00:05:04,012 --> 00:05:05,679
‫خب...‬

79
00:05:05,680 --> 00:05:08,724
‫امید قرار نیست همین‌جوری‬
‫بیاد و یقه‌تو بگیره.‬

80
00:05:08,725 --> 00:05:10,560
‫یا از جیب یه سیاستمدار بیفته بیرون.‬

81
00:05:11,978 --> 00:05:13,146
‫این توئه (تو وجودته).‬

82
00:05:16,024 --> 00:05:17,942
‫هیچ کوفتی اون تو نیست.‬

83
00:05:17,943 --> 00:05:20,570
‫امانوئل. می‌دونی اسمت چه معنی‌ای می‌ده؟‬

84
00:05:22,072 --> 00:05:24,240
‫- «خدا با ماست.»‬
‫- درسته.‬

85
00:05:24,241 --> 00:05:26,283
‫تمام سختی‌هایی که کشیدی‬
‫تو رو برای الان آماده کردن.‬

86
00:05:26,284 --> 00:05:30,371
‫و اگه باورش داشته باشی و پاک بمونی،‬

87
00:05:30,372 --> 00:05:33,041
‫بهت قول می‌دم، آینده روشن می‌شه.‬

88
00:05:36,670 --> 00:05:38,296
‫آینده روشن می‌شه.‬

89
00:06:15,125 --> 00:06:19,462
‫<i>و با اینکه تو بعضی از جنگ‌ها شکست خورد،‬
‫علی می‌دونست داره تو این دنیا کار مفیدی می‌کنه.</i>‬

90
00:06:26,845 --> 00:06:28,429
‫<i>و وقتی پاندمی (کرونا) شروع شد،</i>‬

91
00:06:28,430 --> 00:06:31,057
‫<i>حواسش بود که هر روز‬
‫حال رهجوهاش رو بپرسه.</i>‬

92
00:06:33,268 --> 00:06:37,022
‫هی، ساعت نُه و ربعه.‬
‫معلوم هست کجایی؟‬

93
00:06:38,064 --> 00:06:39,608
‫بهم زنگ بزن.‬

94
00:06:59,586 --> 00:07:00,837
‫<i>متأسفانه...</i>‬

95
00:07:02,005 --> 00:07:03,590
‫<i>هیچ جایی برای دور هم جمع شدن نبود.</i>‬

96
00:07:06,509 --> 00:07:09,178
‫هی، شان. چطوری؟‬

97
00:07:09,179 --> 00:07:11,514
‫آره، منم دلم برای جلسات (انجمن) تنگ شده.‬

98
00:07:13,183 --> 00:07:14,935
‫می‌دونی که،‬
‫همیشه می‌تونی بیای پیش من، نه؟‬

99
00:07:17,729 --> 00:07:20,315
‫بهم اعتماد کن. طاقت بیار.‬

100
00:07:21,274 --> 00:07:22,651
‫آینده روشن می‌شه.‬

101
00:07:41,169 --> 00:07:42,796
‫<i>هر بار که کسی رو از دست می‌داد...</i>‬

102
00:07:47,258 --> 00:07:50,011
‫<i>اسم و تاریخش رو یادداشت می‌کرد.</i>‬

103
00:08:00,897 --> 00:08:04,150
‫<i>فکر کنم بشه گفت‬
‫این یه جور کتابِ مردگان بود.</i>‬

104
00:08:15,620 --> 00:08:18,873
‫<i>یه یادآوری از اینکه‬
‫داستان اعتیاد معمولاً چجوری تموم می‌شه.</i>‬

105
00:08:29,259 --> 00:08:31,511
‫این واسه خودش یه جور مدال افتخاره.‬

106
00:08:32,345 --> 00:08:33,346
‫هوم.‬

107
00:08:35,306 --> 00:08:37,766
‫نافِت کجا رفته؟‬

108
00:08:37,767 --> 00:08:39,268
‫مجبور شدن شکمم رو باز کنن.‬

109
00:08:39,269 --> 00:08:40,895
‫یه تیکه از روده بزرگم رو بریدن.‬

110
00:08:41,896 --> 00:08:43,772
‫تا آخر عمرم باید این کیسه همراهم باشه.‬

111
00:08:43,773 --> 00:08:44,691
‫هوم.‬

112
00:08:46,776 --> 00:08:48,360
‫هی.‬

113
00:08:48,361 --> 00:08:49,945
‫اون همون کیسه عِنته، نه؟‬

114
00:08:49,946 --> 00:08:51,531
‫آره، همون...‬

115
00:08:54,117 --> 00:08:56,035
‫برات یه سوراخ کونِ کاملاً جدید درست کردن.‬

116
00:08:56,036 --> 00:08:58,287
‫- هوم.‬
‫- این همه بخیه...‬

117
00:08:58,288 --> 00:09:00,832
‫شبیه ریل قطار شده.‬

118
00:09:02,959 --> 00:09:05,211
‫بپوشونش بابا. حالم به هم خورد.‬

119
00:09:06,421 --> 00:09:08,465
‫دیگه اینو به هیچ مادرجنده‌ای نشون نده.‬

120
00:09:10,216 --> 00:09:12,510
‫ازت می‌خوام یه سر بری «مکزیکالی».‬

121
00:09:13,887 --> 00:09:15,929
‫چند تا دختر اونجا هستن‬
‫که باید حسابی ادب بشن.‬

122
00:09:15,930 --> 00:09:18,807
‫چرا من؟ چرا یکی دیگه از بچه‌ها نه؟‬

123
00:09:18,808 --> 00:09:20,684
‫چون اونا گند نزدن.‬

124
00:09:20,685 --> 00:09:22,103
‫تو گند زدی.‬

125
00:09:22,979 --> 00:09:25,106
‫پس وظیفه خودته که جمعش کنی.‬

126
00:09:27,067 --> 00:09:28,318
‫فقط همین؟‬

127
00:09:31,279 --> 00:09:33,363
‫ازت می‌خوام یکی از نوچه‌های‬
‫«لوری» رو هم با خودت ببری.‬

128
00:09:33,364 --> 00:09:36,159
‫آخه واسه چه گوهی باید یکی از‬
‫نوچه‌های لوری رو با خودم ببرم؟‬

129
00:09:38,203 --> 00:09:40,288
‫فرض کن این راهِ جبرانِ اشتباهته.‬

130
00:09:47,504 --> 00:09:48,922
‫به روی چشم، کاپیتان.‬

131
00:09:53,593 --> 00:09:54,761
‫تو راه مراقب باش.‬

132
00:10:15,698 --> 00:10:17,534
‫ببین کی هنوز زنده‌ست و داره نفس می‌کشه.‬

133
00:10:18,827 --> 00:10:19,828
‫آره.‬

134
00:10:20,787 --> 00:10:21,788
‫هنوزم.‬

135
00:10:26,668 --> 00:10:28,085
‫<i>پس من با تو میام؟</i>‬

136
00:10:28,086 --> 00:10:30,129
‫<i>نه داداش. کاش اینجوری بود.</i>‬

137
00:10:30,130 --> 00:10:31,798
‫نه، تو با «میچ» می‌ری.‬

138
00:10:46,312 --> 00:10:48,565
‫نظرت چیه دفعه بعد همه‌مون‬
‫اسلحه داشته باشیم، هان؟‬

139
00:10:49,732 --> 00:10:51,192
‫ببینیم اون‌موقع اوضاع چطوری پیش می‌ره.‬

140
00:10:53,403 --> 00:10:54,611
‫اوضاع چطوره؟‬

141
00:10:54,612 --> 00:10:56,322
‫بیا خودت ببین.‬

142
00:10:58,324 --> 00:11:00,659
‫جالبه، چون به محض اینکه...‬

143
00:11:00,660 --> 00:11:04,205
‫به خدا ایمان آوردم،‬
‫زندگیم به طرز قابل‌توجهی بدتر شد.‬

144
00:11:05,790 --> 00:11:07,125
‫تا اینکه بالاخره بهتر شد.‬

145
00:11:08,293 --> 00:11:10,711
‫پس الان این همون بخشِ بهترشه؟‬

146
00:11:10,712 --> 00:11:12,379
‫پوف، خیلی فراتر از اون!‬

147
00:11:12,380 --> 00:11:15,466
‫منظورم اینه که با خودم گفتم،‬
‫بذار ببینیم این جواب می‌ده یا نه.‬

148
00:11:18,303 --> 00:11:20,470
‫بعدش اوضاع افتضاح شد،‬

149
00:11:20,471 --> 00:11:21,598
‫که این خودش خوبه.‬

150
00:11:22,682 --> 00:11:23,725
‫اوکی.‬

151
00:11:25,768 --> 00:11:28,897
‫می‌دونی، شاید دیوانه‌وار به نظر برسه، ولی...‬

152
00:11:30,565 --> 00:11:32,609
‫فکر کنم (خدا) خودش رو به من نشون داد.‬

153
00:11:36,529 --> 00:11:37,779
‫کی؟‬

154
00:11:37,780 --> 00:11:38,948
‫خدا.‬

155
00:11:40,491 --> 00:11:42,993
‫داری چی می‌گی؟‬
‫چون این حرفت اصلاً تو کَتَم نمی‌ره.‬

156
00:11:42,994 --> 00:11:44,536
‫نه، می‌دونم، می‌فهمم، باور کن.‬

157
00:11:44,537 --> 00:11:46,205
‫ولی فکر کنم قضیه خدا همینه، نه؟‬

158
00:11:46,206 --> 00:11:48,832
‫یعنی اول باید باور داشته باشی تا بتونی ببینی.‬

159
00:11:48,833 --> 00:11:50,375
‫اوکی، تو کاملاً مختاری که اینجا بمونی،‬

160
00:11:50,376 --> 00:11:52,753
‫ولی من یه عالمه چیز دارم که باید بنویسم،‬

161
00:11:52,754 --> 00:11:58,091
‫واسه همین نمی‌دونم تا کِی می‌تونم‬
‫با این مکاشفاتِ تو همراهی کنم.‬

162
00:11:58,092 --> 00:12:01,429
‫آره، مشکلی نیست.‬
‫من همین‌جا می‌شینم و انجیلم رو می‌خونم.‬

163
00:12:15,693 --> 00:12:18,153
‫می‌دونی، فکر کنم خدا اون‬
‫«درخت جاشوا» رو آتیش زد...‬

164
00:12:18,154 --> 00:12:20,823
‫چون حس کرده بود که من دارم تسلیم می‌شم.‬

165
00:12:21,783 --> 00:12:23,617
‫می‌دونی، انگار فشارها خیلی زیاد شده بود.‬

166
00:12:23,618 --> 00:12:25,869
‫کدوم درخت جاشوا؟‬

167
00:12:25,870 --> 00:12:27,247
‫همونی که کنار جاده بود...‬

168
00:12:29,249 --> 00:12:31,417
‫بعد از پمپ بنزینِ «تگزاکو».‬

169
00:12:32,752 --> 00:12:38,882
‫یعنی اون یه درختِ در حال انقراض رو آتیش زد‬
‫فقط برای اینکه با تو حرف بزنه؟‬

170
00:12:38,883 --> 00:12:40,676
‫نیازی نیست این‌قدر تیکه‌دار حرف بزنی.‬

171
00:12:40,677 --> 00:12:42,511
‫می‌فهمم که حرفم رو باور نمی‌کنی،‬
‫ولی من فقط دارم...‬

172
00:12:42,512 --> 00:12:43,888
‫حقایق ماجرا رو بهت می‌گم.‬

173
00:12:44,722 --> 00:12:49,351
‫خیلی خب، من به نوشتنم ادامه می‌دم‬
‫و تو هم انجیلت رو بخون.‬

174
00:12:49,352 --> 00:12:51,562
‫- قبوله؟‬
‫- قبوله.‬

175
00:12:55,316 --> 00:12:56,317
‫پسر.‬

176
00:12:58,903 --> 00:13:00,404
‫من کارهای شیطانیِ زیادی کردم.‬

177
00:13:00,405 --> 00:13:01,989
‫منظورم اینه که تا الان‬
‫واقعاً بهش فکر نکرده بودم،‬

178
00:13:01,990 --> 00:13:03,658
‫ولی الان دیگه مثل روز برام روشنه.‬

179
00:13:06,035 --> 00:13:09,580
‫ببین، من با رفتارهات مشکل داشتم،‬
‫ولی بهت نمی‌گم شیطان‌صفت.‬

180
00:13:10,832 --> 00:13:12,834
‫آره خب، شاید تو نگی،‬
‫ولی فکر کنم خدا این‌جوری می‌بینه.‬

181
00:13:13,793 --> 00:13:18,089
‫باشه، خب کلمه‌ی "شیطانی"‬
‫خیلی کلمه‌ی سنگینیه.‬

182
00:13:25,430 --> 00:13:26,431
‫لکسی؟‬

183
00:13:31,936 --> 00:13:33,479
‫من داشتم با نازی‌ها کار می‌کردم.‬

184
00:13:35,523 --> 00:13:37,108
‫- نازی‌ها؟‬
‫- آره.‬

185
00:13:38,401 --> 00:13:39,986
‫خب، یعنی، تقریباً همون نازی‌ها.‬

186
00:13:40,987 --> 00:13:44,406
‫فکر می‌کردم برای یه‬
‫گاوچرونِ سیاه‌پوست کار می‌کنی.‬

187
00:13:44,407 --> 00:13:47,076
‫خب، همون نازی‌ها منو‬
‫به اون گاوچرون سیاه‌پوست معرفی کردن.‬

188
00:13:48,619 --> 00:13:51,955
‫مگه نازی‌ها با رنگین‌پوستا مشکل ندارن؟‬

189
00:13:51,956 --> 00:13:54,124
‫نمی‌دونم، ولی قطعاً‬
‫با «آلامو» مشکل دارن،‬

190
00:13:54,125 --> 00:13:57,377
‫و منم این وسط گیر افتادم.‬

191
00:13:57,378 --> 00:13:59,463
‫باشه، خب، شاید بهتره یه کم دراز بکشی.‬

192
00:13:59,464 --> 00:14:00,465
‫چرا؟‬

193
00:14:01,341 --> 00:14:03,343
‫به نظر مضطرب میای.‬

194
00:14:16,898 --> 00:14:20,776
‫حالا که بهش فکر می‌کنم،‬
‫اگه آلامو «پالادینِ» طوطی رو نمی‌کشت،‬

195
00:14:20,777 --> 00:14:26,157
‫من هیچ‌وقت مأمور مخفی نمی‌شدم،‬
‫و این بزرگ‌ترین موهبتِ زندگیم بود.‬

196
00:14:27,283 --> 00:14:28,618
‫مأمور مخفی؟‬

197
00:14:33,748 --> 00:14:36,084
‫من دارم با «سازمان مبارزه‬
‫با مواد مخدر» کار می‌کنم.‬

198
00:14:37,877 --> 00:14:39,420
‫چی؟‬

199
00:14:40,296 --> 00:14:41,798
‫خنده‌دار نیست. کاملاً جدیم.‬

200
00:14:43,007 --> 00:14:45,509
‫اینکه تو برای سازمان مبارزه‬
‫با مواد مخدر کار کنی...‬

201
00:14:45,510 --> 00:14:46,677
‫تهِ خنده‌ست.‬

202
00:14:47,720 --> 00:14:50,138
‫خب، گور باباش، اصلاً نباید چیزی می‌گفتم.‬

203
00:14:50,139 --> 00:14:53,308
‫باشه، خب، کاملاً مشخصه که‬
‫دوباره مواد کشیدی، پس...‬

204
00:14:53,309 --> 00:14:56,354
‫خیله خب، آخه واسه چه کوفتی این حرفو زدی؟‬
‫نه، من نیستم.‬

205
00:14:57,355 --> 00:14:59,356
‫آره خب، کاش می‌تونستم باورت کنم.‬

206
00:14:59,357 --> 00:15:00,732
‫برو گمشو.‬

207
00:15:00,733 --> 00:15:02,234
‫- من برم گمشم؟‬
‫- آره، برو گمشو.‬

208
00:15:02,235 --> 00:15:04,569
‫تو فقط اینجا نشستی و‬
‫تمام مدتِ لعنتی داری قضاوتم می‌کنی.‬

209
00:15:04,570 --> 00:15:05,904
‫یا خدا.‬

210
00:15:05,905 --> 00:15:07,824
‫بی‌خودی نیست که مامانت‬
‫دیگه باهات حرف نمی‌زنه.‬

211
00:15:10,701 --> 00:15:11,744
‫ما با هم حرف می‌زنیم.‬

212
00:15:15,832 --> 00:15:17,041
‫لعنتی.‬

213
00:15:54,370 --> 00:15:55,496
‫هی، کَس.‬

214
00:16:00,918 --> 00:16:02,545
‫کَس، اونجایی؟‬

215
00:16:07,550 --> 00:16:08,551
‫منم، رو.‬

216
00:16:12,180 --> 00:16:13,181
‫کَس.‬

217
00:16:14,223 --> 00:16:15,600
‫هی، کَس.‬

218
00:16:18,811 --> 00:16:20,855
‫هی کَس، اونجایی؟‬

219
00:16:29,697 --> 00:16:31,657
‫<i>چند روز قبل...</i>‬

220
00:16:46,589 --> 00:16:48,340
‫الو؟‬

221
00:16:48,341 --> 00:16:51,969
‫<i>سلام، کَسی.‬
‫امیدوارم به پلیس زنگ نزده باشی.</i>‬

222
00:16:55,181 --> 00:16:56,681
‫نه.‬

223
00:16:56,682 --> 00:16:57,974
‫<i>دخترِ باهوش.</i>‬

224
00:16:57,975 --> 00:17:01,187
‫چون دلت نمی‌خواد اوضاع‬
‫از اینی که هست بدتر بشه، مگه نه؟‬

225
00:17:05,816 --> 00:17:07,901
‫حال نِیت خوبه؟‬

226
00:17:07,902 --> 00:17:10,612
‫<i>می‌دونی، نِیت یکم استرس داره،‬
‫ولی حالش خوبه.</i>‬

227
00:17:10,613 --> 00:17:13,741
‫فکر کنم دیگه آماده‌ست بیاد خونه.‬

228
00:17:21,916 --> 00:17:23,668
‫خیلی دلم براش تنگ شده.‬

229
00:17:25,002 --> 00:17:27,588
‫<i>خوشحالم که می‌خوای برگرده...</i>‬

230
00:17:28,464 --> 00:17:31,592
‫<i>و اینکه منم بالاخره به پولم می‌رسم.</i>‬

231
00:17:33,261 --> 00:17:34,386
‫باشه.‬

232
00:17:34,387 --> 00:17:36,180
‫خب، بریم سر اصل مطلب؟‬

233
00:17:43,104 --> 00:17:44,187
‫حتماً.‬

234
00:17:44,188 --> 00:17:46,190
‫<i>متأسفانه...</i>‬

235
00:17:48,484 --> 00:17:49,901
‫<i>...بعضی از کارها غیرقابل بازگشتن.</i>‬

236
00:17:49,902 --> 00:17:51,278
‫لعنتی!‬

237
00:17:51,279 --> 00:17:52,904
‫در واقع اکانتم "فقط منم کَسی"ئه.‬

238
00:17:52,905 --> 00:17:56,449
‫دوست‌پسرم خیلی از دستم عصبانی شد‬
‫و اکانت اونلی‌فَنز منو پاک کرد،‬

239
00:17:56,450 --> 00:17:58,994
‫و امیدوارم که شما‬
‫بتونید کمکم کنید تا برش گردونم.‬

240
00:17:58,995 --> 00:18:00,537
‫ولی...‬

241
00:18:00,538 --> 00:18:03,040
‫تکلیف اون همه فالوورم چی می‌شه؟‬

242
00:18:05,042 --> 00:18:07,002
‫نهههه!‬

243
00:18:07,003 --> 00:18:08,837
‫<i>و بعدش، اوضاع بدتر هم شد.</i>‬

244
00:18:08,838 --> 00:18:10,088
‫<i>ببین، می‌فهمم.</i>‬

245
00:18:10,089 --> 00:18:11,923
‫می‌خوای مرزها رو جابه‌جا کنی.‬

246
00:18:11,924 --> 00:18:13,216
‫آره.‬

247
00:18:13,217 --> 00:18:15,176
‫وارد اقتصاد دیجیتال بشی.‬

248
00:18:15,177 --> 00:18:18,096
‫ولی آخه مجبوری‬
‫یه بازیگر پورن واقعی استخدام کنی؟‬

249
00:18:18,097 --> 00:18:20,599
‫- این‌جوری طبیعی‌تره.‬
‫- ولی این مثل این می‌مونه که بهم بگی...‬

250
00:18:20,600 --> 00:18:24,312
‫واسه بازی تو نقش هانیبال لکتر،‬
‫مجبوریم یه قاتل سریالی استخدام کنیم.‬

251
00:18:24,937 --> 00:18:26,396
‫این دیوونگیه.‬

252
00:18:26,397 --> 00:18:29,357
‫چرا الکی حاشیه درست کنیم؟‬
‫فقط یه بازیگر بیار.‬

253
00:18:29,358 --> 00:18:30,984
‫حق با توئه.‬

254
00:18:30,985 --> 00:18:33,070
‫اصلاً برام مهم نیست. باشه.‬

255
00:18:34,655 --> 00:18:35,905
‫حالا شد.‬

256
00:18:35,906 --> 00:18:37,575
‫شبکه عاشق خط داستانیت شده.‬

257
00:18:38,618 --> 00:18:40,661
‫- واقعاً؟‬
‫- از خوشحالی تو پوست خودشون نمی‌گنجن.‬

258
00:18:42,288 --> 00:18:43,289
‫خدای من.‬

259
00:18:44,665 --> 00:18:46,958
‫اونا فقط نمی‌خوان‬
‫با دردسرهای...‬

260
00:18:46,959 --> 00:18:48,294
‫استخدام یه کارگر جنسی درگیر بشن.‬

261
00:18:49,170 --> 00:18:50,587
‫اوکی.‬

262
00:18:50,588 --> 00:18:52,923
‫زحمتی نیست به خواهرت زنگ بزنی‬
‫و بهش خبر بدی؟‬

263
00:18:54,925 --> 00:18:56,801
‫آره. آره. می‌تونم این کارو بکنم.‬

264
00:18:56,802 --> 00:18:58,137
‫مرسی.‬

265
00:18:59,263 --> 00:19:01,474
‫ممنون که بهم باور داشتی.‬

266
00:19:02,266 --> 00:19:04,060
‫<i>از طرف دیگه، مِدی...</i>‬

267
00:19:04,894 --> 00:19:07,062
‫<i>همچین شانسی نیاورد.</i>‬

268
00:19:07,063 --> 00:19:11,149
‫تو این وقاحت رو داری که‬
‫چهره‌ی من و شرکتم رو خراب کنی.‬

269
00:19:11,150 --> 00:19:13,360
‫یکی از اون بازیگرای‬
‫پورنِ لعنتیت رو می‌فرستی...‬

270
00:19:13,361 --> 00:19:14,861
‫که واسه نقش پتی تست بده.‬

271
00:19:14,862 --> 00:19:16,529
‫نه، حتماً تیم انتخاب بازیگر اشتباهی کرده.‬

272
00:19:16,530 --> 00:19:18,365
‫- من هیچ‌وقت همچین کاری نمی‌کنم...‬
‫- یه کلمه از این حرفای مزخرفی...‬

273
00:19:18,366 --> 00:19:20,033
‫که از دهنت درمیاد رو باور نمی‌کنم.‬

274
00:19:20,034 --> 00:19:22,036
‫تو شغلِ رئیس فاحشه‌خونه‌ی مدرنت موفق باشی.‬

275
00:19:22,870 --> 00:19:25,205
‫- می‌شه توضیح بدم چرا...‬
‫- نه.‬

276
00:19:25,206 --> 00:19:27,458
‫وسایلت رو جمع کن. برو بیرون.‬

277
00:19:31,337 --> 00:19:33,089
‫بابت فرصتی که بهم دادین ممنونم.‬

278
00:19:36,008 --> 00:19:39,929
‫<i>و بعدش، مِدی فهمید‬
‫که کَسی اکانتشو پاک کرده.</i>‬

279
00:19:47,478 --> 00:19:50,397
‫باید یه کتک حسابی بهت بزنم.‬

280
00:19:50,398 --> 00:19:51,357
‫پاشو.‬

281
00:19:52,817 --> 00:19:53,818
‫پاشو!‬

282
00:19:54,860 --> 00:19:56,611
‫- متأسفم!‬
‫- گمشو پاشو، کَسی!‬

283
00:19:56,612 --> 00:19:59,323
‫- ببخشید! ببخشید!‬
‫- گمشو پاشو! همین الان!‬

284
00:20:01,534 --> 00:20:02,535
‫بشین.‬

285
00:20:08,416 --> 00:20:10,876
‫اصلاً نباید می‌ذاشتم‬
‫دوباره برگردی تو زندگیم.‬

286
00:20:11,752 --> 00:20:13,837
‫از ته دلت اینو نمی‌گی.‬

287
00:20:13,838 --> 00:20:15,923
‫وقتی یه نفر ذات واقعیشو بهت نشون می‌ده...‬

288
00:20:16,966 --> 00:20:17,967
‫باورش کن.‬

289
00:20:26,267 --> 00:20:28,101
‫احساس می‌کنم می‌خوای کتکم بزنی.‬

290
00:20:28,102 --> 00:20:29,353
‫بدجورم دلم می‌خواد.‬

291
00:20:34,233 --> 00:20:37,277
‫تو کار می‌کنی. قرار نیست غرغر کنی.‬

292
00:20:37,278 --> 00:20:40,614
‫قرار نیست ناله و زاری کنی.‬
‫فقط گوش می‌دی...‬

293
00:20:41,615 --> 00:20:45,034
‫به تک‌تک کلماتِ کوفتی‌ای‬
‫که از دهنِ من درمیاد.‬

294
00:20:45,035 --> 00:20:47,662
‫بدون اجازه‌ی من حتی پلک هم نمی‌زنی.‬

295
00:20:47,663 --> 00:20:49,749
‫دنیای تو مال منه.‬

296
00:20:50,833 --> 00:20:54,837
‫و من مدیر برنامه‌ت نیستم.‬
‫من رئیسِ لعنتیتم، هرزه.‬

297
00:20:57,923 --> 00:20:59,884
‫می‌تونی اکانتمو برگردونی؟‬

298
00:21:01,427 --> 00:21:02,428
‫نه.‬

299
00:21:12,438 --> 00:21:13,354
‫<i>تی‌ام‌زی.</i>‬

300
00:21:13,355 --> 00:21:16,274
‫<i>نیکی، منم، مِدی.‬
‫سلام عزیزم، چه خبر؟</i>‬

301
00:21:16,275 --> 00:21:19,486
‫اون مدل اونلی‌فنز رو می‌شناسی،‬
‫اسمش «فقط منم کَسی»ئه؟‬

302
00:21:19,487 --> 00:21:20,488
‫<i>آره.</i>‬

303
00:21:21,947 --> 00:21:24,575
‫حدس بزن امشب‬
‫قراره با کی بره شام؟‬

304
00:21:53,938 --> 00:21:56,397
‫دیلان رید. چطوری رفیق؟‬

305
00:21:56,398 --> 00:21:57,899
‫از دیدنت خوشحالم پسر.‬
‫امشب برنامه‌ت چیه؟‬

306
00:21:57,900 --> 00:21:59,568
‫- یه لحظه بهم وقت بده.‬
‫- شماها دارین می‌رین بیرون؟‬

307
00:22:01,320 --> 00:22:02,613
‫چندش‌آوره.‬

308
00:22:04,990 --> 00:22:06,367
‫خوکِ کثافت!‬

309
00:22:07,284 --> 00:22:08,952
‫<i>اوه، این دختر جدیده کیه؟</i>‬

310
00:22:08,953 --> 00:22:10,829
‫هی، تو خیلی خوشگلی. اسمت چیه؟‬

311
00:22:10,830 --> 00:22:13,122
‫"فقط منم کَسی".‬

312
00:22:13,123 --> 00:22:15,084
‫اوه، آره، یه بوس بفرست.‬

313
00:22:22,466 --> 00:22:25,134
‫اوه، بوی عروسی به مشام می‌رسه؟‬

314
00:22:25,135 --> 00:22:27,637
‫شوخی کردم.‬
‫شماها چطوری با هم آشنا شدین، دیلان، ها؟‬

315
00:22:27,638 --> 00:22:29,014
‫رابطه‌تون جدیه و فقط با همین؟‬

316
00:22:43,028 --> 00:22:46,031
‫فقط محض احتیاط.‬

317
00:23:08,012 --> 00:23:09,221
‫به سلامتی.‬

318
00:23:22,359 --> 00:23:25,653
‫ببین، بابت اون قضیه‌ی "شب‌های ال‌ای"‬
‫واقعاً متأسفم.‬

319
00:23:25,654 --> 00:23:27,322
‫می‌دونی؟‬

320
00:23:27,323 --> 00:23:28,949
‫فقط می‌خوام بدونی‬
‫که واقعاً برات جنگیدم.‬

321
00:23:30,534 --> 00:23:32,786
‫اوه. مهم نیست.‬

322
00:23:33,746 --> 00:23:35,289
‫من به قضاوت شدن عادت دارم.‬

323
00:23:42,379 --> 00:23:43,464
‫از چه نظر؟‬

324
00:23:45,341 --> 00:23:48,552
‫راستش، از وقتی اینا (سینه‌هام) رو عمل کردم...‬

325
00:23:52,765 --> 00:23:54,433
‫آدما دست‌کَمم گرفتن.‬

326
00:23:56,060 --> 00:23:57,227
‫شهرت هم دقیقاً همین‌طوریه.‬

327
00:23:58,562 --> 00:24:00,689
‫می‌دونی، وقتی آدما منو می‌بینن،‬
‫فقط "مارک" رو می‌بینن.‬

328
00:24:02,274 --> 00:24:03,442
‫نه "دیلان" رو.‬

329
00:24:06,403 --> 00:24:09,323
‫خب، ولی من...‬

330
00:24:12,201 --> 00:24:13,202
‫"دیلان" رو می‌بینم.‬

331
00:24:15,663 --> 00:24:16,914
‫بیا یه عکس بگیریم.‬

332
00:24:20,209 --> 00:24:22,835
‫- چرا؟‬
‫- چون فکر می‌کنم...‬

333
00:24:22,836 --> 00:24:24,797
‫دلت می‌خواد این لحظه رو یادت بمونه.‬

334
00:24:52,825 --> 00:24:54,576
‫- هوم.‬
‫- بامزه‌ست.‬

335
00:24:56,203 --> 00:24:57,579
‫آره، کیوت (بامزه) افتادیم.‬

336
00:25:03,502 --> 00:25:06,755
‫- اوه، خدای من!‬
‫- اوه، لعنتی!‬

337
00:25:09,091 --> 00:25:10,925
‫- وای خدای من، آره!‬
‫- چطوری دوست داری؟‬

338
00:25:10,926 --> 00:25:12,845
‫- دارم دوباره ارضا می‌شم!‬
‫- دوباره؟‬

339
00:25:14,430 --> 00:25:17,641
‫دارم دوباره ارضا می‌شم. وای خدای من.‬

340
00:25:18,642 --> 00:25:19,851
‫ارضا نشو!‬

341
00:25:19,852 --> 00:25:22,353
‫ممم، دارم ارضا می‌شم! اوه، خدای من!‬

342
00:25:22,354 --> 00:25:23,980
‫- توروخدا، یه قلپ آب می‌خوام!‬
‫- اوه، آره!‬

343
00:25:23,981 --> 00:25:26,482
‫لعنتی جا نزن. دارم ارضا می‌شم.‬

344
00:25:26,483 --> 00:25:28,818
‫دارم ارضا می‌شم! دارم ارضا می‌شم!‬

345
00:25:28,819 --> 00:25:29,737
‫آب!‬

346
00:25:56,305 --> 00:25:57,306
‫آره!‬

347
00:26:16,325 --> 00:26:17,951
‫تو احتمالاً تو سکس...‬

348
00:26:19,036 --> 00:26:20,912
‫بهترینِ کلِ دنیایی.‬
" ســیـنـمـافــریــک "

349
00:26:20,913 --> 00:26:22,206
‫نه، تو هستی!‬

350
00:26:49,024 --> 00:26:50,900
‫اون‌قدر مستم که نمی‌تونم تا خونه رانندگی کنم.‬

351
00:26:50,901 --> 00:26:52,236
‫اوه، عزیزم.‬

352
00:26:53,070 --> 00:26:54,113
‫فقط بغلم کن.‬

353
00:27:07,918 --> 00:27:08,919
‫کَس؟‬

354
00:27:11,213 --> 00:27:13,297
‫هیس! خوابیده.‬

355
00:27:13,298 --> 00:27:14,675
‫هنوز اینجاست؟‬

356
00:27:22,891 --> 00:27:24,184
‫وایسا.‬

357
00:27:25,102 --> 00:27:27,270
‫چطوری راضیش کردی اونو پست کنه؟‬

358
00:27:27,271 --> 00:27:29,856
‫رمزشو دزدیدم، باهاش خوابیدم،‬

359
00:27:29,857 --> 00:27:32,567
‫و وقتی از اتاق رفت بیرون،‬
‫آپلودش کردم.‬

360
00:27:32,568 --> 00:27:34,694
‫پس روحش هم خبر نداره؟‬

361
00:27:34,695 --> 00:27:36,404
‫همه‌جا پخش شده.‬

362
00:27:36,405 --> 00:27:38,739
‫الان حدود هفت ساعته که ترند شده.‬

363
00:27:38,740 --> 00:27:40,116
‫- نه بابا (دروغ می‌گی).‬
‫- آره.‬

364
00:27:40,117 --> 00:27:41,242
‫وایسا.‬

365
00:27:41,243 --> 00:27:42,995
‫آمار سابسکرایبرهای (مشترکین) لعنتیتو ببین!‬

366
00:27:48,876 --> 00:27:50,127
‫اوه، خدای من.‬

367
00:27:59,469 --> 00:28:01,388
‫اون یه انگشتِ لعنتیه؟‬

368
00:28:02,848 --> 00:28:04,515
‫اوه، نه!‬

369
00:28:04,516 --> 00:28:06,058
‫مالِ دیلانه؟‬

370
00:28:06,059 --> 00:28:07,686
‫نه. کی اونو جابه‌جا کرده؟‬

371
00:28:10,314 --> 00:28:11,398
‫مالِ نِیته؟‬

372
00:28:14,067 --> 00:28:16,235
‫باشه، می‌خوام حقیقتو بهت بگم،‬

373
00:28:16,236 --> 00:28:17,945
‫ولی باید قول بدی‬
‫به هیچ‌کس چیزی نگی.‬

374
00:28:17,946 --> 00:28:19,947
‫اینجا چه خبرِ کوفتی‌ای هست؟‬

375
00:28:19,948 --> 00:28:21,657
‫<i>می‌دونی من واسه گذرونِ زندگی چیکار می‌کنم؟</i>‬

376
00:28:21,658 --> 00:28:23,368
‫آدما رو می‌ذارم تو تابوت.‬

377
00:28:25,245 --> 00:28:27,623
‫کَسی کارو ردیف می‌کنه.‬

378
00:28:29,875 --> 00:28:31,251
‫قدت چنده؟‬

379
00:28:32,211 --> 00:28:34,712
‫چرا؟‬

380
00:28:34,713 --> 00:28:36,757
‫حتماً باید یه دلیل لعنتی براش بیارم؟‬

381
00:28:38,217 --> 00:28:39,508
‫۶ فوت و ۵ اینچ (۱۹۵ سانت).‬

382
00:28:39,509 --> 00:28:41,469
‫که بهم دروغ نمی‌گی، نه؟‬

383
00:28:41,470 --> 00:28:42,471
‫نه.‬

384
00:28:46,516 --> 00:28:48,267
‫هوم.‬

385
00:28:48,268 --> 00:28:49,269
‫آرتور.‬

386
00:28:51,355 --> 00:28:53,940
‫اوه، اون داره واسه این کار‬
‫خودشو پاره می‌کنه، پسر.‬

387
00:28:53,941 --> 00:28:56,067
‫من دارم هر کاری از دستم برمیاد می‌کنم.‬

388
00:28:56,068 --> 00:28:58,528
‫خواهش می‌کنم. نه.‬

389
00:29:13,252 --> 00:29:14,419
‫قدش ۶ فوت و ۵ اینچه.‬

390
00:29:15,462 --> 00:29:17,088
‫دروغِ کوفتی نمی‌گفتم.‬

391
00:29:17,089 --> 00:29:19,006
‫آره، مایه تأسفه.‬

392
00:29:19,007 --> 00:29:22,927
‫می‌دونی، یه تابوت استاندارد‬
‫واسه یه آدمِ ۶ فوت و ۳ اینچیه،‬

393
00:29:22,928 --> 00:29:24,304
‫۶ فوت و ۴ اینچ دیگه کیپشه.‬

394
00:29:25,681 --> 00:29:27,099
‫اما واسه ۶ فوت و ۵ اینچ...‬

395
00:29:28,392 --> 00:29:29,601
‫باید سفارشی بسازنش.‬

396
00:29:30,477 --> 00:29:32,020
‫اون پیامو گرفت (شیرفهم شد).‬

397
00:29:32,980 --> 00:29:35,439
‫هوم، فکر کنم به یه کم‬
‫انگیزه‌ی بیشتر نیاز داره.‬

398
00:29:35,440 --> 00:29:37,650
‫- اوه، بی‌خیال پسر.‬
‫- می‌دونی، از وقتی باهاش حرف زدم،‬

399
00:29:37,651 --> 00:29:40,278
‫حتی یه پنیِ لعنتی هم‬
‫برام حواله نکرده؟‬

400
00:29:40,279 --> 00:29:42,154
‫می‌کنه! اون ل...‬

401
00:29:42,155 --> 00:29:43,699
‫اون لعنتی این کارو می‌کنه!‬

402
00:29:47,744 --> 00:29:49,453
‫بذار یه چیزی ازت بپرسم.‬

403
00:29:49,454 --> 00:29:51,581
‫- اوه، لعنتی.‬
‫- اصلاً امکانش هست...‬

404
00:29:53,750 --> 00:29:57,754
‫که داره از آزادیش‬
‫یکم بیش از حد لذت می‌بره؟‬

405
00:29:59,506 --> 00:30:01,174
‫خب، زمان همه‌چیزو مشخص می‌کنه.‬

406
00:30:03,593 --> 00:30:06,013
‫ببین. داره کار می‌کنه.‬
‫خیلی هم سخت داره کار می‌کنه.‬

407
00:30:13,478 --> 00:30:16,439
‫- خواهش می‌کنم، ببخشید! متأسفم.‬
‫- پاشو.‬

408
00:30:16,440 --> 00:30:18,149
‫ببخشید.‬

409
00:30:18,150 --> 00:30:20,109
‫پولِ لعنتیتو برات جور می‌کنم.‬

410
00:30:20,110 --> 00:30:22,278
‫- متأسفم!‬
‫- آره، که هستی.‬

411
00:30:22,279 --> 00:30:23,822
‫ببخشید.‬

412
00:30:26,074 --> 00:30:28,201
‫نه، نه، نه!‬

413
00:30:32,789 --> 00:30:35,458
‫پسر! کاش یه چیزی گفته بودی.‬

414
00:30:35,459 --> 00:30:37,460
‫نمی‌خواستم وبالِ گردنت بشم.‬

415
00:30:37,461 --> 00:30:38,503
‫پس، دروغ گفتی.‬

416
00:30:39,463 --> 00:30:41,715
‫منظورم اینه که، مگه از دستت کاری هم برمی‌اومد؟‬

417
00:30:42,883 --> 00:30:44,259
‫برای تو، هر کاری.‬

418
00:30:45,969 --> 00:30:47,054
‫این آپارتمان رو می‌بینی؟‬

419
00:30:48,055 --> 00:30:49,097
‫زندگیِ منو می‌بینی؟‬

420
00:30:50,098 --> 00:30:51,892
‫فکر می‌کنی به خاطر اینا زنده‌ام؟‬

421
00:30:52,476 --> 00:30:54,019
‫به خاطر این چیزای گرون‌قیمت؟‬

422
00:30:55,437 --> 00:30:58,523
‫من هیچ کوفتی ندارم جز آدمایی که دوسشون دارم.‬

423
00:30:59,608 --> 00:31:01,567
‫تنها دلیلی که هنوز اینجام...‬

424
00:31:01,568 --> 00:31:03,487
‫اینه که بتونم تو این دنیا یه کار خوبی بکنم،‬
‫یه کمکی به بقیه باشم.‬

425
00:31:04,404 --> 00:31:07,366
‫تحت هر شرایطی، پاش میفتم.‬

426
00:31:08,450 --> 00:31:11,369
‫و اگه کسی مجبورت می‌کنه‬
‫کاری رو برخلاف میلت انجام بدی،‬

427
00:31:11,370 --> 00:31:13,704
‫یه تفنگ شکاری گیج ۱۲ دارم‬
‫که می‌تونه قضیه رو حل‌وفصل کنه.‬

428
00:31:13,705 --> 00:31:15,873
‫علی، گفت مامانمو می‌کشه.‬

429
00:31:15,874 --> 00:31:17,833
‫پس به پلیس مبارزه با مواد مخدر بگو.‬

430
00:31:17,834 --> 00:31:20,252
‫- اونا خودشون بهم گفتن برم.‬
‫- من دارم بهت می‌گم نری.‬

431
00:31:20,253 --> 00:31:21,879
‫فقط یه شبه. اونا می‌رن مکزیک،‬

432
00:31:21,880 --> 00:31:23,964
‫منم برمی‌گردم پیش لوری،‬
‫تظاهر می‌کنم که می‌خوام جنسای آلامو رو بگیرم،‬

433
00:31:23,965 --> 00:31:25,549
‫و فردا صبحش،‬
‫دستبند می‌خوره به دستشون، همین.‬

434
00:31:25,550 --> 00:31:27,468
‫باشه، پس چرا تو اینجا نمی‌مونی‬
‫تا من برم مامانتو بیارم؟‬

435
00:31:27,469 --> 00:31:29,638
‫اونا که فقط به مامانِ لعنتیم رضایت نمی‌دن.‬

436
00:31:30,764 --> 00:31:33,265
‫علی، بعدش نوبت توئه. نوبت جیای لعنتیه.‬

437
00:31:33,266 --> 00:31:35,518
‫- بعدش نوبت همه‌ست.‬
‫- اگه بهش دستبند بزنن دیگه چه اهمیتی داره؟‬

438
00:31:35,519 --> 00:31:37,561
‫اگه این کارو نکنم، ممکنه‬
‫اصلاً پیداش نشه پیش لوری،‬

439
00:31:37,562 --> 00:31:38,730
‫و اونوقت کل نقشه به گا می‌ره.‬

440
00:31:40,023 --> 00:31:41,400
‫اون به یه برگ برنده تو آستینش نیاز داره.‬

441
00:31:42,359 --> 00:31:43,527
‫بذار منم باهات بیام.‬

442
00:31:46,154 --> 00:31:47,155
‫علی...‬

443
00:31:49,699 --> 00:31:51,034
‫دارم بهت می‌گم...‬

444
00:31:52,744 --> 00:31:54,079
‫این دیگه دفعه‌ی آخره.‬

445
00:31:59,251 --> 00:32:01,128
‫خب، پس فکر کنم بهتره‬
‫یکم پنکیک بخوریم.‬

446
00:32:02,129 --> 00:32:03,672
‫می‌خوام یه چیز خیلی عجیب بهت بگم.‬

447
00:32:07,884 --> 00:32:09,136
‫خدا باهام حرف زد.‬

448
00:32:10,720 --> 00:32:12,012
‫واقعاً؟‬

449
00:32:12,013 --> 00:32:13,222
‫آره.‬

450
00:32:13,223 --> 00:32:15,350
‫شفاف‌ترین چیزی بود‬
‫که تو کل عمرم شنیدم.‬

451
00:32:18,395 --> 00:32:19,479
‫چی گفت؟‬

452
00:32:22,691 --> 00:32:26,277
‫گفت، «من گریه‌های تو رو شنیدم.‬

453
00:32:26,278 --> 00:32:29,114
‫دردِ تو رو حس می‌کنم. ایمان داشته باش...‬

454
00:32:30,824 --> 00:32:32,825
‫و من تو رو از مصر بیرون می‌برم‬

455
00:32:32,826 --> 00:32:34,453
‫و به سرزمین موعود هدایتت می‌کنم.»‬

456
00:32:37,164 --> 00:32:38,999
‫و بعدش، یه درخت جاشوا رو منفجر کرد.‬

457
00:32:45,755 --> 00:32:47,256
‫این همون چیزی نیست که خدا به موسی گفت؟‬

458
00:32:47,257 --> 00:32:48,592
‫دیوونه‌کننده‌ست، نه؟‬

459
00:32:49,968 --> 00:32:51,552
‫خب، به نظرت معنیش چیه؟‬

460
00:32:51,553 --> 00:32:53,262
‫اینکه تو آستانه‌ی آزادیم.‬

461
00:32:53,263 --> 00:32:55,764
‫من یه حمالِ مواد لعنتی بودم.‬

462
00:32:55,765 --> 00:32:58,934
‫۲۵ سال تا ابد حبس داشتم،‬
‫و حالا لعنتی منو ببین.‬

463
00:32:58,935 --> 00:33:01,228
‫و دقیقاً به خاطر همینه‬
‫که نمی‌خوام گند بزنی بهش.‬

464
00:33:01,229 --> 00:33:03,647
‫- اوه، اون نمی‌ذاره همچین اتفاقی بیفته.‬
‫- حرفتو باور نمی‌کنم.‬

465
00:33:03,648 --> 00:33:05,733
‫من دو سال با لوری جون سالم به در بردم.‬

466
00:33:05,734 --> 00:33:08,068
‫خب، فکر می‌کنی‬
‫نمی‌تونم از پسِ یه شب دیگه بربیام؟‬

467
00:33:08,069 --> 00:33:09,821
‫وقتی این کثافت‌کاری تموم بشه،‬
‫می‌رم تگزاس.‬

468
00:33:10,864 --> 00:33:12,114
‫چرا تگزاس؟‬

469
00:33:12,115 --> 00:33:13,533
‫چون مزرعه و خونه‌م اونجاست.‬

470
00:33:16,870 --> 00:33:18,121
‫نه. جدی می‌گم. ببین.‬

471
00:33:19,414 --> 00:33:21,416
‫خیلی عجیبه، اینو ببین. اینو بخون.‬

472
00:33:26,254 --> 00:33:28,048
‫شماره ۶۱۳ جاده‌ی اورشلیم.‬

473
00:33:30,091 --> 00:33:32,010
‫آره. این یه نشانه‌ست.‬

474
00:33:35,180 --> 00:33:39,392
‫پس تو فکر می‌کنی این مزرعه،‬
‫همون سرزمین موعوده؟‬

475
00:33:41,311 --> 00:33:43,103
‫چه توضیح دیگه‌ای واسش هست؟‬

476
00:33:43,104 --> 00:33:46,065
‫قراره یه باسن جدید عمل کنم.‬

477
00:33:46,066 --> 00:33:48,401
‫- هی!‬
‫- احتمالاً یه چیزی شبیه این می‌شه.‬

478
00:33:57,077 --> 00:33:58,160
‫دختر، تو چطوری می‌خوای عمل باسن کنی‬

479
00:33:58,161 --> 00:33:59,161
‫- در حالی که این‌قدر ریزه‌میزه‌ای؟‬
‫- اوه!‬

480
00:33:59,162 --> 00:34:01,205
‫واسه همینه که این‌همه بستنی می‌خورم.‬

481
00:34:01,206 --> 00:34:02,665
‫آره، بخور، به خوردن ادامه بده.‬

482
00:34:02,666 --> 00:34:04,875
‫- قراره چقدر بزرگش کنی؟‬
‫- تا جایی که امکان داره.‬

483
00:34:04,876 --> 00:34:06,502
‫- اوکی.‬
‫- اوهوم.‬

484
00:34:06,503 --> 00:34:09,088
‫- آره، یا یه چیز گنده یا هیچی.‬
‫- چقدر قراره ازت پول بگیرن؟‬

485
00:34:09,089 --> 00:34:12,008
‫- آلامو هزینه‌شو می‌ده.‬
‫- با چه سودی؟‬

486
00:34:12,926 --> 00:34:14,093
‫نمی‌دونم.‬

487
00:34:14,094 --> 00:34:15,553
‫یعنی چه کوفتی که نمی‌دونی؟‬

488
00:34:15,554 --> 00:34:17,846
‫- این معامله‌ی بدیه. باید بدونی.‬
‫- اوه!‬

489
00:34:17,847 --> 00:34:20,057
‫من فقط هیجان‌زده‌ام‬
‫چون دارم می‌رم مکزیک.‬

490
00:34:20,058 --> 00:34:22,184
‫اوه، اونجا بهترین تاکوها رو دارن.‬

491
00:34:22,185 --> 00:34:23,937
‫فقط یادت باشه نمیری، دختر.‬

492
00:34:25,814 --> 00:34:27,690
‫ببخشید. اصلاً خنده‌دار نبود.‬

493
00:34:27,691 --> 00:34:29,400
‫- ببخشید.‬
‫- اشکالی نداره.‬

494
00:34:29,401 --> 00:34:30,569
‫آره، ما بهت نیاز داریم که برگردی.‬

495
00:34:31,444 --> 00:34:33,153
‫- ما دوستت داریم.‬
‫- آخی.‬

496
00:34:33,154 --> 00:34:34,531
‫مرسی.‬

497
00:34:39,828 --> 00:34:41,788
‫می‌دونی، قضیه‌ای که در مورد فنتانیل هست اینه که...‬

498
00:34:43,415 --> 00:34:45,166
‫چرا باید مشتری رو کُشت؟‬

499
00:34:47,168 --> 00:34:48,295
‫نمی‌دونم.‬

500
00:34:50,171 --> 00:34:52,798
‫می‌دونی، این قضیه اصلاً‬
‫تو کشورهای دیگه اتفاق نمیفته.‬

501
00:34:52,799 --> 00:34:54,134
‫فقط تو آمریکاست.‬

502
00:34:54,968 --> 00:34:56,595
‫واقعاً به هیچ‌جای هیچ‌کس نیست.‬

503
00:35:05,478 --> 00:35:08,398
‫تاحالا نگران شدی که‬
‫فنتانیلی که قاچاق کردی آدم کُشته باشه؟‬

504
00:35:19,075 --> 00:35:21,077
‫هنوزم فکر می‌کنی هر کسی می‌تونه رستگار بشه؟‬

505
00:35:23,455 --> 00:35:25,290
‫فقط در صورتی که خودشون بخوان.‬

506
00:35:28,335 --> 00:35:30,337
‫انداختنِ این آدما تو زندان یه شروعه، مگه نه؟‬

507
00:35:34,090 --> 00:35:35,842
‫می‌خوای کارای بدی که کردی رو جبران کنی؟‬

508
00:35:40,347 --> 00:35:41,848
‫از تغییر دادنِ خودت شروع کن.‬

509
00:35:43,600 --> 00:35:44,768
‫دارم سعیمو می‌کنم.‬

510
00:35:49,981 --> 00:35:51,524
‫بهم قول بده دیگه برنمی‌گردی اونجا.‬

511
00:35:53,026 --> 00:35:56,195
‫اگه اتفاقی واسه مامانم بیفته،‬
‫هیچ‌وقت خودمو نمی‌بخشم.‬

512
00:35:56,196 --> 00:35:58,114
‫فردا اولِ صبح می‌ریم‬
‫دنبالش و میاریمش.‬

513
00:36:00,116 --> 00:36:01,117
‫قبوله؟‬

514
00:36:05,038 --> 00:36:06,206
‫آره، قبوله.‬

515
00:36:12,545 --> 00:36:15,298
‫اگه شروعی هست،‬
‫حتماً پایانی هم داره.‬

516
00:36:22,138 --> 00:36:25,183
‫از خلقت، تا تقلا، تا رستگاری.‬

517
00:36:26,893 --> 00:36:27,894
‫زندگی...‬

518
00:36:28,812 --> 00:36:31,481
‫تحت هر شرایطی، داره‬
‫به سمت یه آینده‌ی روشن‌تر کشیده می‌شه.‬

519
00:36:34,984 --> 00:36:36,653
‫و حتی اگه این‌طوری به نظر نرسه...‬

520
00:36:39,447 --> 00:36:41,116
‫همین الانش هم یه موهبته.‬

521
00:36:44,452 --> 00:36:49,039
‫و اگه از این لحظه بیای بیرون‬
‫و به تاریخچه‌ی زندگیت نگاه کنی،‬

522
00:36:49,040 --> 00:36:50,582
‫به زندگیت توی تاریخ جهان،‬

523
00:36:50,583 --> 00:36:53,712
‫می‌بینی که هیچ‌وقت‬
‫چیزی جز موهبت نبوده.‬

524
00:36:59,676 --> 00:37:00,927
‫اینو باور دارم.‬

525
00:37:06,182 --> 00:37:08,434
‫و نمی‌دونم تا کجای عهد عتیق (تورات) پیش رفتی،‬

526
00:37:08,435 --> 00:37:10,686
‫ولی با خودم گفتم ارزششو داره بگم‬

527
00:37:10,687 --> 00:37:13,106
‫که موسی هیچ‌وقت‬
‫به سرزمین موعود نمی‌رسه.‬

528
00:37:15,984 --> 00:37:17,652
‫خب می‌بینی، تفاوتِ ما دقیقاً همینه.‬

529
00:37:31,249 --> 00:37:32,250
‫مرسی.‬

530
00:37:33,960 --> 00:37:35,003
‫هواتو دارم.‬

531
00:37:48,725 --> 00:37:51,810
‫<i>پشتیبانی هوایی داریم‬
‫که ون رو زیر نظر می‌گیره،</i>‬

532
00:37:51,811 --> 00:37:54,605
‫از لحظه‌ای که راه می‌افته‬
‫تا لحظه‌ای که برمی‌گرده.‬

533
00:37:54,606 --> 00:37:57,024
‫اونا قراره ۸۰ کیلو فنتانیل جابه‌جا کنن‬

534
00:37:57,025 --> 00:37:58,734
‫تو یه محفظه زیرِ کفِ ماشین.‬

535
00:37:58,735 --> 00:38:01,404
‫<i>فقط می‌خوام همه‬
‫حواسشون به این موضوع باشه، باشه؟</i>‬

536
00:38:03,281 --> 00:38:04,491
‫اَه، لعنتی.‬

537
00:38:05,283 --> 00:38:06,950
‫می‌شه یکم گاز استریل بدی بهم؟‬

538
00:38:06,951 --> 00:38:09,119
‫<i>به گشت مرزی خبر دادیم که دخالت نکنن</i>‬

539
00:38:09,120 --> 00:38:11,163
‫و بذارن محموله از مرز رد بشه.‬

540
00:38:11,164 --> 00:38:13,457
‫خبر بد اینه که، دارن شهروندای عادی رو‬

541
00:38:13,458 --> 00:38:15,459
‫اون عقب جابه‌جا می‌کنن. دو تا دختر جوون.‬

542
00:38:15,460 --> 00:38:17,503
‫امیدوارم یه راست بره تو باسَنم.‬

543
00:38:17,504 --> 00:38:19,671
‫اوه، می‌ره.‬

544
00:38:19,672 --> 00:38:21,757
‫<i>پس، حسابی محتاط باشید</i>‬

545
00:38:21,758 --> 00:38:24,844
‫<i>و بیاید مطمئن شیم کارو‬
‫همون‌طور که بلدیم انجام می‌دیم.</i>‬

546
00:39:01,798 --> 00:39:03,258
‫داستانِ خوبی واسه لوری سر هم کردی؟‬

547
00:39:06,177 --> 00:39:08,720
‫آره، فقط یه جورایی لازم دارم‬
‫که یه مشت بزنی تو صورتم.‬

548
00:39:08,721 --> 00:39:10,639
‫داداش، چی می‌گی؟‬

549
00:39:10,640 --> 00:39:11,891
‫داستانم اینه دیگه.‬

550
00:39:13,935 --> 00:39:15,853
‫ببین، اگه بزنم تو صورتت،‬

551
00:39:15,854 --> 00:39:17,981
‫ممکنه یه جوری بزنمت که همون‌جا بیهوش بشی.‬

552
00:39:18,940 --> 00:39:21,693
‫و آخرین چیزی که الان می‌خوایم اینه که‬
‫دو سه ساعت دیگه هم وقت تلف کنیم.‬

553
00:39:34,497 --> 00:39:36,582
‫اوه، لعنتی!‬

554
00:39:36,583 --> 00:39:39,167
‫این دیگه چه کوفتی بود؟‬

555
00:39:39,168 --> 00:39:41,296
‫اوه، آلامو کتکم زد.‬

556
00:39:43,214 --> 00:39:45,674
‫- پسر، گمشو برو از اینجا.‬
‫- آره.‬

557
00:39:45,675 --> 00:39:48,303
‫فقط اون هیکل دیوونه‌تو‬
‫قبل از صبح زود برگردون اینجا.‬

558
00:39:54,183 --> 00:39:55,852
‫یه جوری راه می‌ری انگار باسنت بو می‌ده.‬

559
00:40:09,240 --> 00:40:11,909
‫<i>این‌طوری نبود که دلم بخواد‬
‫برگردم پیش لوری.</i>‬

560
00:40:11,910 --> 00:40:14,453
‫<i>ولی واقعاً چاره دیگه‌ای نداشتم.</i>‬

561
00:40:14,454 --> 00:40:16,748
‫<i>آلامو باید فکر می‌کرد من طرفِ اونم.</i>‬

562
00:40:23,713 --> 00:40:25,715
‫<i>و وقتی از مکزیک برمی‌گشتن...</i>‬

563
00:40:27,133 --> 00:40:29,218
‫<i>پلیس مبارزه با مواد مخدر همه‌شونو دستگیر می‌کرد.</i>‬

564
00:40:47,654 --> 00:40:49,072
‫چی سرت اومده؟‬

565
00:40:50,239 --> 00:40:51,699
‫آلامو می‌خواست منو بکشه.‬

566
00:40:54,953 --> 00:40:56,537
‫و قراره همین کارو با تو هم بکنه.‬

567
00:40:58,122 --> 00:40:59,706
‫سَمی.‬

568
00:40:59,707 --> 00:41:02,001
‫راستش، چیز خاصی نیست.‬

569
00:41:02,794 --> 00:41:05,421
‫شاید واسه سکس مقعدی خوب باشه.‬
‫بهش یه نمره‌ی ۳ می‌دم.‬

570
00:41:12,387 --> 00:41:13,596
‫یه لحظه.‬

571
00:41:15,000 --> 00:41:29,000
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور با زیرنویس فارسی چسبیده, دریافت اپلیکیشن از سایت
www.cinemafreak.net

572
00:41:41,416 --> 00:41:44,876
‫حالا اگه اون جورابو از دهنت دربیارم،‬
‫قراره جیغ بزنی؟‬

573
00:41:44,877 --> 00:41:45,878
‫نوچ.‬

574
00:41:56,806 --> 00:41:58,057
‫قول می‌دی؟‬

575
00:42:10,236 --> 00:42:13,156
‫۷۲ ساعت وقت داری تا یه فکری به حال خودت بکنی.‬

576
00:42:16,367 --> 00:42:17,910
‫چرا ۷۲ ساعت؟‬

577
00:42:19,454 --> 00:42:22,457
‫چون دقیقاً همین‌قدر طول می‌کشه‬
‫تا از بی‌آبی بمیری.‬

578
00:42:24,417 --> 00:42:26,294
‫یعنی نمی‌خوای بهم آب بدی؟‬

579
00:42:28,212 --> 00:42:30,006
‫دارم درباره‌ی نِیت حرف می‌زنم.‬

580
00:42:33,551 --> 00:42:34,635
‫نِیت کجاست؟‬

581
00:42:35,845 --> 00:42:37,055
‫<i>آهای!</i>‬

582
00:42:39,057 --> 00:42:41,808
‫کسی صدامو می‌شنوه؟‬

583
00:42:41,809 --> 00:42:43,561
‫من زیرزمینم!‬

584
00:42:46,773 --> 00:42:48,566
‫من این پایینم!‬

585
00:42:49,358 --> 00:42:50,860
‫کمکم کنید!‬

586
00:42:54,864 --> 00:42:56,282
‫آهای!‬

587
00:42:58,618 --> 00:43:00,118
‫کمک!‬

588
00:43:00,119 --> 00:43:03,080
‫آره بابا، من اینجام.‬
‫هیچ خبری ازش نیست.‬

589
00:43:03,081 --> 00:43:04,874
‫<i>خانواده‌ی نِیت دربه‌در دنبالش می‌گشتن.</i>‬

590
00:43:07,502 --> 00:43:08,920
‫آره، من...‬

591
00:43:10,505 --> 00:43:12,423
‫می‌دونم. اونجا رو گشتم.‬

592
00:43:15,009 --> 00:43:17,678
‫خب، کَسی گفت که‬
‫چند هفته‌ست ندیدتش، پس...‬

593
00:43:18,679 --> 00:43:21,556
‫<i>ناز به کَسی دستور داده بود‬
‫به هیچ‌کس چیزی نگه،</i>‬

594
00:43:21,557 --> 00:43:23,267
‫<i>مگر اینکه دلش بخواد نِیت بمیره.</i>‬

595
00:43:33,236 --> 00:43:34,612
‫کمک!‬

596
00:43:41,953 --> 00:43:44,747
‫من این پایینم! آهای!‬

597
00:44:48,936 --> 00:44:49,979
‫هی، کَس.‬

598
00:44:54,817 --> 00:44:56,652
‫هی، کَس، اونجایی؟‬

599
00:44:58,738 --> 00:45:01,365
‫جیغ بزنی، سینه‌هاتو می‌بُرم.‬

600
00:45:04,619 --> 00:45:05,786
‫منم، رو.‬

601
00:45:09,290 --> 00:45:10,249
‫هی، کَس.‬

602
00:45:25,097 --> 00:45:27,307
‫هی. همه‌چی درست می‌شه.‬

603
00:45:27,308 --> 00:45:28,892
‫نگران نباش.‬

604
00:45:28,893 --> 00:45:30,770
‫همه‌چی قراره روبه‌راه بشه.‬

605
00:45:47,161 --> 00:45:48,328
‫الو؟‬

606
00:45:48,329 --> 00:45:49,829
‫<i>از کَسی خبری داری؟</i>‬

607
00:45:49,830 --> 00:45:51,665
‫نه می‌دونم، نه برام مهمه.‬

608
00:45:51,666 --> 00:45:53,625
‫<i>می‌شه فقط بری درِ اتاقشو بزنی؟</i>‬

609
00:45:53,626 --> 00:45:54,918
‫نه.‬

610
00:45:54,919 --> 00:45:57,379
‫کاری که شماها با دیلان کردین حال‌به‌هم‌زن بود.‬

611
00:45:57,380 --> 00:45:59,631
‫<i>این‌قدر شلوغش نکن.</i>‬

612
00:45:59,632 --> 00:46:03,969
‫من نمی‌فهمم چه بلایی سرت اومده،‬
‫مثلاً سرِ وجدانت.‬

613
00:46:03,970 --> 00:46:05,845
‫انگار همه‌تون عقلِ لعنتی‌تونو‬
‫از دست دادین،‬

614
00:46:05,846 --> 00:46:07,681
‫تو، کَسی، رو.‬

615
00:46:07,682 --> 00:46:09,557
‫<i>"رو" که همیشه دیوونه بود.</i>‬

616
00:46:09,558 --> 00:46:14,396
‫نه این‌طوری. همین چند دقیقه پیش اینجا بود‬
‫و داشت درباره‌ی گاوچرون‌های سیاه و نازی‌ها چرت‌وپرت می‌گفت،‬

617
00:46:14,397 --> 00:46:17,357
‫و اینکه چطوری داره واسه‬
‫سازمان مبارزه با مواد مخدر کار می‌کنه.‬

618
00:46:17,358 --> 00:46:19,192
‫یعنی، واقعاً دیوانه‌واره.‬

619
00:46:19,193 --> 00:46:22,028
‫<i>آروم باش، من فقط دارم‬
‫سعی می‌کنم خواهرتو پیدا کنم.</i>‬

620
00:46:22,029 --> 00:46:25,324
‫خب، احتمالاً به لطفِ تو‬
‫الان داره پورن بازی می‌کنه.‬

621
00:46:27,368 --> 00:46:30,246
‫توروخدا! خدایا کمکم کن!‬

622
00:46:32,748 --> 00:46:35,501
‫کمک! خواهش می‌کنم!‬

623
00:46:36,669 --> 00:46:39,045
‫من زیرزمینم!‬

624
00:46:39,046 --> 00:46:41,381
‫من این پایینم!‬

625
00:46:41,382 --> 00:46:42,800
‫کمک!‬

626
00:46:44,135 --> 00:46:45,928
‫وای خدا، توروخدا کمک کنید!‬

627
00:46:52,518 --> 00:46:54,811
‫توروخدا، خدایا، خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم.‬

628
00:46:54,812 --> 00:46:56,689
‫توروخدا کمکم کن.‬

629
00:47:00,651 --> 00:47:01,652
‫لعنتی!‬

630
00:47:12,621 --> 00:47:13,998
‫توروخدا کمکم کنید.‬

631
00:47:15,124 --> 00:47:16,500
‫خواهش می‌کنم!‬

632
00:47:26,385 --> 00:47:27,928
‫من این پایینم.‬

633
00:47:29,847 --> 00:47:30,848
‫کمک!‬

634
00:47:33,100 --> 00:47:34,894
‫خدایا شکرت.‬

635
00:47:35,978 --> 00:47:37,521
‫ممنون.‬

636
00:47:41,692 --> 00:47:43,861
‫اوه، خدایا شکرت.‬

637
00:48:14,975 --> 00:48:17,185
‫توروخدا کمکم کنید. توروخدا کمک کنید.‬

638
00:48:17,186 --> 00:48:19,647
‫کمک. کمک.‬

639
00:48:20,689 --> 00:48:21,899
‫خواهش می‌کنم.‬

640
00:48:29,031 --> 00:48:31,450
‫وای، لعنتی. وای، لعنتی.‬

641
00:48:32,701 --> 00:48:34,911
‫توروخدا. توروخدا.‬

642
00:48:34,912 --> 00:48:36,914
‫توروخدا، خدایا.‬

643
00:48:57,810 --> 00:48:58,978
‫خیلی خفنه.‬

644
00:49:34,430 --> 00:49:36,348
‫هوو! لعنتی!‬

645
00:49:37,808 --> 00:49:39,852
‫هارلی بهم گفت گوشی نداری.‬

646
00:49:42,021 --> 00:49:44,398
‫آره، آلامو ازم گرفتش.‬

647
00:49:45,983 --> 00:49:49,486
‫ببین، قضیه این بود که‬
‫سرم خیلی شلوغ بود داداش.‬

648
00:49:49,487 --> 00:49:51,863
‫- می‌دونی که کار داشتم، عزیزم.‬
‫- <i>نه، منم سرم شلوغ بود.</i>‬

649
00:49:51,864 --> 00:49:54,324
‫ببین، من که بهت گفتم،‬
‫می‌خواستم تو...‬

650
00:49:54,325 --> 00:49:56,242
‫مادرِ بچه‌م و این حرفا بشی، مگه نه؟‬

651
00:49:56,243 --> 00:49:58,203
‫<i>من قرار نیست مادرِ بچه‌ت بشم، پسر.</i>‬

652
00:49:58,204 --> 00:49:59,746
‫- ببین...‬
‫<i>- این فکرو از سرت بیرون کن.</i>‬

653
00:49:59,747 --> 00:50:02,625
‫ما می‌تونیم... ببین،‬
‫بچه‌مون هم خیلی خوشگل می‌شد.‬

654
00:50:07,713 --> 00:50:09,380
‫- <i>الو؟</i>‬
‫- مِدی؟‬

655
00:50:09,381 --> 00:50:12,051
‫<i>- هوم؟</i>‬
‫- من یکم تو دردسر افتادم.‬

656
00:50:13,427 --> 00:50:15,346
‫می‌تونم بذارمت رو اسپیکر‬
‫که با یکی حرف بزنی؟‬

657
00:50:17,765 --> 00:50:18,766
‫<i>الو؟</i>‬

658
00:50:20,893 --> 00:50:21,977
‫<i>الو؟</i>‬

659
00:50:22,978 --> 00:50:24,605
‫<i>گزینه‌هات ایناست.</i>‬

660
00:50:25,856 --> 00:50:30,528
‫<i>یا یه میلیون دلار برام میاری،‬
‫یا شروع می‌کنیم به خط‌خطی کردنِ صورتِ رفیقت.</i>‬

661
00:50:31,695 --> 00:50:34,114
‫<i>وایسا ببینم، اونجا چه خبرِ کوفتی‌ای هست، کَسی؟</i>‬

662
00:50:39,328 --> 00:50:41,330
‫هی.‬

663
00:50:42,289 --> 00:50:45,501
‫آلامو اینو برات انتخاب کرده.‬
‫می‌گه تنت کنی.‬

664
00:51:06,438 --> 00:51:08,148
‫زیاد بهش فکر نکن.‬

665
00:51:09,316 --> 00:51:11,527
‫هزار تا روزِ بد رو‬
‫با یه زندگیِ خوب عوض کن.‬

666
00:51:20,619 --> 00:51:24,956
‫خب، توقع داری باور کنیم‬
‫که آلامو بی‌دلیل کتکت زده؟‬

667
00:51:24,957 --> 00:51:26,708
‫اون فکر می‌کنه من دارم واسه شما کار می‌کنم.‬

668
00:51:26,709 --> 00:51:29,085
‫گرگِ گنده و بدجنس رکب خورده.‬

669
00:51:29,086 --> 00:51:31,672
‫اونم از یه مشتِ‬
‫دهاتیِ حروم‌زاده.‬

670
00:51:35,050 --> 00:51:36,884
‫دقیقاً.‬

671
00:51:36,885 --> 00:51:38,761
‫پس اون فکر می‌کنه تو به ما وفاداری؟‬

672
00:51:38,762 --> 00:51:39,763
‫آره.‬

673
00:51:42,308 --> 00:51:43,475
‫ولی نیستی.‬

674
00:51:48,606 --> 00:51:50,440
‫اگه نبودم چرا باید الان اینجا باشم؟‬

675
00:51:50,441 --> 00:51:53,318
‫خب، من از کجا بدونم، ها؟‬
‫منظورم اینه که، شاید شانست ته کشیده.‬

676
00:51:53,319 --> 00:51:55,528
‫شاید همون‌طور که به ما نارو زدی،‬
‫به آلامو هم نارو زدی،‬

677
00:51:55,529 --> 00:51:57,614
‫و دیگه هیچ جایی واسه رفتن نداری.‬

678
00:51:57,615 --> 00:52:00,075
‫منظورم اینه که، من فقط‬
‫می‌خواستم پولتونو پس بدم.‬

679
00:52:00,993 --> 00:52:02,828
‫می‌دونی، فقط می‌خواستم گندمو جبران کنم.‬

680
00:52:03,871 --> 00:52:05,330
‫چرا؟‬

681
00:52:05,331 --> 00:52:08,082
‫وقتی اون موادا رو نسیه بهم دادی،‬
‫هیچ برنامه‌ای نداشتم.‬

682
00:52:08,083 --> 00:52:09,960
‫فقط دروغ می‌گفتم تا بتونم مواد بکشم.‬

683
00:52:11,587 --> 00:52:13,464
‫فقط دروغ پشتِ دروغ بود، می‌دونی؟‬

684
00:52:15,883 --> 00:52:19,094
‫یه جورایی کل زندگیم همین‌جوری بوده،‬
‫و همیشه هم قسر در رفتم.‬

685
00:52:20,346 --> 00:52:23,098
‫منظورم اینه که، به مامانم دروغ گفتم،‬
‫به دوستام دروغ گفتم.‬

686
00:52:24,558 --> 00:52:26,142
‫به شما دروغ گفتم.‬

687
00:52:26,143 --> 00:52:28,269
‫اون‌قدر دروغ گفتم که‬
‫دیگه آدما حتی حرفمو باور نمی‌کنن...‬

688
00:52:28,270 --> 00:52:29,772
‫حتی وقتی دارم راستشو می‌گم.‬

689
00:52:34,568 --> 00:52:36,195
‫پس من از چی قسر در رفتم؟‬

690
00:52:37,071 --> 00:52:38,656
‫به نظرم دروغ‌هات چیز خوبی‌ان.‬

691
00:52:39,490 --> 00:52:42,617
‫چون اگه به ما خیانت نکرده بودی،‬
‫اگه بی‌وفاییِ تو...‬

692
00:52:42,618 --> 00:52:43,744
‫بی‌شخصیتیِ تو نبود...‬

693
00:52:44,912 --> 00:52:47,206
‫الان نمی‌تونستیم تا این حد‬
‫دهنِ اون میمون رو سرویس کنیم، مگه نه؟‬

694
00:52:47,790 --> 00:52:48,956
‫آمین.‬

695
00:52:48,957 --> 00:52:52,126
‫لعنتی، تو فِی رو آوردی اینجا‬
‫فقط واسه اینکه پنج هزار تا از بدهیت کم بشه.‬

696
00:52:52,127 --> 00:52:54,963
‫و اون قشنگ‌ترین اتفاقی بود‬
‫که تا حالا تو زندگیم افتاده.‬

697
00:52:56,256 --> 00:52:58,174
‫پس حتی اگه قصد داشتی به ما ضربه بزنی،‬

698
00:52:58,175 --> 00:53:00,135
‫به کاسبیمون، به خانواده...‬

699
00:53:01,428 --> 00:53:04,890
‫می‌خوام ازت تشکر کنم، چون‬
‫تمام دروغ‌هات تبدیل به موهبت شدن.‬

700
00:53:08,811 --> 00:53:10,396
‫پس مجازاتش چیه؟‬

701
00:53:11,522 --> 00:53:13,856
‫فقط به خاطر اینکه همه‌چی خوب پیش رفت،‬
‫معنیش این نیست که جرمی اتفاق نیفتاده.‬

702
00:53:13,857 --> 00:53:15,149
‫هوم.‬

703
00:53:15,150 --> 00:53:16,402
‫جرم؟‬

704
00:53:17,653 --> 00:53:18,904
‫خیانت.‬

705
00:53:22,324 --> 00:53:24,409
‫مگه سزای خیانت مرگ نیست؟‬

706
00:53:24,410 --> 00:53:25,744
‫اگه ما این‌طوری تصمیم بگیریم.‬

707
00:53:27,579 --> 00:53:29,831
‫نظرت چیه پلکاشو ببُریم، ها؟‬

708
00:53:29,832 --> 00:53:31,207
‫- چطوره؟‬
‫- اوه اوه اوه!‬

709
00:53:31,208 --> 00:53:32,875
‫اوه، آره.‬

710
00:53:32,876 --> 00:53:36,629
‫یا می‌تونیم کاری که آلامو با دختراش می‌کنه رو بکنیم‬
‫و بفروشیمش.‬

711
00:53:36,630 --> 00:53:38,464
‫یه حمومش بدیم و سینه‌هاشو پروتز کنیم.‬

712
00:53:38,465 --> 00:53:41,050
‫زبونش رو هم با بوتاکس فلج کنیم.‬

713
00:53:41,051 --> 00:53:42,802
‫آلامو این کارا رو می‌کنه؟‬

714
00:53:42,803 --> 00:53:44,637
‫پس فکر کردی چی‌کار می‌کنه؟‬

715
00:53:44,638 --> 00:53:47,056
‫خب، چی میگی؟‬
‫می‌خوای عروسک جنسیِ یه آدم پولدار بشی؟‬

716
00:53:47,057 --> 00:53:49,977
‫یا شایدم باید‬
‫یه خط فنتانیل بهت بدیم.‬

717
00:53:51,186 --> 00:53:52,980
‫منظورم اینه که من طرف توأم.‬

718
00:53:54,189 --> 00:53:55,482
‫مگه اینکه داشته باشی دروغ میگی.‬

719
00:53:58,235 --> 00:54:01,279
‫فردا که آلامو برسه اینجا،‬
‫من طرف تو وایمیسم.‬

720
00:54:01,280 --> 00:54:03,532
‫شاید تو باید کسی باشی‬
‫که یه گلوله خالی می‌کنه تو سرش.‬

721
00:54:06,034 --> 00:54:07,661
‫اصلاً انتظارشو نداره.‬

722
00:54:10,622 --> 00:54:11,749
‫دست بدیم؟ (قبوله؟)‬

723
00:54:28,474 --> 00:54:31,017
‫اوه، اوضاع داره جدی می‌شه!‬

724
00:54:31,018 --> 00:54:34,479
‫اوه اوه!‬

725
00:54:34,480 --> 00:54:36,774
‫آره، پسر خودمی.‬

726
00:54:45,282 --> 00:54:46,366
‫به کمکت نیاز دارم.‬

727
00:54:47,409 --> 00:54:49,494
‫بیا و یه پایی تو این آب بزن.‬

728
00:54:49,495 --> 00:54:51,329
‫دارن از کِسی باج می‌گیرن.‬

729
00:54:51,330 --> 00:54:52,914
‫- کی؟‬
‫- یه ارمنی.‬

730
00:54:52,915 --> 00:54:54,415
‫اوه.‬

731
00:54:54,416 --> 00:54:56,834
‫من از ارمنی‌ها دوری می‌کنم.‬

732
00:54:56,835 --> 00:54:58,754
‫خب، می‌تونی فقط تو همین یه مورد کمکم کنی؟‬

733
00:54:59,838 --> 00:55:01,799
‫بگو که این آب حس خوبی بهت نمیده.‬

734
00:55:07,179 --> 00:55:08,888
‫پس، از پول درآوردن برام‬

735
00:55:08,889 --> 00:55:10,473
‫رسیدی به اینکه برام خرج بتراشی.‬

736
00:55:10,474 --> 00:55:13,477
‫اگه کس دیگه‌ای رو داشتم بهش می‌گفتم،‬
‫ولی تو کارراه‌اندازی.‬

737
00:55:15,938 --> 00:55:19,024
‫خب، اگه اصرار داری‬
‫که به بحث کاری ادامه بدی...‬

738
00:55:20,234 --> 00:55:22,694
‫باید یه چیزی بیشتر از فقط‬
‫یه انگشت پاتو تو آب بکنی.‬

739
00:55:27,616 --> 00:55:30,243
‫بیا. بفرما.‬

740
00:55:30,244 --> 00:55:31,578
‫بفرما.‬

741
00:55:32,663 --> 00:55:33,664
‫می‌دونی...‬

742
00:55:35,707 --> 00:55:39,711
‫تو تنها کسی نیستی‬
‫که یه روز خیلی گند و طولانی داشته.‬

743
00:55:43,590 --> 00:55:45,509
‫ولی هیچ‌کس از من نمیپرسه چه حسی دارم.‬

744
00:55:47,302 --> 00:55:50,263
‫- خب، چه حسی داری؟‬
‫- پر از استرسم.‬

745
00:55:50,264 --> 00:55:51,431
‫کلافه‌ام.‬

746
00:55:53,100 --> 00:55:56,061
‫لعنتی، حتی به «رو» هم گفتم‬
‫بره اون بیرون کارا رو راست‌وریس کنه.‬

747
00:55:56,854 --> 00:56:00,231
‫اوهوم، پس واسه همینه‬
‫که این‌قدر تحت فشاره.‬

748
00:56:00,232 --> 00:56:01,274
‫چطور مگه؟‬

749
00:56:01,275 --> 00:56:03,610
‫با یکی از دوستامون دعوای بدی کرد.‬

750
00:56:06,572 --> 00:56:07,614
‫سر چی؟‬

751
00:56:08,448 --> 00:56:10,658
‫نازی‌ها یا یه همچین چیزی؟‬

752
00:56:10,659 --> 00:56:12,201
‫نازی‌ها؟‬

753
00:56:12,202 --> 00:56:14,121
‫نازی‌ها دیگه چه کوفتیه؟‬

754
00:56:15,414 --> 00:56:18,041
‫نازی‌ها و نمی‌دونم،‬
‫مأمورای مبارزه با مواد مخدر.‬

755
00:56:18,876 --> 00:56:19,877
‫نمی‌دونم.‬

756
00:56:21,169 --> 00:56:22,170
‫همم.‬

757
00:56:26,300 --> 00:56:27,634
‫واقعاً آدم عجیبیه.‬

758
00:56:29,011 --> 00:56:31,555
‫بذار این انگشتای کوچولوی پاتو ببینم.‬

759
00:56:38,312 --> 00:56:40,230
‫این کوچولوها رو ببین.‬

760
00:56:41,857 --> 00:56:44,401
‫خیلی ظریفن، نه؟‬
‫چه حسی داره؟‬

761
00:56:46,904 --> 00:56:48,112
‫حس خوبیه، مگه نه؟‬

762
00:56:48,113 --> 00:56:50,072
‫ببین، این قضیه‌ی کِسی جدیه.‬

763
00:56:50,073 --> 00:56:51,575
‫چرا یه کم نزدیک‌تر نمیای؟‬

764
00:56:52,618 --> 00:56:54,161
‫همه‌چی رو بهم بگو، درباره‌ی این...‬

765
00:56:55,370 --> 00:56:56,830
‫مشکلت.‬

766
00:57:55,764 --> 00:57:56,765
‫مرسی.‬

767
00:57:58,433 --> 00:57:59,518
‫خواهش می‌کنم.‬

768
00:58:05,607 --> 00:58:07,776
‫هی. هی. هی.‬

769
00:58:08,860 --> 00:58:10,194
‫نگام کن.‬

770
00:58:10,195 --> 00:58:11,821
‫داری چیکار می‌کنی؟ پاشو بریم برقصیم.‬

771
00:58:11,822 --> 00:58:13,322
‫- نه!‬
‫- بیا با من برقص.‬

772
00:58:13,323 --> 00:58:15,741
‫نه، به نظرم کاری که کردی خیلی گند بود.‬

773
00:58:15,742 --> 00:58:19,078
‫منظورت چیه؟ نگاش کن.‬
‫حقشه هر بلایی سرش بیاد.‬

774
00:58:19,079 --> 00:58:21,081
‫- الان اصلاً دلم نمی‌خواد پیشت باشم.‬
‫- هی. عزیزم.‬

775
00:58:39,307 --> 00:58:40,684
‫چیزی می‌خوری برات بیارم؟‬

776
00:58:42,602 --> 00:58:44,438
‫اوه، باشه.‬

777
00:59:08,712 --> 00:59:10,629
‫مطمئنی ارزششو داره؟‬

778
00:59:10,630 --> 00:59:12,007
‫اون یه ماشین پول‌سازیه.‬

779
00:59:14,259 --> 00:59:15,844
‫دخترای زیادی اون بیرون هستن.‬

780
00:59:17,512 --> 00:59:18,972
‫این یکی فرق داره.‬

781
00:59:34,321 --> 00:59:35,447
‫تصمیم خودته.‬

782
00:59:36,698 --> 00:59:37,824
‫برو انجامش بده.‬

783
01:01:30,854 --> 01:01:32,564
‫حتماً خیلی این دختره رو دوست داری.‬

784
01:01:36,109 --> 01:01:37,569
‫برو پولمو بیار.‬

785
01:02:12,646 --> 01:02:14,189
‫این یه شوخی مسخره‌ست؟‬

786
01:02:19,569 --> 01:02:22,697
‫بهتره که تیرانداز خیلی خفنی باشی،‬
‫حروم‌زاده.‬

787
01:02:28,411 --> 01:02:30,455
‫اون اسلحه‌ی لعنتی رو بذار پایین.‬

788
01:02:31,373 --> 01:02:33,583
‫آرتور.‬

789
01:02:43,093 --> 01:02:44,928
‫آروم با اون ماشه.‬

790
01:02:58,858 --> 01:02:59,943
‫آرتور.‬

791
01:03:08,952 --> 01:03:09,995
‫آرتور.‬

792
01:03:43,278 --> 01:03:45,196
‫وقتی مست می‌کنی خیلی بدجنس میشی.‬

793
01:03:46,323 --> 01:03:47,906
‫خب، اون یه خائن عوضیه.‬

794
01:03:47,907 --> 01:03:49,658
‫اون دوست منه.‬

795
01:03:49,659 --> 01:03:51,285
‫تو طرف کی هستی؟‬

796
01:03:51,286 --> 01:03:52,995
‫طرف تو.‬

797
01:03:52,996 --> 01:03:54,331
‫خب، اصلاً همچین حسی بهم نمیده.‬

798
01:03:55,373 --> 01:03:57,708
‫خیلی ساده‌ست. یا سیاهه یا سفید.‬

799
01:03:57,709 --> 01:04:00,544
‫- باشه؟‬
‫- مگه «رو» این وسط نیست؟‬

800
01:04:00,545 --> 01:04:01,629
‫هیچ حد وسطي وجود نداره.‬

801
01:04:08,887 --> 01:04:11,765
‫عزیزم، می‌دونی نازی‌ها‬
‫مجبور می‌کردن سربازای اس‌اس چیکار کنن؟‬

802
01:04:12,515 --> 01:04:14,683
‫- نه.‬
‫- بهشون از این...‬

803
01:04:14,684 --> 01:04:17,854
‫توله‌سگای پشمالو و بامزه می‌دادن،‬
‫همون اولای آموزش.‬

804
01:04:19,439 --> 01:04:21,483
‫و سربازا باید بزرگشون می‌کردن.‬

805
01:04:22,609 --> 01:04:25,778
‫می‌دونی، باید ازشون مراقبت می‌کردن،‬
‫باید بهشون محبت می‌کردن.‬

806
01:04:25,779 --> 01:04:28,073
‫باید بهشون غذا می‌دادن،‬
‫باید همه کار براشون می‌کردن.‬

807
01:04:29,949 --> 01:04:31,284
‫و آخرِ دوره آموزشی...‬

808
01:04:32,577 --> 01:04:34,120
‫سربازا یه چاقو برمی‌داشتن...‬

809
01:04:35,163 --> 01:04:37,165
‫و سرِ لعنتی‌شون رو می‌بریدن.‬

810
01:04:38,833 --> 01:04:41,795
‫می‌فهمی این کار چقدر مریض و روانیه دیگه؟‬

811
01:04:42,462 --> 01:04:43,880
‫اوه، آره.‬

812
01:04:45,131 --> 01:04:46,716
‫این همون کاریه که مجبورت می‌کنم انجام بدی.‬

813
01:04:49,552 --> 01:04:51,471
‫مجبورت می‌کنم مثل یه سگ‬
‫جونِ «رو» رو بگیری.‬

814
01:04:59,854 --> 01:05:01,481
‫فقط از فکر کردن بهش هم دارم راست می‌کنم.‬

815
01:05:23,002 --> 01:05:24,254
‫فردا روز بزرگیه.‬

816
01:05:25,922 --> 01:05:27,590
‫خوابای خوب ببینی.‬

817
01:05:41,855 --> 01:05:44,023
‫نیت، داریم میایم پیشت!‬

818
01:05:44,983 --> 01:05:47,901
‫فقط طاقت بیار، عزیزم.‬
‫من اینجام. من همینجام.‬

819
01:05:47,902 --> 01:05:50,237
‫فقط بگم، خیلی دوستت دارم.‬

820
01:05:50,238 --> 01:05:52,365
‫خیلی متأسفم. من همینجام.‬

821
01:06:13,136 --> 01:06:15,013
‫بیشتر از یه میلیون دلار تو ضرریم.‬

822
01:06:15,847 --> 01:06:18,266
‫این یعنی ۲۰ درصد از کل درآمدای آینده‌مون.‬

823
01:06:22,854 --> 01:06:25,315
‫واسه رفاقت، بهای خیلی سنگینیه.‬

824
01:06:26,900 --> 01:06:29,360
‫اصلاً فکرشو نمی‌کردم‬
‫بتونی مفت و مجانی برش گردونی.‬

825
01:06:32,071 --> 01:06:33,656
‫این به اون معنی نیست که مرده‌ها زنده نمی‌مونن.‬

826
01:06:39,662 --> 01:06:40,997
‫الان دیگه مشکل چیه؟‬

827
01:06:42,415 --> 01:06:43,416
‫اوه.‬

828
01:06:45,335 --> 01:06:48,420
‫چی پیش خودت فکر کردی؟‬
‫چون ازت خوشم میاد،‬

829
01:06:48,421 --> 01:06:50,673
‫قراره همه این کارا رو مفت و مجانی انجام بدم؟‬

830
01:06:53,551 --> 01:06:54,552
‫می‌دونی چیه؟‬

831
01:06:56,679 --> 01:06:59,224
‫وقتش بود که سر عقل بیای.‬

832
01:07:26,000 --> 01:07:28,086
‫من همینجام، نیت. دارم میام، عزیزم.‬

833
01:07:35,385 --> 01:07:37,011
‫من اینجام، عزیزم.‬

834
01:07:43,393 --> 01:07:45,812
‫یالا، عزیزم. بلندش کن.‬

835
01:09:44,013 --> 01:09:45,473
‫بریم پولو برداریم.‬

836
01:09:47,975 --> 01:09:50,060
‫به نظرم باید وایسیم.‬

837
01:09:50,061 --> 01:09:52,063
‫وین میگه می‌خواد بکشتت.‬

838
01:11:56,020 --> 01:11:57,814
‫لعنتی، کار نمی‌کنه.‬

839
01:11:58,731 --> 01:11:59,732
‫صبر کن.‬

840
01:12:41,440 --> 01:12:42,608
‫همینه.‬

841
01:13:51,469 --> 01:13:52,970
‫این دیگه چه کوفتیه؟‬

842
01:13:54,764 --> 01:13:56,390
‫این همه دختر کین اینجا؟‬

843
01:14:00,937 --> 01:14:03,855
‫- پولا کجاست؟‬
‫- پولی در کار نیست، فی.‬

844
01:14:03,856 --> 01:14:05,523
‫تو بهم قول دادی‬
‫می‌تونم پولی که اونجاست رو بردارم.‬

845
01:14:05,524 --> 01:14:08,318
‫می‌دونم، ولی اینجا هیچ پولی نیست،‬
‫فی، باشه؟‬

846
01:14:08,319 --> 01:14:10,487
‫قرار بود اینجا پول باشه.‬

847
01:14:10,488 --> 01:14:12,572
‫تو همون کسی هستی که بهم گفتی‬
‫اینجا پولِ لعنتی هست.‬

848
01:14:12,573 --> 01:14:14,824
‫- بود.‬
‫- خب باشه، شاید دارن ازش...‬

849
01:14:14,825 --> 01:14:16,577
‫واسه معامله استفاده می‌کنن، خب؟‬

850
01:14:18,579 --> 01:14:20,622
‫- فقط بذارش سر جاش.‬
‫- چی؟‬

851
01:14:20,623 --> 01:14:22,916
‫فقط همه‌چیزو بذار سر جاش.‬

852
01:14:22,917 --> 01:14:25,460
‫باشه؟ فکر می‌کنه‬
‫من تو این کار بهت کمک کردم.‬

853
01:14:25,461 --> 01:14:27,420
‫نه، نه، نه.‬
‫هی، می‌تونی فقط با من بیای.‬

854
01:14:27,421 --> 01:14:29,506
‫تو بهم دروغ گفتی.‬
‫باورم نمیشه بهت اعتماد کردم،‬

855
01:14:29,507 --> 01:14:31,508
‫- و تو بهم دروغ گفتی.‬
‫- هیس، هی، هی، من دروغ نگفتم.‬

856
01:14:31,509 --> 01:14:32,842
‫می‌شه لطفاً‬
‫صدای لعنتیت رو بیاری پایین؟‬

857
01:14:32,843 --> 01:14:35,929
‫کل زندگیم،‬
‫همه فقط بهم دروغ میگن.‬

858
01:14:35,930 --> 01:14:38,098
‫فقط دروغ میگن و دروغ میگن و دروغ.‬

859
01:14:38,099 --> 01:14:39,641
‫آلامو بهت پول میده.‬

860
01:14:39,642 --> 01:14:42,936
‫- چرا من تنها کسی‌ام که وفاداره؟‬
‫- فی، فی، فی.‬

861
01:14:42,937 --> 01:14:44,437
‫- چطور تونستی با من این کارو بکنی؟‬
‫- لطفاً ساکت باش. هیس.‬

862
01:14:44,438 --> 01:14:45,814
‫- فکر می‌کردم دوستمی.‬
‫- خواهش می‌کنم. من دوستتم.‬

863
01:14:45,815 --> 01:14:47,024
‫- بهت اعتماد کردم.‬
‫- من دوستتم.‬

864
01:14:47,858 --> 01:14:50,276
‫هی، هی، هی، هی. فی.‬

865
01:14:50,277 --> 01:14:51,529
‫بیخیال، تو منو می‌شناسی.‬

866
01:14:52,196 --> 01:14:54,240
‫من دوستتم.‬
‫من دوستتم، دروغ نگفتم.‬

867
01:14:56,492 --> 01:14:58,494
‫فقط صدای لعنتیتو بیار پایین، لطفاً.‬

868
01:14:59,912 --> 01:15:01,830
‫می‌تونی بهم اعتماد کنی.‬

869
01:15:01,831 --> 01:15:04,291
‫فی؟ فی، نکن.... نکن...‬

870
01:15:05,251 --> 01:15:07,086
وین

871
01:15:08,000 --> 01:15:20,000
«ارائـه شـده تـوسـط رســانــه بــزرگ ســیـنـمـافــریــک»
.:::CinemaFreak.Net:::.

